علی خانی
اصل بازشناسى حقوق و احقاق حقوق زنان، بلکه هر انسانى که حقوق او در معرض تضییع قرار دارد، اقدامى است مقدس و شایسته تحسین و تقدیر؛ لکن بایسته است که در این حرکت، که هدف آن، اجراى عدالت و تامین حقوق زنان است، ره به افراط پیموده نشود، چه آنکه، منادیان دفاع از حقوق زنان در جهان غرب، تحت لواى “تساوى و برابرى حقوق زن و مرد” و با تفسیرهاى ناصواب از “آزادى زنان” به واقع آنها را برده آزادى جعلى خویش نموده، کرامت و شرافت حقیقى زنان را نابود نمودهاند. به تعبیر شهید مطهرى(ره)، “بزرگترین تیشهاى که به ریشه اخلاق زده شده، به نام آزادى و از راه همین تفسیر غلطى است که از آزادى شده است”. (1) گریز از واقعیت است اگر بپذیریم که جامعه اسلامى ما، هیچ بهرهاى از این سوغات نامیمون غرب نبرده است، چه اینکه نوع پوشش برخى از بانوان، خود گواه این رهاورد نامبارک است. چندى است که در محافل اجتماعى و فرهنگى و گاه سیاسی، مسئله پوشش زنان و تنوع در لباس و رنگ آن، به عنوان حق طبیعى زنان، خاستگاه تضارب آراى صاحبنظران شده است، گرچه برخی، از ناآگاهى و یا تجاهل به آنچه تعالیم اسلامى نشان مىدهند، به گونهاى سخن مىگویند که مفاد راىشان، عملا پیامدى جز تقلید و تطبیق با الگوهاى غربى به دنبال ندارد. اخیرا برخى با استناد به روحیه زیبادوستى و تنوعطلبى زنان، به دفاع از تنوع در پوشش و رنگ لباس بانوان پرداخته، صراحتا اعلام نمودهاند که استفاده از رنگهاى شاد در پوشش حق زنان است و این امر، منافاتى با حدود شرعى در این خصوص نیز ندارد. (2) در این نوشتار برآنیم که درباره حجاب و پوشش بانوان از نگاه اسلام، به اجمال مطالبى بیان کنیم.
همانگونه که پیشتر اشاره شد، منادیان دفاع از حقوق زنان در جهان غرب، الزام و التزام به حفظ حجاب و پوشش بانوان را موجب سلب حق آزادى آنان دانسته و آن را نوعى توهین به حیثیت و شرف انسانى زن به شمار آوردهاند. این عده از آن جهت به اصل آزادی، که تکیهگاه و اساس اصلى حقوق فردى به شمار مىرود، تکیه کردهاند که به گمان آنها مسائلى چون حفظ حجاب و پوشش بانوان فاقد جنبه اجتماعى و تاثیرات مثبت و یا منفى در جامعه مىباشد، چه اینکه به عقیده آنها آزادى زنان به طور مطلق (آزادى در نوع پوشش، آزادى در انتخاب رنگ لباس، آزادى در کیفیت معاشرت با مردان و...) به حقوق دیگر افراد جامعه لطمهاى وارد نمىکند و همین عدم تنافى میان آزادى زنان و عدم تضییع حقوق دیگران کافى است تا این عده، حکم به آزادى زنان نموده هر آنچه را که به زعم آنها محدودکننده آزادى زنان است (مانند حجاب) تقبیح کنند. در باور اسلامی، حفظ حجاب از جمله وظایفى است که بر عهده زنان نهاده شده است و این امر نه تنها منافاتى با اصل آزادى زنان ندارد بلکه موجب کرامت و احترام بیشتر آنها نیز هست، چرا که آنها را از تعرض افراد هرزه و فاقد اخلاق مصون مىدارد. در مقابل، پوشش نامناسب زنان و عدم حفظ حجاب از سوى آنها، علاوه بر سلب آزادى حقیقى زنان و نقض آرامش روانى آنها، موجب فساد محیط اجتماعى و اختلال در آرامش روانى دیگر افراد جامعه مىشود. همین امر، فلسفه حرمت خودآرایى و تبرج زن براى مرد بیگانه را روشن مىسازد. به تعبیر شهید مطهرى (ره)، “اگر رعایت پارهاى مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت، روش خاصى را اتخاذ کنند و طورى راه بروند که آرامش دیگران را برهم نزنند و تعادل اخلاقى را از بین نبرند، چنین مطلبى را منافى حیثیت انسانى و اصل آزادى فرد نمىتوان دانست.” (3)
از نظر اسلام، نبودن حریم میان زن و مرد و آزادى معاشرتهاى بىبند وبار، بىحجابى و یا پوشش نامناسب و تحریککننده زنها، موجبات طغیان و عصیان غریزه جنسى را فراهم آورده، هیجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مىبخشد و تقاضاى آن را به صورت یک عطش روحى و یک خواست اشباعنشدنى در مىآورد. از اینرو، اسلام تدابیرى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان تکالیفى معین نموده است. یک وظیفه مشترک که هم براى زنان و هم براى مردان مقرر فرموده، مربوط به نگاه کردن است. “قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن”. خلاصه این دستور آن است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشمچرانى کنند، نباید نگاههاى مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوهگرى و دلربایى نپردازند و به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانهاى کارى نکنند که موجبات تحریک و تهییج مردان بیگانه را فراهم کنند. (4)
در فرهنگ اسلامی، لباسى که براى انگشتنما شدن پوشیده شود، لباس شهرت نامیده مىشود و زنان و مردان مسلمان، به شدت از پوشیدن لباس شهرت منع شدهاند. در فروع کافى بابى است به نام “کراهیه الشهره” که ما به ذکر دو حدیث از آن باب اکتفا مىکنیم. امام صادق علیهالسلام مىفرمایند: “در ذلت و خوارى انسان همین بس که لباسى به تن کند یا مرکبى سوار شود که او را مشهور و انگشتنما سازد.” همچنین از امام حسین علیهالسلام روایت شده است که: “هرکس لباسى به تن کند که موجب مشهور شدن و انگشتنما شدن او گردد، خدا در قیامت بر او جامهاى از آتش مىپوشاند.” بدیهى است که استفاده زنان از لباسهاى تنگ با رنگهاى روشن و به اصطلاح شاد (مانند طیفهاى خاصى از رنگهاى سبز، نارنجی، سفید، زرد و...) موجب تبرج زنان و انگشتنما شدن آنها در محیط جامعه مىگردد که این امر به شدت و صراحت، مورد نکوهش اسلام قرار گرفته است. البته این سخن بدین معنا نیست که زنان حق استفاده از چنین پوششهایى را مطلقا ندارند، بلکه استفاده از اینگونه لباسها در محیط خانه و براى همسر و محارم از نظر اسلام هیچگونه منعى ندارد و بلکه در برخى موارد مورد سفارش نیز واقع شده است. توجه به فلسفه و رعایت و حفظ حجاب مبین آن است که از نظر اسلام، حجاب تنها پوشانیدن بدن به استثناى وجه و کفین (صورت و دو دست تا مچ) نیست، بلکه عدم تبرج و خودآرایى و خودنمایى زنان براى مردان بیگانه را نیز شامل مىشود و روشن است که پوشیدن لباسهاى تنگ و کوتاه (به تقلید از غرب) مدهاى مختلف با رنگهاى به اصطلاح شاد و جذاب در محیط اجتماع، از مصادیق بارز تبرج و خودآرایى و جلوهگرى محسوب مىشوند.
باید توجه داشت که مسئله لباس و شکل و نوع آن، امرى ساده و سطحى نیست که آن را بتوان صرفا محصول سلیقه افراد دانست، چرا که تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و شایسته است مسئولان فرهنگى کشور، بیش از آنکه همت خویش را به توجه در نوع و رنگ لباس بانوان مصروف دارند، به آسیبشناسى فرهنگ جامعه پرداخته و در مسیر جلوگیرى از بىحجابى و بدحجابى و ترویج فرهنگ غربى در این زمینه تلاش کنند.