رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی چهارشنبه شب 20/10/85، راهبرد جدیدی را برای غلبه بر "بحران امنیتی رو به افزایش عراق" و "جلوگیری از شکست کامل آمریکا در عراق"، اعلام کرد. رئوس سیاست جدید آمریکا عبارتند از:
1- اعزام 21 هزار و 500 نظامی تازه نفس آمریکایی به عراق برای استقرار هفده هزار و 500 نفر آنان در قالب پنج تیپ رزمی در بغداد و استقرار چهارهزار نفر باقی مانده در استان "الانبار" عراق.
2- اعزام دومین ناو هواپیمابر آمریکا به خلیج فارس.
3- ارسال موشکهای دفاع هوایی پاتریوت برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس.
4- مقابله با نفوذ ایران و سوریه در عرصههای سیاسی عراق و قطع حمایتهای ایران و سوریه از گروههای مقاومت
5- تشدید عملیات آمریکا علیه عناصر ایرانی و یافتن و انهدام شبکههایی که تامین کننده آموزش و سلاحهای پیشرفته برای دشمنان آمریکا در عراق هستند.
6- اجازه ندادن به ایران برای تسلط بر منطقه و اعلام این که عراق یک کشور عربی است و نباید تحت سلطه ایران قرار گیرد.
7- تقویت مشاوران نظامی آمریکا برای نیروهای امنیتی عراق برای تسلط بیشتر بر نیروهای امنیتی و نظامی عراقی.
8- خنثی کردن حملات علیه نیروهای آمریکایی.
9- دادن مهلت به دولت عراق برای بهبود شرایط امنیتی و تهدید آن دولت به از دست دادن حمایت آمریکا در صورت عمل نکردن به قول و قرارهای خود.
انتظار آمریکا از دولت عراق، این است که گروههای شبه نظامی شیعه به ویژه گروه مقتدی صدر را به طور کامل خلع سلاح کرده، آنان را از فعال بودن در صحنه عراق باز دارد و در سرکوبشان با نظامیان آمریکایی همکاری کند.
10- کاهش سیاست بعثیزدایی و بازگرداندن اقلیتهای قومی و مذهبی به ویژه اعراب سنی به روند سیاسی در سطح محلی برای راضی کردن دولتهای عربی همسوی با آمریکا از جمله عربستان، اردن و مصر.
11- تحمل نکردن هیچ گونه مداخله سیاسی یا فرقهای در داخل عراق.
استراتژی جدید بوش پس از آن اعلام میشود که دموکراتها در آمریکا به منظور جلوگیری از شکست تاریخی ایالات متحده در عراق، سیاستهای بوش در قبال عراق را موجب شکست و ناکامیهای آمریکا در خاورمیانه، دانستهاند و برای رهایی از باتلاق عراق، کاهش تدریجی نیروهای نظامی آمریکا در عراق و نیز واگذاری مسئولیت امنیت به دولت عراق را خواستار شدهاند.
گزارش کمیته فراحزبی ویژه عراق با نام گزارش بیکر- همیلتون نیز پس از بررسی میدانی چندماهه، راه حل خروج از باتلاق عراق را کاهش تدریجی نظامیان آمریکا از عراق و تعیین یک جدول زمانبندی برای عقبنشینی سربازان آمریکایی از عراق و نیز مذاکره با دولتهای ایران و سوریه برای گسترش امنیت در عراق، دانسته بود. ولی دیده میشود که رئیس جمهور آمریکا به رغم توصیه بیشتر مشاوران و ناظران مسائل عراق، نخواسته است به گونهای عمل کند که در افکار عمومی این گونه مطرح شود که بوش به سخنان حزب رقیب خود، گوش کرده و با این کار، در واقع مشخص ساخته است که سیاستهای محافظهکاران برای تسط بر عراق، با شکست روبهرو شده است؛ بنابراین، بوش با اعلام استراتژی جدید، خواسته است درست برخلاف توصیههای حزب رقیب خود و نیز پیشنهادهای کمیته بیکر- همیلتون، اقدام کند.
رئیس جمهور آمریکا پس از تغییر وزیر دفاع خود، رامسفلد، مجبور شد تیم نظامی و سیاسی آمریکا را که مسئولیت عراق را بر عهده داشتند نیز تعویض کند. او ژنرال ابیزید، فرمانده منطقهای آمریکا و نیز فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق را تعویض و سفیر آمریکا در عراق را هم جابجا کرده و با انتخاب جان نگروپونته از سمت وزیر امنیت داخلی به قائم مقام وزیر امور خارجه، تیم سیاسی وزارت خارجه را به یک گروه امنیتی تبدیل کرده است.
آمریکا با تغییرات فوق، در واقع "استراتژی نظامی" خود را به "استراتژی امنیتی، اطلاعاتی" تغییر داده است تا بتواند هم با تغییر استراتژی خود و هم با تغییر دست اندرکاران آمریکایی اداره عراق، راهی برای از بین بردن روند رو به افزایش خشونتهای قومی در عراق بیابد و از حمله به نظامیان آمریکایی در عراق که تلفات آنها از سه هزار کشته و بیست هزار زخمی فراتر رفته، بکاهد. آمریکا برای اجرای سیاستهای جدید خود، مبلغ 5/6 میلیارد دلار بودجه اضافی برای تامین نیاز نیروهای جدید اعزامی به عراق و مبلغ یک میلیارد دلار نیز برای تقویت تدارکات این نیروها در نظر گرفته و برای جذب نیروهای جدید نیز سالانه 11 میلیارد دلار دیگر به هزینههای نظامی خود، افزوده است. البته این رقمها به 50 میلیارد دلار هزینههای نظامی سالیانه آمریکا در عراق، افزوده میشود.
چالشهایی که هم اکنون آمریکا در عراق با آن روبهروست و برای برطرف کردن آنها، ناچار به در پیش گرفتن استراتژی جدید شده، عبارتند از:
1- تلفات روزافزون نظامیان آمریکایی در عراق، که موجب استفاده حزب دموکرات از آن برای پیروزی خود در انتخابات مجالس سنا و نمایندگان شد.
2- گسترش ناامنیها در عراق، به ویژه در بغداد و شعاع 50 کیلومتری آن که موجب متهم شدن دولت آمریکا در ناتوانی و بیعرضگی در عرصه اداره عراق شده است.
3- بروز درگیریهای فرقهای و کشتار شدید غیر نظامیان در شهرهای عراق.
4- متهم شدن آمریکا در افکار عمومی مردم عراق و نیز کشورهای همسایه به عنوان قرار گرفتن در پشت صحنه درگیریهای فرقهای و ناامنیها در عراق. مردم عراق، گمان میکنند که آمریکا برای ادامه حضور نظامی خود در عراق، نیاز به بیثباتی و عدم آرامش در عراق دارد، به گونهای که همه گروهها و سیاستمداران عراقی، احساس کنند چنانچه آمریکا از عراق خارج شود، خشونتهای فرقهای افزایش خواهد یافت.
5- احتمال گسترش بیثباتیها و ناامنیها و چالشهای عراق به کشورهای همسایه عراق و همراه آمریکا.
به نظر میرسد که آمریکا با اعلام سیاست جدید، میخواهد دایره حضور نظامی و امنیتی خود را در عراق و در خلیج فارس گسترش داده و نیروهای خود را از 132 هزار نفر کنونی به بیش از 153 هزار نظامی در عراق رسانده و حوزه عمل خود را به فراتر از فضای جغرافیایی عراق گسترش دهد.
آمریکا همچنین در نظر دارد با در پیش گرفتن استراتژی جدید، جبهه جدیدی را علیه ایران بگشاید و فشارها بر ایران را با اعمال هم زمان اقدامات زیر گسترش دهد:
1- اعمال فشار بر ایران به بهانه پرونده هستهای از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد و با صدور قطعنامههای تحریمهای تدریجی و پلکانی.
2- از طریق اعمال تحریمهای یک جانبه و ایجاد تضییقات و محدودیتهای مالی و بستن تعاملات بانکی ایران با سیستم مالی بینالمللی، مانند اقداماتی که علیه بانک سپه و بانک صادرات ایران در جریان است.
3- برداشتن محدودیتهای مالی از گروه منافقین و تلاش برای به کارگیری آنها به عنوان عوامل جاسوسی از داخل ایران و واگذاری ماموریتهای تروریستی و عملیات مسلحانه به آنها در زمان ضروری.
4- اعمال فشار بر گروههای سیاسی طرفدار ایران در درون عراق و تضعیف شدید آنها.
5- تبدیل فضای عراق به محیطی برای اعمال تهدیدات آمریکا علیه ایران.
آمریکا آشکارا اعلام کرده است که برنامه ایالات متحده، تضعیف قدرت ایران در منطقه خاورمیانه است؛ بنابراین، استراتژی جدید آمریکا را باید برنامهای گسترده علیه اکثر مردم جنوب عراق و نیز علیه توانمندیهای ایران در منطقه دانست.
این طرح ضمن آن که بیانگر شکست آشکار آمریکا در باتلاق عراق است، به جای تکیه بر تواناییهای ملت عراق برای برون رفت از بحران امنیتی و بیثباتی و کاهش خشونتهای فرقهای، تلاش دارد با تکیه بر توان نظامی آمریکا در عراق و در منطقه، جهت وظایف نظامیان آمریکایی در عراق را به سمت ماموریتهای امنیتی و جنگ شهری بکشاند. استفاده از عملیات هلی برن در حمله به کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق در هفته گذشته، بیانگر به کارگیری واحدهای نظامی در خدمت ماموریتهای امنیتی است، اما برای بسیاری از ناظران این ابهام هست که آیا آمریکا میتواند با سیاست جدید، ناامنیها را مهار کرده خود را از باتلاق عراق نجات دهد یا این که بازهم با نگاه اشتباه به ریشههای بحران عراق، بر دامنه ناامنیها و بیثباتی در آن کشور خواهد افزود. همان گونه که تاکنون اشغال عراق از سوی آمریکا، باعث گسترش اقدامات تروریستی، تبدیل عراق به پایگاه بزرگ گروه تروریستی القاعده، ایجاد جنگ فرقهای شدید در عراق و کشتار روزانه بیش از پنجاه نفر از مردم عراق در خودروهای بمب گذاری شده و یا عملیات انتحاری، تبدیل عراق به ناامنیترین و بیثباتترین کشور جهان، مهاجرت گسترده نزدیک به دو میلیون نفر از مردم عراق به کشورهای سوریه و اردن، جابجا شدن بیش از یک میلیون نفر از مردم عراق در داخل کشور، کشته شدن صدها هزار نفر از مردم عراق پس از اشغال این کشور و بیکاری شدید مردم این کشور و نگرانی از تقسیم عراق به سه منطقه جداگانه، شده است.
استراتژی جدید بوش، یک "شمشیر دو لبه" است. تا یک سال دیگر اگر رئیس جمهور آمریکا نتواند با سیاست جدید خود، امنیت را به عراق بازگرداند و بحران در آن کشور را کاهش دهد، باید بوش با صراحت اعلام نماید که آمریکا در عراق شکست خورده است و آماده شود تا پست ریاست جمهوری را به حزب رقیب خود؛ یعنی دمکراتها تحویل دهد. این بار دیگر، رئیس جمهور آمریکا نمیتواند ناکامیهای دولت آمریکا را بر عهده افرادی همچون گارنر، برمر، رامسفلد و نیز بر عهده استراتژیهای غلط پنتاگون و وزارت خارجه بگذارد، بلکه این بار، این استراتژی بوش است که شکست میخورد و این سازمانCIA هست که ناکامیاش در کنار شکست پنتاگون ثبت میشود.