تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۱  ، 
کد خبر : ۹۰۷۰۶

چرا آمریکا بازنده است؟


حسین رزمنده
این روزها همه جا صحبت از شکست آمریکا در عراق است به طوری که حتی شخصیتهای سیاسی برجسته آمریکایی چون رابرت گیتس وزیر دفاع جدید آمریکا، جیمز بیکر وزیر خارجه بوش پدر، هنری کسینجر مشاور نیکسون و وزیر خارجه وقت آمریکا و نیز دونالد رامسفلد- در متن محرمانه استعفایش- به شکست آمریکا در عراق اعتراف کرده اند و خواستار خروج فوری نیروهای آمریکایی از این کشور شده اند. حتی بوش اعتراف می کند که گزارش پرونده بیکر- هامیلتون را جدی گرفته و خواستار پیگیری اجرای پیشنهادهای آنها شده است.
برای رسیدن به پاسخ این سؤال که چرا آمریکا بازنده جنگهایی است که خود شروع می کند اما در پایان بخشیدن آبرومندانه به آنها با ناکامی و شکست مواجه می شود؟ باید گفت: آمریکا اکنون 139 هزار نیروی نظامی در عراق دارد و نیز 15 تیپ رزمی این کشور در عراق می جنگند. نیروهای غیر آمریکایی مستقر در عراق نیز 16 هزار نفر از 27 کشور جهان هستند. از 139 هزار نیروی نظامی آمریکا در عراق 100 هزار نیروی زمینی، 22 هزار تفنگدار دریایی، 10 هزار نیروی هوایی، حدود 400 مشاور نظامی و همین تعداد ملوان هستند. تاکنون 2881 نظامی آمریکا در عراق کشته و 21 هزار و 921 نفر هم مجروح شده اند.
این در حالی است که در جنگ ویتنام (1975-1962) اوج حضور نظامی آمریکا در این جنگ با 500 هزار نیرو بود و تعداد تلفات نظامی این کشور نیز 58 هزار و 209 نفر اعلام شد. در جنگ کره (1953-1950) آمریکا در اوج قدرت نظامی خود دارای 302 هزار و 483 نیرو بود. آمریکا در این جنگ 36 هزار و 574 نفر از نظامیان خود را از دست داد.
مداخله آمریکا در جنگ جهانی دوم که از سال 1941 آغاز و در سال 1945 پایان یافت، تلفاتی بالغ بر 405 هزار نفر را به آن کشور تحمیل نمود.
در حالی که فشار همه جانبه داخلی و جهانی بر بوش در پی انتشار گزارش گروه بیکر- هامیلتون رو به افزایش است، در تازه ترین خشونتها در عراق یازده سرباز آمریکایی در نقاط مختلف این کشور جان خود را از دست دادند. آمار کل تلفات نظامیان آمریکایی در عراق از ابتدای جنگ تا کنون به مرز 3 هزار نفر رسیده است. نکته جالب توجه این که ارتش آمریکا از آغاز حمله به عراق تا سرنگونی صدام تنها متحمل یکصد کشته شده بود. تلفات نظامیان آمریکایی در عراق در حالی رو به افزایش است که در گزارش گروه مطالعاتی عراق به ارتش آمریکا توصیه شده تعداد نیروهایی که با واحدهای عملیاتی ارتش عراق همراهی می کنند را از چهار هزار به 20 هزار افزایش دهد. اما بسیاری از فرماندهان ارتش آمریکا با این پیشنهاد مخالف هستند، زیرا معتقدند «حفاظت از نیروی خودی» از اولویت بسیار کمتری برای عراقی ها برخوردار بوده و این امر ممکن است جان افسران و سربازان آمریکایی را به خطر اندازد.
اکنون با روشن شدن اوضاع آمریکا در جنگهای مختلف، چرا آمریکا بازنده جنگهاییست که خود شروع کرده است؟
یکی از عوامل مهمی که باعث اضمحلال امپراتوریها در طول تاریخ شده، تناقضات داخلی زیادی است که علاوه بر وارد آوردن تناقضات مشروعیت امپراتوری از داخل، نهایتاً سقوط آن را موجب می شود، چنین شرایطی را نیز می توان برای امپراتوری ایالات متحده صادق دانست زیرا تناقضات و پارادوکسهای فراوان داخلی در این کشور وجود دارد.
آمریکا مدعی مهد دموکراسی و احترام به سایر ملتهاست اما تجربیات عملی تاریخ سیاسی این کشور در طول 200 سال گذشته، ثابت کرده است که آمریکاییان در خارج از مرزهای خود در ساقط کردن حکومتهای دموکراتیک تلاش می کنند. افزون بر آن در حالی که حاکمان آمریکا به مردم خود تا حدودی احترام می گذارند، اما برای سایر ملتها احترامی قایل نیستند. فاجعه شیلی و برزیل در سال 1960 و مخالفت آمریکا با دولتهای دموکراتیک بولیوی و شیلی در سال جاری از مهمترین مصادیق این امر هستند.
افزایش شکاف اقتصادی در میان طبقات جامعه آمریکا از دلایل دیگر این امر است.
شاخصهای اقتصادی هم در داخل آمریکا و هم در دیگر کشورها نشان می دهد که سیاست آمریکا شکاف اقتصادی را زیادتر کرده است. در دو دهه گذشته، شاهد افزایش شکاف طبقاتی در آمریکا، افزایش نسبت مردم فقیر به ثروتمند، ازدیاد بیکاری، بی سوادی، وخیم تر شدن اوضاع بهداشتی، افزایش تعداد ورشکستگان اقتصادی و افزایش میزان وابستگی مردم آمریکا و دولت این کشور به قرضهای خارجی است. اگر کشورهایی مثل چین، اروپای غربی و کشورهای عضو اوپک قرضه های ملی ایالات متحده را خریداری نکنند، آمریکا بلافاصله ورشکسته می شود، زیرا حیات اقتصادی آمریکا نه بر پایه پس اندازهای این کشور بلکه مبتنی بر بدهیهای خارجی قرار دارد.
در واقع کارکرد سیستم اقتصادی موجود بدین صورت است که چین با خرید قرضه های آمریکا، این کشور را حمایت می کند و در مقابل به تجارت محصولات ارزان قیمت خود به آمریکا وابسته است. در واقع آن چه که باعث نگرانی اقتصاددانان شده است، تداوم این معادله است، زیرا امپراتوریهای سابق مانند فرانسه، اسپانیا و انگلیس تا بدین حد وابستگی نداشته اند. با وجود این اگر یک رویداد اقتصادی که آثار منفی روانی داشته باشد صورت بگیرد، تمام اقتصاد جهان بر هم می خورد. تناقضات و پارادوکسهای نظامی امپراتوری ایالات متحده، بر مبنای دکترین نظامی آن و براساس افزایش میزان توانایی ها و توانمندیهای ایالات متحده قرار گرفته به گونه ای که سایر قدرتهای رقیب توانایی رقابت نظامی با این کشور را نداشته باشند. تفوق طلبی ایالات متحده باعث شده تا این کشور به داشتن نزدیک به 30 هزار بمب اتمی و پایگاههای نظامی متعدد در سراسر جهان راضی باشد اما در صورت مخالفت سایر کشورها، این خواست آمریکا نه تنها عقلایی نیست بلکه در درازمدت غیر قابل تحقق است.
رفتار دوگانه آمریکا در مواجهه با مسایل بین المللی از قبیل تروریسم و انرژی هسته ای بهترین مواردی هستند که می تواند دو گانگی آمریکا در رویارویی با مسایل بین المللی را نشان دهد. زمانی که آمریکا به وسیله شهروندان خود در قضیه او کلاهما سیتی و یا عوامل خارجی در حادثه تروریستی 11 سپتامبر مورد تجاوز قرار می گیرد، حاضر به مبارزه جهانی علیه تروریسم می شود اما در حالی که اقدام به مداخله نظامی در امور سیاسی کشورها می کند، از به کارگیری عبارت تروریسم در قبال رفتار خود امتناع می ورزد. این در حالی است که در اثر تبلیغات سیاسی فراوان، ناآگاهی مردم آمریکا از چنین اموری بالاتر رفته است. حتی وقتی که از مردم آمریکا سؤال می شود که میزان تلفات مردم در جنگ ویتنام چقدر بوده است؟ بدون ابراز مخالفت بر سر تعداد، میزان تلفات را پنجاه هزار نفر عنوان می کردند، غافل از آن که هیچ کدام به این فکر نکرده بودند که 3 میلیون ویتنامی در این جنگ کشته شدند.
پارادوکسها و تناقضات ایالات متحده در مورد حقوق بشر بخصوص متعاقب جنگ بوسنی و هرزگوین، به دلیل بر هم خوردن توازن منطقه ای در منطقه بالکان ناشی از فروپاشی شوروی، کشورهای اروپای غربی، به دلیل بالا بودن جمعیت مسلمانان در بوسنی و هرزگوین، از به رسمیت شناختن این کشور امتناع ورزیدند. این امر مقدمات لازم برای صربها جهت کشتار و قتل عام مردم مسلمان بوسنی و هرزگوین را فراهم آورد و ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپای غربی به کشورهای کوچکی چون اسلوونی، صربستان، چک و اسلواکی اعطای استقلال کردند. اما به دلیل ترس ناشی از شکل گیری یک کشور مسلمان مستقل در مرکز اروپا ناشی از بالا بودن جمعیت مسلمانان، ایالات متحده و اروپای غربی حاضر نشدند، استقلال بوسنی و هرزگوین را اعلام کنند. امتناع غرب باعث شد تا ده هزار نفر از مسلمانان این کشور به دست صربها و کرواتها به قتل برسند.
از دیگر سو، زمانی که اوضاع بالکان به وخامت گرایید و پایگاههای ایالات متحده در مدیترانه شرقی مورد تهدید قرار گرفتند، اروپا و آمریکا مصمم به مداخله شدند و صربستان و مونته نگرو را بمباران کردند. امروزه بوسنی و هرزگوین تنها سرزمینی است که به 3 قومیت صرب، مسلمان و کروات تقسیم شده و در قلب اروپا، جایی که اتحادیه اروپا داعیه به وجود آوردن یک جامعه مشترک را دارد، قوم گرایی توسط ایالات متحده و اروپای غربی تقویت شده است.
بی اعتنایی به سازمانها و معاهدات بین المللی در حالی از سوی آمریکا صورت می گیرد که این کشور داعیه همکاری با سازمانهای بین المللی دارد و وقتی شاهد قطع همکاری آمریکا با این سازمانها هستیم که اقدام آنان در راستای منافع ایالات متحده نباشد.
امتناع کاخ سفید از امضای معاهده «کیوتو» در جهت جلوگیری از آسیبهای کشورهای صنعتی بر محیط زیست کره زمین، نپذیرفتن دادگاه بین المللی کیفری، لغو قراردادهای کاهش سلاحهای اتمی میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و توسل به اقدام نظامی یک جانبه آمریکا علیه رژیم بعثی صدام در سال 2003، با وجود صادر نشدن مجوز اقدام نظامی توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد از مهمترین مصادیقی هستند که بی اعتنایی ایالات متحده به سازمانها و معاهدات بین المللی را نشان می دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات