تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۹۰۷۴۶

تجربه جنگهاى سى ساله


‌صالح اسکندری: پیروزى انقلاب اسلامى در بهمن 1357 معادله اى جدید را مقابل استعمار فرا نو قرار داده که به مراتب پیچیده تر از تمام مسائلى است که کلنیالیسم در دوره چند صد ساله حضور خود درشرق با آنها روبرو بود .
یکى از وجوه این معادله پیچیده، برترى است که با پیروزى انقلاب ایران در گفتمان حاکم بر جنبشهاى مردمى جهان اسلام جریان یافته وموجب اعتلاى ماهیت این حرکتها گشته است .عمده جنبشهاى اسلامى سده اخیربا فروپاشى امپراتورى عثمانى در جنگ جهانى اول، تحت تاثیر گرایشات ناسیونالیستى وضد استعمارى نضج یافتند اما پیروزى انقلاب اسلامى ایران موجب نفخ روح جدید واصیلى در کالبد خسته جنبشهاى اسلامى دهه هاى گذشته شد . این ماهیت قدیم واصیل همان تجدید حیات اسلامی، اسلام سیاسى ویا به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) بازگشت به مفاهیم اسلام ناب محمدى (ص) در اداره جامعه است . البته نباید دور از نظر داشت که در جنبش هاى پیش از انقلاب ایران نیز برخى از این مفاهیم ،على الخصوص در بیانات و نوشته هاى رهبران این جنبشها مثل سید قطب در مصر ویا مصطفى السباعى در سوریه و... نمود مى‌یافت اما باید اذعان کرد که در بیشتر اوقات این ناسیونالیسم بود که موتور محرک حرکتها مى شد .
به هر حال با پیروزى انقلاب اسلامى استعمار فرا نو با پدیده جدیدى روبرو شد که به ناگزیر مى بایست راه حلى براى مقابله با آن مى یافت . اربابان زر و زور استعمار، به منظور حذف دال برتر اسلام سیاسى که در گفتمان حاکم بر جنبشهاى مردمى جهان اسلام رسوخ یافته است راه هاى متفاوتى را تجربه کردند . مقابله مستقیم نظامى با انقلاب ایران به عنوان سرچشمه این جریان، خطرناک جلوه دادن انقلاب ایران براى منطقه، پروژه دموکراتیزاسیون در خاورمیانه، لشگرکشى به منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم و... که البته هیچ یک از این توطئه ها تا کنون به نتیجه نرسیده اند وعموما ناکام مانده اند .
اما راه حل اخیر استعمار فرانو براى این معادله، با توسل به تجربه جنگهاى سى ساله اروپا دامن زدن به اختلافات مذهبى وجنگهاى فرقه اى است . جنگهاى یکصدساله مذهبى اروپا که سى سال آخر آن بسیار خونین بود باکشمکش کا تولیکها وپروتستا نها دربوهم چکسلواکى درسال 1618م شروع شدو درسال 1648م با عهدنامهصلح وستفالى )Westphali( ‌به پایان رسید. صلح وستفالى علاوه برتنظیم مرزهاى اروپا موجب شد هر یک از ایالات آلمانى امپرا تورى مقدس روم مستقل شوند .سوئد قسمتهایى از سواحل شمالى آلمان را تصرف کند، هلند وسوئیس مستقل شوند،فرانسه مناطق وسیع وثروتمند آلزاس ولرن راتصرف نماید، کالوینیسم به رسمیت شناخته شود و... اما درخور توجه تر از همه چیز توافق عمومى بر سر به حاشیه راندن مذهب از مناسبات اجتماعى وبین الدولى اروپا بود . سکولاریسم براى اولین بار در معاهده وستفالى به مفهوم خروج برخى سرزمین ها از تملک کلیسا به کار رفت. پس از آن به مرور، معانى دیگرى همچون ترخیص کشیشان، تفکیک دین از سیاست، تفوق دولت بر کلیسا و در نهایت طرد دین از ساحت حیات اجتماعى انسان را به خود گرفت .
در واقع بین سکولاریسم وتشدید منازعات فرقه اى و مذهبى رابطه اى مستقیم برقرار است . جامعه با مشاهده درگیرى هاى بى منطق و طولانى بین مذهبى نسبت به اصل مذهب وحدود وثغور دخالت دین در اجتماع تردید مى کند وبا وا نهادن تمایلات جمعى به دینى فردى مى گراید .
استعمار فرا نو با مد نظر قرار دادن این تجربه راه حل حذف اسلام سیاسى را در میان مسلمانان دامن زدن به اختلافات فرقه اى وبه راه انداختن جنگهاى مذهبى مى بیند . ودر این راستا در عراق، افغانستان، پاکستان، لبنان، یمن وحتى ایران به شکلى محدودتر شروع به فعالیت کرده است . این اقدامات در کوتاه مدت موجب صرف هزینه هاى جانى ومادى براى مسلمانان وانحراف دید آنها از خطر دشمن اصلى ودر بلند مدت باعث لطمه خوردن روح اصیل اسلام ویا همان اسلام ناب محمدى (ص) مى گردد . حهان اسلام باید با درک این خطر مانع تحقق هدف شوم اربابان زر و زور گردد وبا اعتصام به حبل الهى هر روز به مفهوم وحدت کلمه نزدیکتر شود .
والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات