*سیاست خارجى کشور ما پس از روى کار آمدن دولت نهم دستخوش تغییر و دگر گونى شد . موضع گیرى هاى خا رجى دکتر احمدى نژاد توجه جهانیان را به خود جلب کرد عده اى چه در داخل و چه در خارج از این سیاست ها استقبال کردند و عده اى به انتقاد از آن پرداختند . موافقان مى گویند در دولت نهم ما با جهان از موضع قدرت سخن مى گوئیم نه از موضع ضعف و انفعال و عده اى هزینه این سیاست ها را سنگین ارزیابى کردند نظر شما چیست؟
**در عرصه بین الملل هر حرکت یک منافع و یک هزینه هایى را در پى دارد گاهى اوقات براى این که دشمن به طرف مقابل اجازه ندهد که به سمت اهداف و آرمان هاى خودش حرکت کند آنچنان فضاى رعب و حشتى ایجاد مى کنند تا طرف مقابل تسلیم اراده آنها شود و از هر گونه موضع گیرى مناسبى باز ماند در طى 20 سال گذشته ما تقربیا در عرصه بینالملل موضع منفعلانه داشتیم و همواره دولتهاى ما تلاش مى کردند تا به تعبیر خودشان تنش زدایى کنند و از هر حرکتى که موجب نا خرسندى دشمنان ایران شود امتناع کنند به نظر من تعبیر تنش زدایى که از سوى دولت هاى قبل مطرح شده تعبیر غلطى بود . چرا که ما با جهان پیرا مون خود مان تنشى نداشته ایم که بخوا هیم تنش زدایى کنیم. انقلاب ما انقلاب ارزش هاى انسانى بود و به دنبال صلاح و سعادت بشربودیم و هیچ گاه در اندیشه نابودى نژاد ، قبیله و ملتى نبوده ایم آن چه نظام ما را بصورت سیبل در آورده بود ماهیت شعار هاى اسلامى و انسانى ما بود.
بر خلاف دیگر قدر تهاى جهان که معمولا به قصد غارتگرى ، استعمار و برترى جویى شکل مى گرفتند، ما براساس معنویت و آزادگى انسان نظام جمهورى اسلامى را شکل دادیم . طرح این نظام خود یک چالش جدى فکرى سیاسى را براى قدرت هاى حا کم در جهان ایجاد کرده بود . لذابا اینکه ما موضع خصمانه اى با دیگر کشور هاى جهان نداشته ایم حتى یک روز از مواضع خصمانه قدرتهاى جهانى مصون نماندیم .گردنکشان جهانى چه غربى وچه شرقى از ابتداى انقلاب با ما از موضع کینه ورزى برخورد مى کردند وما موضعى انفعالى را دنبال مى کردیم.به خصوص پس از پایان جنگ که شرایط منطقه و جهان تغییر کرد .
ما ابتدا گفتگوهاى انتقادى را با اروپایى ها به سرد مدارى آلمانى ها پذیرفتیم . بعد از آن تلاش کردیم که راه مسالمت و مدارا را با هم پیمانان آمریکا در منطقه دنبال کنیم و هر حرکتى که اسباب آزردگى خاطر آمریکا ئى ها را ایجاد کند از خود نشان ندادیم و از طرح ودنبال کردن خیلى از شعارهاى خود صرف نظر کردیم . یکى از محورى ترین شعارهاى ما شعار امت و امامت بود،وسیستمى که انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى (ره) طراحى کرد . سیستم امت و امامت است که بر اساس آن رهبرى جمهورى اسلامى ایران امام امت اسلامى است و ولایت او یک ولایت جهان شمول براى مسلمانان جهان است. ما حتى براى اینکه قدرت هاى غربى از این مسئله نگران نشوند بعد از رحلت امام خمینى (ره) موضوع امامت ولى فقیه را مسکوت گذاشتیم و حتى از لفظ امام براى امام حاضر امت اسلامى صرف نظر کردیم و گفتیم که بعد از رحلت امام خمینى (ره) به جانشین او امام نمى گوئیم و از الفاظى چون رهبر انقلاب ، مقام معظم رهبرى استفاده کردیم .
به هر حال ما با مسکوت گذاشتن اصل امامت ولى فقیه نسبت به سرنوشت امت اسلامى یک نوع سهل انگارى و بى تفاوتى را از خودنشان دادیم. استدلال دولتمردان هم این بود که ما در درون کشور مشکلات بسیارى داریم و ابتدا باید به مسائل خود بپردازیم . همین موضوع باعث شد که استکبار غربى - صهیونیستى که بعد از فروپاشى شوروى به رهبرى آمریکا اعمال مى شد موضع ما را ضعیف بپندارند و هر روز بیش از گذشته ما را مورد تهاجم همه جانبه خود قرار دهند . محدودیتهاى اقتصادى ، فشارهاى سیاسى ، جنگ روانى رسانه اى بسیار گسترده ، عملیات ایذایى در هر زمینه اى در دستور کار دولتمردان آمریکا ، اسرائیل و رژیم صهیونیستى بود.
*یعنى آنها از سیاست هاى تنش زدائى ما سوء استفاده کردند؟
**ما با آنها تنشى نداشتیم که بخواهیم تنش زدایى کنیم . آنها با ما مشکل داشتند وآنها مى بایست تنش زدائى مى کردند . هر چه ما از میدان هاى عمل خود در جهان مثل جهان اسلام فاصله مى گرفتیم آنها ، این میدان ها را در اختیار مى گرفتندو پس از مدتى توانستند ما را به محاصره خود در آورند . ما آنقدر در سیاست هاى منفعلانه خود پیش رفتیم که تقریبا اختیار بعضى از مسائل کشور مان راهم به آنها واگذار کردیم. آخرین حرکات آنها تغییر نظارت همه جانبه به اعمال اراده همه جانبه در امر انرژى هسته اى بود که مى خواستند ما را در داخل کشورمان نیز محدود کنند. آنها مى خواستند حتى اجازه فعالیت هاى علمى وفنى را هم از کارگزاران حکومت اسلامى بگیرند که با انتخابات سال 84 شرایط عوض شد، این تغییر شرایط با مدیریت 16 ساله رهبرى سر انجام گرفت . پیروزى آقاى احمدى نژاد محصول هدایت هاى فکرى ، علمى ، فرهنگى و سیاسى حضرت امام خامنه اى بود. با آمدن آقاى احمدى نژاد شرایط ملى و بین المللى ما عوض شد .
*به نظر شما دستاوردهاى این نوع سیاست این است که باعث شد ایران در برابر این قدرت ها از موضعى برتر سخن بگوید و نه از موضع ضعف ؟ چرا دولت ها قبل از اتخاذ اینگونه سیاست ها امتناع مى کردند؟
**آقاى احمدى نژاد دقیقا متوجه ضعف هایى بودند که دولت هاى قبلى در نظام از خود نشان داده بودند. مثلا اگر قبل از ایشان دولتى حالت اشرافى گرى را ترویج کرده بود و کار گزاران حکومت تبدیل به یک گروه اشرافى شده بودند و جدا از ملت عمل مىکردند اما دولت ایشان شکاف ایجاد شده بین دولت و ملت را با پرهیز از اشرافیگرى و با حضور دولت در میان مردم کاهش داد . این شکاف نقطه ضعف کشور شده بود و بیگانگان از این شکاف نهایت بهره بردارى را مى کردند . ایشان این چالش را به یک فرصت در عرصه داخلى و بین المللى تبدیل کردند .
*یعنى شما معتقدید که سیاست هاى منفعلانه دردولت هاى گذشته ناشى از عدم اتکاى آنها به حمایت هاى مردمى بود؟
**علاوه بر این موضوع آنها به دنبال اعتماد سازى با دشمنان ملت بودند، آنها فکر مى کردند که ملت به آنها اعتمادکرده است و بعد به آنها راى داده و همین امر کافى خواهد بود و بعد از این باید ملت را رها کرد و به دنبال جلب اعتماد دشمنان رفت اما احمدى نژاد وقتى از سوى مردم انتخاب شد به دنبال حفظ وجاهت و کرامت ملت ایران در جهان بود. در واقع تلاش کردند جایگاه ملت ایران را با تکیه بر همان آراى ملت آنگونه که شایسته آنهاست در جهان ارتقاء بخشند و هرگز پس از آمدن ایشان جمهورى اسلامى زیر بار تحمیل زور مثلث شوم آمریکا اسرائیل و انگلیس قرار نگرفت . یکى از خدمات ارزنده آقاى احمدى نژاد به نظام پر کردن شکافى بود که دولتهاى قبلى بین خود و ملت ایجاد کرده بودند. دولت قبلى نیز القاء مى کرد که حکومت ما یک حکومت دوگانه است .
بخشى از آنها انتخابى و بخشى انتصابى است که این دو قطب فرضى در درون حکومت ما در تقابل با یکدیگر قرار دارند ولى وقتى که آقاى احمدى نژاد آمد و راى ملت را کسب کرد در لحظه تنفیذ حکم ، دست نائب امام زمان (عج) را بوسید که با همان بوسه بر دست نائب امام زمان (عج) القائات پیشین در مورد دوگانگى نظام از بین رفت . در واقع آقاى احمدى نژاد به عنوان رئیس جمهور اسلامى ایران بعد از مدت هاى طولانى در موضعى قرار گرفتند که هم اعتماد مردم را پشتوانه خود داشتند و هم حرمت متقابلى را نسبت به رهبرى براى خود کسب کرده بودند تبعیت از رهنمودهاى رهبرى به عنوان پشتوانه عظیم فکرى ایشان در عرصه بین المللى یک اقتدار نوینى را براى جمهورى اسلامى ایران در سطح جهانى فراهم کرد.
در حقیقت با انسجام ملى که در درون نظام ایجاد شد اقتدار ملى ما در عرصه جهانى بالا رفت و با موضع شفاف، انقلابی، منطقى و به موقع آقاى احمدى نژادکه در برابرگردنکشان جهان اظهار مى کردند ، موقعیت جدیدى را در جهان براى ما فراهم آوردند .
شاید بتوان گفت نخستین و مهمترین اقدام آقاى احمدى نژاد در عرصه بین المللى تغییر جایگاه ایران از جایگاه متهم به جایگاه مدعى در جهان بود. ما 27 سال در مقابل پرونده هاى ساختگى غرب قرار گرفته بودیم و مدام به ما اتهام وارد مى کردند و ما را به پاسخگویى در برابر سوالات جعلى خود وادارمى کردند و ما جز گرفتن موضعى انفعالى هیچ کار دیگرى انجام نمى دادیمسیاست هاى خارجى دولت نهم جایگاه ما را از پاسخگو به پرسشگر تغییر داد و این بزرگترین خدمت به نظام بود.
*با توجه به شرایط بین الملل وجو ضد ایرانى که در میان دولت هاى قدرتمند غربى حاکم است طرح موضوعاتى چون هولوکاست که خط قرمز آنها به حساب مى آید چه توجیهى مى تواند داشته باشد . این موضوع مى تواند فشارهاى فعلى جهان علیه کشورمان را شدت ببخشد و ما را در جهان منزوى سازد . هزینه هاى تغییر این جابه جایى یعنى تغییر از پاسخگو به پرسشگر چگونه توجیه پذیر است ؟
**غرض از طرح این موضوع این است که موضع منفعلانه باید به یک موضع تهاجمى در مى آمد قضیه یا ماجراى هولوکاست از جمله قضایایى است که بسیار دقیق ، حساب شده و جامع الاطرف در نظر گرفته شده بود . اراده نظام بود که با طرح چنین موضوعى یک تابو را در عرصه بین الملل بشکند ، افکار عمومى غرب را به پرسشگرى از دولتمردان خودشان وادار کند، نخبگان اروپایى در برابر بسیارى از حوادث پیرامونى خود دولت هاى خود را به چالش بکشانند و به حمایت از هویت ملى خود در برابر صهیونیست ها موضع بگیرند و یهودیت از حیثیت ملى و دینى خود در برابر جنایات رژیم اسرائیل دفاع کند و تاریخ نوشته شده بوسیله فاتحان جنگ دوم اروپا بازخوانى شود که چه بسا ازپرتوى باز خوانى تاریخ جنگ اروپا حقایق بسیار شگرفى ظاهر شود که کل وضعیت جهان را تغییر دهد . آقاى احمدى نژاد به عنوان یک فرد محقق و یک دانشمند زیرک و دوراندیش هر گز بدون محاسبه دقیق دست به اقدامى نمى زند . همچنین باید توجه داشت در نظام ما همه چیز تحت نظارت و هدایت رهبرى است . اگر جایى خلافى واقع شد رهبرى در برابر آن موضع گیرى مى کنند . در مورد آقاى احمدى نزاد باید گفت که منش و روش ایشان اینگونه است که بدون هماهنگى با رهبرى هیچ حرکتى را انجام نمىدهند به خصوص در رابطه با موضوعات مهم و کلان. آقاى احمدى نژاد یا نظام جمهورى اسلامى مى دانست که طرح موضوع هولوکاست التهاب آور است و مجامع غربى و دولت هاى غربى را ملتهب خواهد کرد ، اما این هزینه را آگاهانه براى تغییر شرایط خود در جهان پذیرفت وبا طرح هولوکاست عملا موضوع کار هسته اى ایران را از دستور کار افکار عمومى جهان غرب خارج کرد.
یعنى آنها قبل از طرح هولوکاست تمام تلاش خود را کرده بودند تا نظام جمهورى اسلامى را زمین گیر کنند و از پیشرفت در عرصه فناورى هسته اى باز دارند و با طرح ماجراى هولوکاست از طرف آقاى احمدى نژاد عملا آنها مشغول این ماجرا شدند و در برابر فعالیت جدى صلح آمیز هسته اى ایران منفعل شدند.
*البته بسیارى بر این عقیده اند که سیاست هاى خاص آقاى احمدى نژاد در عرصه بین المللى به خصوص طرح موضوع هولوکاست باعث شد تاپرونده ایران به شورایامنیت برود و در آنجا قطعنامه اى علیه ایران صادر شود . نظر شما چیست ؟
**بر خلاف آنچه که بعضى ها امروز تحت تاثیر القائات غربى ها مدعى مى شوند که جمهورى اسلامى با طرح هولوکاست خود را دچار مشکل و منزوى کرده ، واقعیت چیز دیگرى است . جمهورى اسلامى براى اولین بار پرونده اى را علیه غرب باز کرده است . در دل این پرونده چندین پرونده دیگر نهفته است که در قبال هر پرونده سازى کاذبى که غرب علیه ما انجام داده امروز ما یک پرونده در دست داریم و مى توانیم در عرصه بین الملل با خردگرایى و دور اندیشى منافع ملى خود را تثبیت و گسترش دهیم و امروز عرصه هاى کاملا نوینى در قضایاى بین المللى براى حضور فعالان سیاسى ، علمى ، نخبگان دینى و مذهبى و اقتصادى فراهم آمده است که مى توانند به توسعه منافع ملى دینى ما در جهان اقدام کنند و هیچ آسیبى هم از این جهت بر ما وارد نشده است . کما اینکه از زمان دولت آقاى خاتمى آنها تصمیم خود را براى کشاندن موضوع هسته اى ما به شوراى امنیت و صدور قطعنامه گرفته بودند و مى خواستند ما را به شوراى امنیت ببرند و علیه ما قطعنامه صادر کنند . دوسال از آن زمان به تاخیر افتاده است و بعد از آن هم قطعنامه اى صادر شد که بسیار ضعیف شده است و خود آنها هم میدانند که قطعنامه بیخاصیتى است. موضوعهولوکاست سوژه هاى بسیارى را براى دانشجویان ، دانشگاهیان، طلاب و حوزویان ، هنرمندان ، محققین ، سیاستمداران و بسیارى از نخبگان ما فراهم آورده است که آنان مى توانند در این زمینه کارهاى جدید و نوینى را خلق کنند. و خود را در عرصه هاى جهانى بیازمایند.