امور شر پدیدههایی نفرت انگیزند و انسان و جامعهها هرگز در طول تاریخ آنها را دوست نداشتهاند و ندارند. شرور انواع و اقسام دارد. برخی انواع شرور از طبیعت مادی سرچشمه میگیرند، برخی ساخته و پرداخته انسان به حساب میآیند و برخی دیگر نیز منشا نامشخصی دارند. پدیدههایی مثل قحطی، خشکسالی، بیماری سیلها، تندبادها و زمینلرزهها شرورند و سرچشمه آنها طبیعت مادی و ناشناسند. این پدیدهها شر به حساب میآیند. گروهی از دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی پدیدههایی مثل دیوانسالاری و تمرکز نیز به این دلیل که شخصیت انسانها را تحقیر کرده و آنها را تحت فشار قرار میدهند جزو پدیدههای شر به حساب میآیند. اقتصاددانان نیز معتقدند پدیدههای تورم و بیکاری، پدیدههای شرورند، چون خواسته و دلخواه انسان نیستند و زندگی مادی، کسب و کار و درآمد آنها را کاهش میدهد را در ردیف پدیدههای شر گذاشتهاند. انسان اما برای حفظ منافع خویش و نوع دوستی و دلسوزی به همنوع در برابر شرور تسلیم نبوده و با آن نبرد کرده و میکند. پزشکان پرشماری در طول تاریخ علیه ریشه کن بیماریهای خطرناک اقدام کرده و با کمک و یاری یکدیگر و استفاده از تجربه جهانی اکنون دیگر بیماریهای خطرناک قدیمی جایی برای کشتار آدمیان ندارند. علاوه بر این، دانشمندان علوم اجتماعی و اقتصادی نیز راه تضعیف شرور تمرکزگرایی و دیوانسالاری را سالهاست پیدا کردهاند و پادزهر آن در دنیای امروز به وفور یافت میشود. تاسیس نهادهای مدنی و نیرو گرفتن آنها برای تقسیم قدرت با نهاد دولت یک راه حل مناسب بوده و هست. در برابر اداره دولتی پست و مخابرات و تلفن، دهها شرکت خصوصی درست شده است. در برابر قطار دولتی، شرکتهای هواپیمایی دولتی، بانکهای دولتی، صدها شرکت حمل و نقل، بانک و بیمه خصوصی تاسیس شده است. علاوه بر این برای تضعیف نخوت و غرور دیوانسالاران که قدرت اداری را وسیله فخرفروشی و کسب درآمدهای نامشروع کردهاند، روزنامهها و رسانههای خبری که تجربه گردش آزاد اطلاعات را دارند نظارت دقیق و شدیدی بر آنها دارند. اما دو پدیده شرور در زندگی اقتصادی جامعهها خودنمایی میکند که نبرد با آنها دهههای متوالی است که در عرصه نظر و عمل از سوی اقتصاددانان و سیاستگذاران اقتصادی شروع شده و ادامه دارد. این دو شرور مشهور «تورم» و «بیکاری»اند که امان جامعهها را بریده و امکانات مادی و فکری قابل توجهی برای کاهش تهدیدها و خطرهای آنها هزینه شده است. چرا تورم شرور است؟ تورم وقتی شتاب میگیرد و از رشد افزایش درآمدهای جامعه میگذرد فقیران را فقیرتر میکند و دسترنج آنها را بر باد میدهد. تورم به این دلیل شرور است که ثبات رفتاری فعالان اقتصادی را بر هم زده و مانع رشد سرمایهگذاری میشود و به رشد بیکاری منجر میشود. بیکاری نیز نزد مردان سیاست و مردمان عالی و عادی شرور به حساب میآید. لشکر بیکاران جامعه علاوه بر اینکه به کاهش درآمد عمومی جامعه منجر شده و به فقر بیشتری میانجامد شرایط را برای بزهکاری، جرم و جنایت آماده میکند. به همین دلیل است که مبارزه با این شرور نیز در دستور کار اقتصاددانان قرار گرفته است. ادموند فلپز، اقتصاددان آمریکایی از این جهت که کالبد شکافی در ریشهها، پیامدها و راههای مبارزه با آن را در دستور کار قرار داده و میخواهد راهی برای بر طرف کردن تهدیدهای این دو شرور پیدا کند قابل ستایش است. واقعیت این است که بلای تورم هرگز از بلای بیماری مثل وبا و پدیدهای مثل خشکسالی کمتر نیست و احتمالا مهلکتر از آن شرور نیز هست. آنچه موجب شده است بلای تورم کمتر دیده شود و مصیبتهای آن برای جامعه ملموس نشود این است که این قاتل کسب و کار و معاش انسانها نوعی خاصیت توهمزایی دارد که عموما نیز توسط نهاد دولت در جامعهها تزریق میشود. بدترین پیامد تورم مزمن، سقوط اخلاقی جامعه است که صدها بار بدتر از پیامدهای سیل و خشکسالی است.