تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۹۰۶۷۴

خدمت‌رسانى و دشمنانش


محمد پهلوانی
یکى از نقاط افتراق اصلاح‌طلبى و اصولگرایی، رویکرد به مسئله خدمت رسانى است. تاریخ سیاسى ایران به یاد دارد که خدمت رسانى چگونه در هیاهوى سیاست بازى دوم خردادى متوقف شد و به عنوان مثالى واضح، شوراى شهر تهران در دور اول به تعطیلى مطلق کشانده شد. تاریخ سیاسى ایران همچنین دوران اندک سپرى شده از عمر دولت نهم را نیز در حافظه‌اش ثبت کرده است. به عنوان مثال، تاریخ ثمرات یازدهمین سفر استانى رئیس جمهور به خراسان رضوى بعد از 6 ماه را چنین ثبت کرده است:‌”65درصد پیشرفت و اجرا شدن مصوبات جهاد کشاورزی، اتمام کلیه مصوبات مخابرات استان، تامین 80 درصد زمین جهت مصوبات مربوط به بنیاد مسکن، عملیاتى شدن 75 درصد طرح‌ها و مصوبات راه و ترابرى و در مجموع پیشرفت 84 درصد کلیه مصوبات استان خراسان رضوی.”(1)
خدمت رسانى دولت نهم، هم اینک در فضاى غوغاسالارانه‌اى فرو رفته است که عمدتا از ناحیه کسانى ایجاد مى‌شود که در راه منافع و مصالح خود، مصالح ملى را نیز به مسلخ مى‌برند. ادعاهاى بى‌اساس آمریکا و رسانه‌هاى غربى علیه آقاى احمدى‌نژاد پس از انتخابات، یک نمونه از مخاطرات بین‌المللى بود که منشاء داخلى داشت.
هم اینک مردم به چشیدن طعم شیرین خدمت رسانى نیاز دارند تا ثبات ملى و بین‌المللى تضمین شود. اگر همه جناح‌ها به اخلاق سیاسى پایبند باشند، خدمت رسانى دولت نهم، بهتر و سریع‌تر تحقق یافته و به ذائقه مردم خواهد نشست. همه گروهها و احزاب و شخصیت‌هاى سیاسى باید در برابر راى مردم کرنش کنند. على‌اکبر ناطق نورى این را در دوم خرداد 76 با رفتار اخلاقى خویش نشان داد. کدام یک از اصلاح‌طلبان دیروز وامروز که گوش فلک از شعار “احترام به آراى مردم”، “پذیرش اکثریت”‌ آنان کر شده است، قدرت و طاقت ناطق نورى را دارند و کدام یک از آنها از پختگى و متانت وى برخوردار است که زودتر از هر کس دیگر پیروزى رقیبش را تبریک گفت که ثابت کند سیاست واخلاق آن را خوب مى‌فهمد و قاعده‌اش را مى‌داند و هدف، فقط انجام وظیفه و خدمت رسانى به ملت، نظام و انقلاب است. این مردان الگو هستند و باید از گذشته و حال آنها یاد کرد و درس آموخت.
البته سیاستمداران اصولگرا قطعا مى‌دانند و باید همواره مدنظر داشته باشند که خدمت به نظام، انقلاب و ملت و قبول زحمت و تلاش براى آبادانى و بهروزى کشور، دشمنى‌هاى بسیارى بر مى‌انگیزد. آنان مى‌دانند در جریان اصلاح امور ناصواب گذشته در امور اجرایى و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، معصومیت خود را از دست خواهند داد و در سیبل بى‌انصافى‌ها، اتهامات و افترائات قرار خواهند گرفت. آنان نباید انتظار داشته باشند که بانگ حمایت و تعریف و تمجید از آنان سر داده شود و از سوى همه یا اکثر جناح‌ها و شخصیت‌ها مورد حمایت قرار گیرند.
درست به یادمان هست که زمانى “یک جریان تند و رادیکال در جبهه دوم خرداد، شروع به تخریب چهره آقاى هاشمى کرد به این شکل که در مطالب مختلف، تلویحا هاشمى را پشت پرده قتل‌هاى زنجیره‌ای، عامل تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر یا عامل فساد اقتصادى و نابرابرى‌هاى اجتماعى و... نشان مى‌دادند”(2) و در این میان، بسیارى از چهره‌هاى مطرح دوم خرداد، سیاست‌ورزى کردند و سکوت پیشه کردند و تلویحا همراه آن جریان شدند. اما امروزه، اتحاد وائتلاف آنان با آقاى هاشمی، بسى تعجب‌برانگیز است. مى‌خواهم بگویم اقبال وادبار این یا آن گروه سیاسی، چندان مسئله ریشه‌دار و مهمى نیست که بخواهیم بر روى آن حساب باز کنیم. باید به جاى اهمیت دادن به سخن تند این و آن یا مدیحه‌سرایى‌ها به اصل مسئله خدمت رسانى بها داد و آن را هدف اول قرار داد.
دولت نهم باید انتقادات صحیح را بشنود اما در برابر بى‌اخلاقى‌ها و بى‌انصافى‌ها، با رفتار کریمانه برخورد کرده آنها را نشنیده بگیرد. به عنوان مثال شرایط خاص امروز وضعیت مسکن که شرایط ناگوارى را براى مردم عزیز فراهم کرده است، به واسطه هیاهوى رسانه‌اى اصلا‌ح‌طلبان در بوق و کرنا مى‌شود و وسیله‌اى شده علیه فشار بر دولت خدمتگزار جناب آقاى دکتر احمدى‌نژاد، در حالى که همگان مى‌دانند یکى از مولفه‌هاى موثر در ساخت و ساز، آهن است و این محصول تاثیر بسزایى بر شرایط اقتصادى مى‌گذارد. اما مى‌دانیم که مافیاى آهن در گرانى‌هاى اخیر آهن و به تبع آن گرانى‌هاى مسکن و برخى دیگر از اقلام مایحتاج مردم موثر بوده است.
دلخوشى دولت نهم باید به خدمت رسانى‌هایش باشد. مثلا مصوبه شوراى عالى دفاع مبنى بر عدم سرمایه‌گذارى در استان خوزستان و حومه که در زمان جنگ تصویب شده بود و تا به حال به قوت خود باقى مانده بود در سفر استانى رئیس جمهور و هیئت همراه لغو شد. این دست خدمت رسانى‌هاى مستقیم و رو در روى با مردم، افتخارى است که موجب استحکام پایه‌هاى دولت نهم در میان مردم مى‌شود، چه احزابى مخالف آن باشند و چه نباشند.
اگر طرز تفکرى خاص یا حزبى از احزاب در برنامه‌هایش براى کشور موفق شده موجب بهروزى و پیشرفت مملکت شود، این امر مایه مسرت همگان باید باشد. هرچند پیروزى و شکست در برنامه‌ریزى‌هاى اجرایی، موجب اعتلا یا به حضیض رفتن یک حزب یا گروه سیاسى مى‌شود، اما نباید فراموش کرد که پیشرفت و عزت کشور و انقلاب، پیروزى‌اى فراحزبى است و نباید در هیاهوى سیاسى گم شود. این روزها، روزهاى امتحان است و بعید مى‌دانم مردم باور کنند اصلاح‌طلبان، به راستى نگران وضعیت مردم و وضعیت سیاسى کشورند و نه نگران وضعیت خود. زیرا آنان خدمت رسانى‌هاى دولت نهم را به طور کلى نادیده مى‌گیرند. آنان از وضعیت برکنارى مدیران شایسته گلایه دارند، حال آن که “به هنگامى که دولت [آقاى خاتمی] پس از انتخابات دوم خرداد سرکار آمد، هر 75 ثانیه، یک مدیر برکنار مى‌شد.”(3)
اینک اصولگرایان راه دشوارى را در پیش دارند. مهمترین دشوارى راه آنان عبارت است از تمییز میان انتقادات صحیح و منطقى که باید مورد توجه قرار گیرند و حتى المقدور اعمال شوند و بداخلاقى‌ها و فحاشى‌ها واتهامات. بداخلاقى‌ها نباید بر راه دولت نهم مبنى بر خدمت رسانى بى‌شائبه اثر گذارد و مانع از ادامه یا موجب سستى در آن شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات