بخش سیاسى داخلی
“غرب” در هزاره سوم بر اساس “ماهیت واحد” و “رفتار چندگانه” عمل مىکند. به عبارت دیگر کاخ سفید و کشورهاى اروپایى در راستاى برخورد با جریانهاى پویاى اسلامى حرکت زیرزمینى و عمقى طرحریزى شدهاى را آغاز کردهاند. کشف این ساختار و لایه پنهان و آشکارسازى آن مهارت و آگاهى ویژهاى را مىطلبد. مقام معظم رهبرى چندى پیش با مطرح ساختن بحث “ناتوى فرهنگی” شالوده تحرکات عمقى و پنهان غرب در خاورمیانه را مورد اشاره و بحث قرار دادند. در اظهارات اخیر رهبر فرزانه انقلاب ابعاد و جوانب نحوه دخالت واشنگتن و همپیمانان آن در خاورمیانه به نحوى موثر و کاربردى آشکار شده است. ایشان با تشریح فضاى منطقه و تلاش دو دولت “نجس” و “نحس” آمریکا و انگلستان در راستاى جلب همکارى چند دولت عربى با هدف انزواى ایران به دام خطرناکى که در مقابل برخى کشورهاى اسلامى پهن شده است اشاره نمودهاند و ایجاد فاصله و تفرقه میان “سنی” و “شیعه” را توطئهاى از جانب غرب برشمردهاند.
واقعیت امر این است که پس از ناکامى آمریکا و متحدان اروپایى آن در منزوى ساختن جمهورى اسلامى ایران در منطقه، تئوریسینهاى غربى به ایجاد فضایى مجازى و توهمزا براى برخى دولتهاى عربى روى آوردهاند. بر این اساس دشمن مشترک اصلى شیعیان و اهل تسنن و کلیه کشورهاى تعریفشده در حوزه خاورمیانه یعنى اسرائیل در هاله ایجاد شده توسط غرب پنهان شده و نزاعهاى مذهبى و قومى جایگزین آن مىشود. این در حالیست که غده سرطانى اسرائیل همچنان به تنفس شوم خود در هواى منطقه مىپردازد.
در طول سالهاى پس از اشغال عراق، کاخ سفید و انگلستان با تقویت جریانهاى افراطى و القاعده در خاورمیانه سعى کردند محیط منطقه را به بسترى در جهت تقابل مذاهب و فرقههاى اسلامى با یکدیگر تبدیل کنند. بسیارى از حوادث مانند آنچه در مسجد براسا، مسجد کوفه و حرم امامین عسگریین (علیهماالسلام) رخ داد توطئهاى مدون از جانب غرب در جهت تغییر مسیر حرکت خاورمیانه و عدم دستیابى به اتحاد دینى و اسلامى بود. حتى آمریکا با مطرحساختن بحث هلال شیعى و بهرهبردارى سیاسى از اعدام صدام حسین هزینه بسیارى در این راستا متحمل شد.
نکته اصلى این است که نه تنها جمهورى اسلامى ایران در طول 27 سال اخیر براى کشورهاى غربى منطقه تهدیدزا نبوده است، بلکه همواره مولدى براى پویایى و نشاط سیاسى در منطقه بوده است. ایران با کشورهاى عربى و اسلامى همانند برادر و دوست رفتار کرده و همواره تاکید خود را بر مبناى همگرایى امنیتى و استراتژیک قرار داده است. از سوى دیگر ایران آمادهترین کشورى است که در مقابل مثلث شرارت یعنى “آمریکا، اسرائیل و انگلستان” و توطئههاى آنها در منطقه مقاومت نموده و بدین طریق بسیارى از آفتها و خطرات را به سود خاورمیانه دفع کرده است.
دام جدیدى که لندن و واشنگتن براى چند کشور عربى پهن کردهاند تلهاى قابل گسست است. گذار از این تله و درک مناسبات منطقه به صورتى صحیح و واقعبینانه نیاز به “آگاهی” و “بینش” دارد. درایتها و تلاشهاى جمهورى اسلامى ایران و جریانهاى پویا مانند حزبالله لبنان این “آگاهی” را به ملتهاى منطقه منتقل ساخته است. اکنون نوبت دولتهاى عربى است تا ضمن بازگشت به فضاى “تفکر موثر” از گرفتارى خود در این دام شوم جلوگیرى کنند. تاریخ خاورمیانه نشان داده است که همکارى با آمریکا و انگلستان فرجامى جز ذلت و خوارى نخواهد داشت.
شاید اکنون بهترین زمان ممکن براى مرور فیلم اعدام صدام حسین توسط سران کشورهاى عربى باشد.