محمود مطهرینیا
تعبیر سکولاریسم و همچین اصطلاح سکولاریزاسیون در اصل از واژه لاتین سکولاریس گرفته شده و در زبانهای اروپایی نخستین بار در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در قرارداد "وستفالی" به کار رفته است. در آن ایام، مقصود از این واژه، توضیح این نکته بود که نهادها و سرزمینهایی که در سیطره کلیسا قرار داشت از نظارت و حاکمیت کلیسا خارج شده و زیر سلطه اقتدار سیاسی غیرروحانی و نهادهای عرفی دولتی و غیرکلیسایی قرار گیرد. برای توضیح و بیان این واقعیت از واژه سکولاریس استفاده میکردند.
در همان ایام این واژه در کاربرد همگانی و رایج بین مردم برای اشاره بر تمیز و تفکیک میان امور مقدس به کار میرفت. همچنین از زمانهای دورتر دستگاه کلیسا، کشیشهایی را که در حوزهها و تشکیلات غیرروحانی و غیرکلیسایی به کار اشتغال مییافتند، کشیشهای عرفی یاسکولار میخواند.
بعدها دستگاه کلیسا از این واژه برای نامیدن کشیشها و روحانیون که از خدمت کلیسایی معاف شده بودند و یا به هر دلیلی از خدمت مرخص شده و از عهده و پیمانشان برای خلافت به کلیسا آزاد شده بودند، بهره میگرفت.
در قرن بیستم جامعهشناسان این تعبیر را به معنای دیگری به کار گرفتند و از آن برای اشاره به مجموعه جریانات و تحولاتی استفاده کردند که ضمن آن اداره امور و نهادهای اجتماعی از سیطره مقامات و مراجع رسمی دینی خارج شده و روشهای عقلانی و غیردینی و علمی و تجربی و این جهانی جای ضوابط و آداب دینی را برای آنها گرفته است. اصطلاح سکولاریزاسیون برای جامعهشناسان گذشته، مانند اگوست کنت (1798- 1857) شناخته شده بود و از آن برای توضیح فرایندی بهره میجستند که طی آن نهادهای گوناگون اجتماعی به تدریج از یکدیگر متمایز مییابند و از متد حاکمیت قالبهای دینی که پیشتر محکوم و تابع آن بودند، رها میشوند. این مسئله در آثار کسانی مانند ماکیاول و ماکس وبر نیز مطرح شده است، به خصوص دیدگاههای ماکس وبر در این زمینه شهرت و معروفیت بسیاری یافته است.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران قائلان به سکولاریسم دچار چالش و بحران جدی شدند و نظامی را پیش روی خویش یافتند که مدعی بود میخواهد تمام مناسبات و فعالیتهایش را براساس شاخصهای دینی شکل و جهت دهد و به همین جهت تمام تلاش علمی و عملی خویش را به کار بردند تا با این نظام نوپا مبارزه کرده و آن را از پا درآورند.
و به تناسب شرایط و اوضاع داخلی و خارجی این مبارزه در برخی از مقاطع تشدید میشد و حتی در برخی اوقات علیرغم گذشت بیش از دو دهه از پیروزی و استمرار انقلاب تا آنجا که میتوانستند عده و عده خود را به داخل نظام میفرستادند و تلاش میکردند که شاید بتوانند این دشمن توانا را از میدان به در کنند. در این راستا به طور طبیعی هر نوع فعالیتی که از سویی ثابت کند 1- سکولاریسم اندیشه غلط و ناصوابی است؛
2- اندیشه دینی اسلامی و به خصوص شیعی میتواند شرایط ایدهآل حکومت و زندگی را فراهم کند.
چه از حیث علمی و چه عملی میبایست همواره در دستور کار کارگزاران نظام جمهوری اسلامی باشد. از جمله مطالب نظری که به تازگی منتشر شده، کتابی است با عنوان "اندیشه دینی و سکولاریسم" تالیف دکتر همایون همتی که به اختصار و به فراخور حال جوانان و دانشجویان پاسخگوی برخی از پرسشهای آنان باشد که البته پرسشهای جدیتر و دیگر مسائل باقیمانده میبایست در بقیه کتابها و آثاری که در این نگاشته شده جست در این اثر مختصر پس از پیشگفتار و توضیح کاربردهای واژه سکولاریسم از چیستی سکولاریزاسیون، تلقی غریبان از دین و مبانی سکولاریسم که عبارتند از:
ـ عقل محوری؛
ـ اومانیسم؛
ـ نسبیتگرایی؛
ـ سنتستیزی؛
ـ لائیسیزم؛
ـ اباحیگری؛
ـ سیانیسم
که اختصار و روانی قلم نویسنده میتواند مخاطبان متعددی را به خویش جذب کند.