تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۹۰۷۴۴

بوش و کارنامه سیاه جمهوری خواهان


" به رغم آن که جمهوری‌خواهان شکست سختی در انتخابات اخیر آمریکا خوردند و بسیاری این شکست جمهوری خواهان را ناشی از سیاست‌های اشتباه این حزب در طول حکومت خود در آمریکا می‌دانند اما این حزب هم چنان در تلاش است که این شکست خود را چون دیگر سیاست‌های شکست خورده‌اش به مردم آمریکا توجهی کند. تلاش حزب جمهوری خواهان آمریکا برای توجیه شکست خود در انتخابات اخیر آمریکا بی‌شباهت به عملکرد مارکسیست‌ها برای توجیه شکست خود در اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی نظام کمونیستی در آن نیست. واقعیت آن است که باید قبول کنیم انقلاب فکری حزب جمهوری خواه آمریکا در سال 1994 امروز دیگر به پایان رسیده است. تنها عامل شکست و به بن بست رسیدن این جریان فکری عملکرد غلط واشنگتن بوده است. البته نباید فراموش کرد که شکست اخیر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان دوره‌ای آمریکا می‌توانست در روند جریان فکری جمهوری خواهان آمریکایی بسیار تاثیرپذیر باشد به طوری که منجر به آن شود که اعضای محافظه‌کار این جریان بار دیگر به چارچوب اصلی جریان فکری خود باز گردند و به اصول اصلی آن متعهد شوند.
متاسفانه گروهی که مبتنی بر جریان فکری جمهوری خواهان محافظه‌کار آمریکا شده است از همان آغاز کار سیاسی خود در سال 1994 مسیر خطا و آغشته به اشتباه را انتخاب کرد و این سیاست را تا به امروز در برابر ملت آمریکا ادامه می دهد. عامل اصلی به بن‌بست رسیدن جریان فکری محافظه‌کاران آمریکا عملکرد گروه حاکم است. مثلا معروف‌ترین و شاخص‌ترین ادعایی که حزب جمهوری خواه آمریکا از تاریخ آغاز به کار خود تا به امروز گفته است را می‌توان در کتاب "انقلاب آزادی" تالیف دیک آرمی در سال 1995 یافت. وی پس از تالیف این کتاب در همان سال بعنوان رهبر اکثریت جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان آمریکا تعیین شد.
در این کتاب از برنامه‌های جمهوری خواهان محافظه‌کار و نظام بیمه‌ای که برای خانواده‌های آمریکایی در نظر گرفته شده سخن به میان آمده است. هیچ یک از برنامه‌های جمهوری خواهان که در این کتاب به صورت تفضیلی به آن پرداخته شده تا به امروز عملی نشده است. به راستی که باید گفت حادثه 11 سپتامبر بزرگترین روزنه امید جمهوری خواهان برای بقا در قدرت بود. پس از حادثه 11 سپتامبر جمهوری خواهانی که در معرض سقوط و به حاشیه کشیده شدن بودند توانستند خود را بار دیگر بالا کشند و بقای خود در قدرت را برای چهار سال دیگر تضمین کنند. این حزب راست‌گرای محافظه کار توانست با سیاست مشخص و معینی افکار عمومی ملت آمریکا و جهان را از نقاط ضعف و شکست جمهوری خواهان به سوی دیگری سوق دهد و امور را به گونه‌ای در عرصه داخلی آمریکا و بین‌الملل نشان دهد که تهدیدهای تروریستی آمریکا و جهان را محاصره کرده است. بالاخره این حزب توانست به یاری پیامدهای یازده سپتامبر خواب‌های دیرینه خود را محقق سازد و بسیاری از سیاست‌ها و استراتژی‌های خارجی خود را که فرصتی برای به اجرا در آوردن آنها نداشت به مرحله اجرا گذارد.
کروگمان می نویسد: جنگ افغانستان و پس از آن عراق در حالی انجام گرفت که تمامی ملت آمریکا غرق در نگرانی و هراس از تهدیدهای تروریستی علیه کشورشان بودند اما طولی نکشید که بار دیگر اشتباهات سیاست‌های خارجی و داخلی حزب حاکم یعنی جمهوری خواهان برای ملت آمریکا و جهان مشخص شده و این اشتباهات از ادعاهای وزارت اطلاعات آمریکا و وزارت دفاع این دولت درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق آغاز و تا ارایه آمار غیرواقعی از تلفات سربازان آمریکایی در عراق ادامه داشت. امروز نیز برغم مشاهده بسیار از اشتباهات فاحش دولت بوش و حزب جمهوری خواه این اشتباهات به نوعی هم چنان ادامه دارد و ما ناگزیر از مشاهده ادامه این سیاست‌ها در عرصه داخلی و خارجی آمریکا هستیم.
در این تحلیل همچنین آمده است:‌ آخرین اقدامی که دولت جمهوری خواه بوش در صدد انجام آن می‌باشد موضوع استراتژی جدید خود در عراق است. در حالی که بسیاری از کارشناسان نظامی و سیاسی آمریکایی و بین‌المللی تاکید داشته‌اند که اعزام نیروهای آمریکایی بیشتر به عراق نمی‌تواند در حل بحران‌های این کشور و بهبود وضعیت نیروهای آمریکایی در آن تاثیر گذارد اما بوش هم‌چنان بر به اجرا در آمدن این سیاست اصرار دارد. برغم آن که دولت فعلی عراق ثابت کرده است که دولت ناکارآمدی بوده و باید هر چه سریعتر زمینه لازم جهت کنار گذاشته شدن این دولت فراهم شود اما می‌بینیم که دولت بوش حتی بر حمایت از این دولت که کنار رفتن آن می‌تواند روزنه‌ای در بدست آمدن یک توافق کلی میان احزاب و طوایف عراقی باشد اصرار می‌کند. آیا دولتی که با اشتباهات فاحش خود از یک دیکتاتور عراقی یک قهرمان ملی عربی ساخته است می‌تواند امور عراق را به سوی بهبود سوق دهد آیا حکومتی که طرح امنیتی بغداد را بدون توافق پارلمان و اجماع احزاب سیاسی عراق اعلام می‌دارد و به اجرا می‌گذارد تا به اختلافات طوایفی موجود در این کشور دامن زند می‌تواند حکومتی مناسب برای خروج عراق از بحران فعلی تلقی شود!‌
بی‌شک عملکرد دولت مالکی بی‌شباهت به عملکرد دولت بوش نیست زیرا این دولت نیز به رغم مخالفت‌های سرسختانه حزب دموکرات آمریکا و حتی برخی از مقامات مسئول حزب جمهوری خواه بر به اجرا در آوردن استراتژی خود در عراق مصر است و بهایی به افزایش تلفات نیروهای آمریکایی در عراق و متزلزل شدن موقعیت آمریکا در منطقه و حتی جهان نمی‌دهد.
با توجه به تمامی سیاست‌های اشتباهی که تا به امروز حزب جمهوری خواه آمریکا دنبال کرده است می‌توان گفت دوران حاکمیت این حزب به پایان رسیده است. مناسب‌ترین کار آن است که بوش در واپسین لحظات عمر سیاسی این حزب موفقیت‌های ناچیزی را در کارنامه سیاسی‌اش به ثبت رساند اما متاسفانه رییس جمهور آمریکا فاقد این بینش سیاسی است و بدترین وقایع سیاسی و اشتباهات فاحش را در کارنامه حزب جمهوری خواه آمریکا تا به امروز به ثبت رسانده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات