محمدکاظم انبارلویی
صبح روز 28 خرداد 84 که رسالت خبر اولین نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهوری را منتشر میکرد، از احمدینژاد به عنوان یک «پدیده» یاد کرد.
احمدینژاد در دور دوم رقابت خود نیز پدیده بودن خود را اثبات کرد با آنکه شخصیتی محبوب، محترم، باسابقه و اصیل رقیب او بود اما مردم به او رای دادند.
رئیس جمهور براساس اصل 113 قانون اساسی پس از مقام رهبری عالیترین مقام رسمی کشور است. لذا کسی که توانسته است آراء ملت بیدار ایران را به خود جلب کند چنین مرتبتی دارد.
متاسفانه از همان آغاز انتخاب وی برخی این مرتبت را بر نتابیدند و سعی میکنند او را در اندازهای کوچکتر از جایگاه قانون اساسی و ماموریتهایش و کوچکتر از تلقی اکثریت مردم ایران ببینند.
احمدینژاد، از آغاز انتخاب با سفر به استانهای کشور در راهاندازی ملی ظاهر شد و رئیس جمهور تهران نشین را به استانها و شهرها و حتی بخشهای کوچک کشاند و بیواسطه پای درد دل مردم نشست و صدها هزار نامهای که امیدوارنه مردم به او مینوشتند پاسخ داد. او در دیپلماسی خارجی به عنوان رئیس شورای امنیت ملی در شرایطی که تهدیدات سیاسی و نظامی اطراف ایران را پر کرده است، نیز مقتدرانه ظاهر شد و با طرح واهی بودن داستان هولوکاست دشمنان قسم خورده نظام را به انفعال وادار کرد و آوازه او در میان ملتهای جهان به ویژه جهان اسلام روز به روز بالاتر و بلندتر مطرح شد. هوشمندی او به گونهای است که هنوز توانسته است ایران اسلامی را بر صدر اخبار جهان به گونهای نیرومند نگه دارد.
نامه او به بوش در برخی رسانههای جهان به عنوان یک بمب دیپلماتیک یاد شده و شخصیتهای جهان ابتکار او را ستودند.
در صفحه شطرنج سیاست جهان، او حرکتی بدیع و نو را پدید آورد و اکنون منتظر حرکت حریف است.
آنها که مسائل جهانی را رصد میکنند و به دیپلماسی خارجی کشورها نمره میدهند، همه از این حرکت به عنوان یک حرکت بازدارنده و در عین حال شجاعانه و قابل قبول یاد کردند.
این حرکت باعث شد نشستهایی پیدرپی 1+5 رو به تلاشی گذارد و سیاست جنگافروزانه آمریکا به انزوا برود.
متاسفانه در داخل این درخشش را برخی تاب نیاوردند و از ظاهر شدن احمدینژاد در این اندازه که نامه او با نامه پیامبران به سلاطین جور یا نامه امام (ره) به گورباچف مقایسه شود، ناخشنودند.
مجموعه این ناخشنودی دیروز در سرمقاله یکی از روزنامهها به صورت فهرستوار اینگونه آمده است:
ـ «تبشیر و تبلیغ رسالت انبیا کار هیچکس جز خود انبیا و شاید اولیا نیست.
ـ رئیس جمهور وظیفه تبشیری ندارد.
ـ اکنون جای این پرسش وجود دارد که رئیس جمهور برگزیده خداوند است یا خلق؟
ـ عجبا، رئیس جمهور هنگامی که به بوش میرسد پیام پیامبرانه سر میدهد و بر جای مراجع تقلید و مجتهدان جامعالشرائط مینشیند.
ـ واکنش سرد آمریکا به نامه احمدینژاد برای هر ایرانی تحقیرآمیز و ناراحتکننده است.
ـ آمریکا قطعا برای چنین نامهای پاسخ ندارد.
ـ اگر بوش براساس همین اعلامیه (حقوق بشر و لیبرالیسم و...) به نقد رفتارهای ایران بپردازد احمدینژاد احمدینژاد چه پاسخی دارد؟
ـ مردم به احمدینژاد رای ندادهاند که منجی جهان بشریت شود.
ـ احمدینژاد اصرار دارد «ناجی» نامیده شود.»
ریخت شناسی این عبارات نشان میدهد ادب و آداب یک نقد صمیمانه در آن رعایت نشده است.
هر کس که این جملات را بخواند آشفتگی ذهنی نویسنده و دغدغه او را نسبت به «پدیده» بودن احمدینژاد میفهمد و نیز از همه مهمتر تناقضات موجود در این گزارهها نشان میدهد، لحن عصبانی او را به تناقضگویی انداخته است.
از یک طرف میگوید کار تبشیر و تبلیغ رسالت اینها فقط کار خود انبیا است و از طرف دیگر میپذیرد این کار وظیفه مراجع تقلید و مجتهدان جامعالشرائط است.
از یک طرف میگوید آمریکا قطعا برای این نامه پاسخی ندارد، از طرف دیگر میگوید اگر بوش در پاسخ به ایران به نقد رفتارهای ایران بپردازد چه پاسخی دارید.
اتهام ناجی بودن هم از طنزهای جالب این مقاله است.
نویسنده آنچنان در اعتقادات خود مبنی بر جدایی دین از سیاست، دین از دولت مستغرق است که ظاهرشدن رئیس جمهور در اندازه یک رجال مذهبی را یک جرم میداند. در حالی که طبق اصل 115 قانون اساسی رئیس جمهور از میان رجال مذهبی و سیاسی توسط مردم برگزیده میشود منتقد محترم فراموش کرده که یکی از رجال مذهبی هم هست.
آنچه رئیس جمهور محترم در نامه خود آورده است را باید در عملیاتی کردن دو اصل 176 و 152 قانون اساسی در خصوص ترسیم سیاست خارجی و وظایف رئیس شورای عالی امنیت ملی جستجو کرد. چرا برخی عمل به وظایفی که در قانون اساسی برای رئیس جمهور آمده است را بر نمیتابند.
دوست و دشمن در واکنشهای خود نسبت به این نامه بر رویکرد مثبت آن صحه گذاشتند چرا برخی باید در حال و هوای رقابتهای دوران انتخابات زاویه دید خود را به حیاتیترین مسائل سیاست خارجی کشور این قدر تنگ و غیرمنصفانه تنظیم کنند.
باید این سئوال را از خود همواره بکنیم آیا هر کار خیری را که قرار است از ما صادر شود از دیگران صادر شود، همانقدر خوشحال خواهیم بود که گویی ما آن خیر را انجام دادهایم؟!
روزنامهای که دو ضلع از 7 ضلع رقابت را در انتخابات نهم ریاست جمهوری نمایندگی میکرد نباید اینقدر بیتابی در مورد توفیقات رئیس جمهور در عرصههای جهانی نشان دهد معدل درک برخی نخبگان ما از دیپلماسی خارجی نباید کمتر از دانشجویان اندونزیایی در آن سوی جهان اسلام زندگی میکنند باشد. آنها در استقبال از رئیس جمهور نشان دادند درک درستی از توفیقات دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی دارند.