در رابطه با برنامه هستهای ایران هنوز گشایشی در این گرهکور نیفتاده است، اما اروپاییان امیدوارند که پیشنهادهای اروپایی که در هفته پیش خاویر سولانا در اختیار ایران قرار داد، بتواند به حل بحران هستهای ایران کمک کند. آنچه که در میان بندهای این پیشنهاد بیش از همه به چشم میآمد، علاوه بر پاداشهای اقتصادی، عبارت بود از ایجاد فرصتی برای مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا. در عین حال این پیشنهادات حاوی اخطارهایی در رابطه با عدم پذیرش مفاد بیانیه اروپا نیز بود.
این در حالی است که غرب به خوبی میداند موافقت ایران با پیشنهادهای (1+5) نمیتواند جهان را از شر سلاحهای هستهای رهایی دهد. در این مذاکرات آنچه دولتهای هستهای جهان به دست فراموشی سپردهاند، آن است که زرادخانه آنان دیگر جایی برای سلاحهای هستهای جدید ندارد. همین امر میتواند منجر به آن شود که سران بسیاری از کشورها، از جمله کره شمالی، برزیل و عربستان بپندارند که پیمان منع گسترش سلاحهای کشتار جمعی فقط یک افسانه است. حالا که سران کشورهای هستهای نظیر آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه و چین میبینند هیچ کشوری حاضر به پذیرش پیمان منع گسترش سلاحهای کشتار جمعی نیست، آنان قصد دارند در اقدامی همه جانبه سلاحهای کشتار جمعی خود را کاهش دهند. این پنج کشور تاکنون مدعی بودهاند که با عزمی استوار قصد نابودی سلاحهای هستهای خود را دارند ولی در صورتی که آنان ادعاهای خود را عملی سازند آن وقت باید با کشورهایی نظیر اسرائیل، هند و پاکستان که خارج از پیمانهای بینالمللی از تسلیحات هستهای برخوردار هستند، چه کار کنند؟ صحبت از نابودسازی سلاحها هستهای در جهانی خیالی بسیار آسان است ولی در دنیای واقعی، هیچ کشوری به سادگی حاضر به کنار گذاشتن تسلیحات خود نیست. پس از پایان جنگ سرد بسیاری از تحلیلگران میپنداشتند که آمریکا و روسیه دیگر قرار است دوشا دوش یکدیگر به حل مشکلات جهان بپردازند ولی امروز میبینیم که بدبینی آنها نسبت به یکدیگر روزبهروز عمیقتر میشود. با وجود آن که آمریکا و چنین به لحاظ مناسبات تجاری، سیاسی و اجتماعی به یکدیگر وابستهاند، اما بر سر بسیاری از مسائل سیاسی و از جمله مسئله جدایی تایوان از چین اتفاق نظر ندارند. حال اگر به این معجون هستهای، کشورهای دیگری از آسیای شرقی و یا خاورمیانه را اضافه کنیم آن وقت باید گفت دیگر همه چیز تکمیل شده است. تا به حال آمریکا و روسیه توافق کردهاند که تا سال 2012 زرادخانه هستهای خود را تا یک سوم مقدار موجود کاهش دهند؛ یعنی تعداد کلاهکهای هستهای موجود در این کشورها حدود 1700 الی 2200 کلاهک خواهد بود. توافق مربوط به کاهش تسلیحات هستهای در سال 2002 میان آمریکا و روسیه منعقد شد. در آن سال این دو رقیب بزرگ از رشد شدید انبار تسلیحات هستهای چین بیخبر بودند. این احتمال نیز وجود دارد که آمریکا و روسیه تعداد سلاحهای هستهای خود را کاهش دهند ولی بعید به نظر میرسد که آنان از مدرنیزه کردن سلاحهای باقی مانده در انبارهایشان دست بردارند. در صورتی که تعداد کل تسلیحات هستهای آمریکا و روسیه کاهش چشمگیری یابد، کشورهای انگلیس و فرانسه نیز راهی جز نشستن بر سر میز مذاکره ندارند. در آن هنگام آنان باید به فکر آن بیفتند که با پنهان کاریهای کشور چین چه باید بکنند. در دوران جنگ سرد، چین مدعی شده بود در صورتی که آمریکا و روسیه میزان تسلیحات خود را به نصف کاهش دهند این کشور به مذاکرات مربوط به کاهش تسلیحات هستهای خواهد پیوست، اما حالا که سران روسیه و آمریکا بیوقفه در پی انجام خلق سلاح هستهای هستند، مشاهده میشود که چین در سکوتی مرگآور پنهان شده است. در صورتی که آمریکا و روسیه میتوانستند چین را به پای میز مذاکره بکشانند آن وقت میشد انتظار داشت که کشورهایی نظیر پاکستان و هند نیز پایشان به این مذاکرات باز شود و منطقه آسیای مرکزی و شرقی تا حدی از سلاحهای کشتار جمعی پاک شود. در همین اثنا مشاهده میشود که آمریکاییان از پذیرش پیمان منع انجام آزمایشهای هستهای سرباز میزنند و در طرف دیگر چین مدعی میشود که هرگز حاضر به پذیرش چنین پیمانی نیست. به این ترتیب دیگر نمیتوان امیدوار بود که کشورهایی نظیر هند، پاکستان و اسرائیل به پیمان منع انجام آزمایشهای هستهای بپیوندند. ده سال پیش پیمان دیگری در رابطه به منع تولید مواد اولیه لازم برای تسلیحات هستهای نیز در کنفرانس خلع سلاح هستهای سازمان ملل متحد مطرح شد، اما سالهاست که این پیمان در بایگانی سازمان ملل متحد خاک میخورد. در آن روزها هند مدعی بود که از این پیمان منع تولید مواد اولیه حمایت میکند ولی اکنون کارخانههای هستهای هند با سرعت تمام مشغول تولید همین مواد هستند. به تازگی پیمان همکاریهای هستهای میان آمریکا و هند منعقد شد. در این پیمان همکاری، آمریکاییان فراموش کردند که با توجه به تمایل هند در منع تولید مواد اولیه تسلیحات هسته ای خود با هند مطرح کنند. با بدگمانیها و رقابتی که میان کشورهای پیشرفته جهان وجود دارد، بعید به نظر میرسد که قدرتهای بزرگ جهان اجازه دهند پیمان منع گسترش سلاحهای کشتار جمعی به نحوی منطقی اجرا شود. در سال 1986 و در نشست مشهوری که «رونالد ریگان» رئیس جمهور سابق آمریکا و «میخائیل گورباچف» دبیر کل حزب کمونیست شوروی در آن شرکت داشتند، اتفاق عجیبی رخ داد. حادثهای که «مارگارت تاچر» نخستوزیر سابق انگلستان از آن به عنوان «زمینلرزه» یاد کرد. ریگان و گورباچف به این نتیجه دست یافتند که باید سلاحهای هستهای خود را نابود کنند، اما همچون بسیاری از تصمیمات عجولانه و شادیآفرین، این توافق نیز به دست فراموشی سپرده شد.