دکتر نبیالله رشنو
گزارش 140 صفحهای کمیته بررسی سیاستهای ایالات متحده آمریکا در کشور عراق تحت عنوان گزارش بیکر سندی آشکار از شتابزدگی و انحصارطلبی رهبران نومحافظهکار و دستاوردی مستدل از نفوذ گسترده صهیونیستها در ارکان دولت آمریکاست. بازنمایی چهره آشکار اشتباه محاسباتی ائتلاف آمریکا در اشغال عراق، از دو محور ژئوپلیتیک تحلیل میشود:
1- عدم آگاهی طراحان سیاست خارجی و سناریستهای امور منطقهای ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه نسبت به پتانسیلها و پیچیدگیهای متعدد ژئوپلیتیک منطقه و به خصوص در کشور عراق که از پیوستگی و اثربخشی متقابل برخوردارند.
2- بروز لغزشهای محاسبه ژئوپلیتیک در استراتژی جهانی، سیاستهای منطقهای و حتی آشکار شدن زمینههای تحولات سیاسی و ساختاری در ارکان قدرت و سیاست دولت آمریکاست.
مصادیق متعددی را برای اثبات این لغزشها میتوان مطرح کرد که این روزها در قالب گزارش بیکر و نیز با پسلرزههای متنوع برای تغییر در روابط دیپلماتیک آمریکا بازتابی روشن یافتهاند که از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره نمود: رشد و گسترش بیثباتی و فراگیری دامنه بحران در عراق تحت غارت اشغالگران، تغییر نگرش تحلیلگران استراتژیک و صاحبنظران منطقه در خصوص شعارهای آرمانی تحقق نیافتن دموکراسی مطلوب آمریکایی که اینک تبدیل به یک پارادوکس تولید بحران شده و معمای ابهامآمیزی را در زمینه علل استمرار حضور نیروهای بیگانه در منطقه ایجاد نموده است، رشد روزافزون بیاعتمادی و تهدید در میان متحدین منطقهای نسبت به اهداف و سیاستهای استراتژیک ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه، فروپاشی تلاشهای و حمایتهای یکجانبه آمریکا در زمینه تقویت حضور گسترده اسرائیل در تعاملات منطقه خاورمیانه و انزوا و تضعیف شدید پایگاه منطقهای و جهانی اسرائیل به ویژه بعد از ناکامی در حمله 33 روزه به لبنان که متقابلا تقویت عمومی جنبشهای مردمی و مخالف سیاستهای تحمیلی آمریکا و متحدینش را به دنبال داشته است، تغییر جدی در چیدمان مجالس ملی ایالات متحده آمریکا به خصوص در مجلس نمایندگان که رویکرد حضور دموکرات به جای جمهوریخواهان را به دنبال داشته است، تضعیف گسترده پایگاه ملی و مردمی سیاستهای دولت بوش و نیز افزایش فشارهای سیاسی برای حذف چهرههای افراطی مرتبط با لابی صهیونیزم در دولت آمریکا، بلاتکلیفی طرحهای صلح اعراب و اسرائیل و نیز رشد نابسامانی در افغانستان، معالوصف هر چند که نکته قابل تاکید در گزارش بیکر هامیلتون برای دولت نومحافظهکار جورج بوش تغییرات اساسی در استراتژی خاورمیانهای ایالات متحده آمریکا و به ویژه گشایش زمینههای مطلوب برای خروج از باتلاق عراق است. اما مطمئنا این نگرش به لحاظ رویه معمول تفکرات استراتژیک در ساختار حاکمیت ایالات متحده آمریکا عملا به معنای تحول اساسی در نگرشهای استراتژیک نمیتواند باشد. زیرا رویکردهای ژئوپلیتیک اشتباهات ائتلاف آمریکا در استمرار اشغال عراق و تاثیرات آن بر تدوین گزارش بیکر نه تنها اطمینانی برای خروج کامل نیروهای آمریکایی در عراق نیست بلکه فقط زمینهای برای طراحی تاکتیکهای جدید در اجرای نیات استراتژیک آمریکا در منطقه خاورمیانه است.
بعد دیگر این گزارش تاکید بر اعمال ابزارهای قدرت نرم برای تحول مطلوب در معماری سیاسی کشورهای ناهماهنگ با سیاستهای منطقهای ایالات متحده آمریکاست. بازتاب این سیاست حاکی از چرخش تدریجی در ارکان سیاسی آمریکا برای حضور گسترده دموکراتها بر اریکه قدرت آمریکاست. این جابجایی قدرت در حاکمیت آمریکا نه تنها فاقد هرگونه تغییر قابل توجهی در اهداف خاورمیانهای آمریکاست بلکه تاکتیکی برای همنوایی بیشتر با سیاستهای استراتژیک اتحادیه اروپا در به کارگیری جدی مؤلفههای قدرت نرم و دیپلماتیک برای منطقه خاورمیانه و دستیابی به یک رویه هماهنگ برای مقابله با موانع سیاستهای منطقهای آمریکاست. به نحوی که ظرفیتهای از دست رفته متحدین خاورمیانهای آمریکا با تقویت حاکمیتهای مطلوب غرب مجددا احیاء گردند و در قالب نمادهای دیپلماسی علایم تهدید و معارض با سیاستهای آمریکا به سمت پذیرش صورت حضور جدی غرب در منطقه را فراهم نمایند. این است که امروزه شاهد گسترش و استحکام روزافزون پایگاههای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا با الگوی ریگای شوروی سابق در منطقه خاورمیانه هستیم.