تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۰  ، 
کد خبر : ۹۰۷۴۷

توسعه فرهنگى جوان محور

‌على نمازی مقدمه: گروه سیاسی : درباره تکریم شخصیت جوانان، باید اهمیت بیشترى بدهیم. باید کارهاى مهم و پست‌هاى درخور به او داده شود و در قبال آن، مسئولیت از او خواسته شود. نباید صرف جوان بودن و کمى تجربه، مانع تکیه و اعتماد جامعه و مسئولان به جوانان گردد. این ضرورتها و بایدهایى است که در جامعه جوانى همچون ایران، به صورت اکیدتر و شدیدتر مطرح است. به طور کلی، پیامبر اسلام(ص) به جوانها اهمیت خاصى مى‌دادند. مطالعه در تاریخ و سیره آن‌حضرت، این مدعا را به خوبى روشن مى‌سازد. از باب نمونه در جریان آمدن نمایندگان قبیله اوس و خزرج به حضور آن حضرت و پیمان بستن آنان در رابطه با حمایتشان از اسلام و پیامبر(صلى الله علیه و آله) در خواست مبلغى براى تعلیم قرآن در مدینه، آن حضرت مصعب بن عمیر را که جوان تازه مسلمان و حدود بیست ساله بود به عنوان اولین نماینده و مبلغ و معلم اسلام به مدینه اعزام داشتند و او هم به خوبى از عهده این ماموریت بر آمد و زمینه را براى هجرت رسول خدا(ص) فراهم کرد. این شاهد زنده‌اى براى اهمیت دادن حضرت به جوانهاست. همچنین بعد از فتح مکه وقتى مى‌خواستند کسى را به عنوان فرماندار و حاکم مکه انتخاب کنند با اینکه در بین مسلمانان، افراد مسن‌ترى بودند آن حضرت جوانى بیست ساله به نام “عتاب بن اسیل” را که شخصى خردمند و بردبار بودبراى حکومت مکه انتخاب کردند. از این نمونه‌ها در تاریخ زندگانى سیاسى پیامبر اکرم زیاد دیده مى‌شود. اصولا بیشتر کسانى که در بدو رسالت و شروع نهضت حضرت به او گرویدند، جوانها بودند و بیشتر معاندن لجوج از پیران قوم؛ مانند: ابوجهل، ابولهب، ابوسفیان و... دلیل این امر روشن است، جوان روحى نزدیک به فطرت اولیه دارد و نداى فطرت در او به قوت در کار است. جوان ابتکار عمل، دلسوزى بیشتر براى انجام دقیق و درست کار و حوصله و جدیت بیشترى دارد.

با مقدمه‌اى که گذشت، مى‌خواهم بر شکل‌گیرى توسعه فرهنگى بر حول جوانان تاکید نمایم. دلایل من بر این امر، بدین قرار است:
1- عمده جوانان، به طبیعت خویش به فرهنگ، توجه علاقه و عطف توجه بیشترى دارند تا سیاست واقتصاد. سیاست واقتصاد را شاید بتوان به یک لحاظ، سخت‌افزار زندگى دانست و فرهنگ را نرم‌افزار آن. جوان غالبا پیش از آنکه به تنظیم سخت‌افزار زندگى فردى واجتماعى‌‌اش (یعنى معاش و سیاست‌ورزی) مشغول شود، یک موجود فرهنگى است و ذهن و فکرش به نرم‌افزار زندگى معطوف است.
2- جوان مستقل و متکى به خود است و نیاز کمى به رجعت به گرایشها یا الگوهاى رفتارى گذشتگان حس مى‌کند، لذا از تقلید، دورتر و به ابتکار و نوآورى نزدیک‌تر است. به علاوه جوان به خاطر همین استقلالش جسارت وشجاعت بیشترى نیز براى اقدامات خویش دارد. ناگفته نماند که روحیه پرهیز جوان از تقلید و سنت پرستی، نیاز به تعدیل و هدایت و راهنمایى دارد تا به فساد سنت‌گریزى و تجدد پرستى دچار نشود.
3- جوان به روز است و از نیازهاى فرهنگى جامعه، به صورت ملموس و از نزدیک مطلع است نه آنکه از طریق کتب و مقالات و با تئورى‌ها از آن نیازها مطلع شده باشد. لذا عنصر مخاطب‌شناسى در توسعه فرهنگی، توسط جوانان، دقیق‌تر و به‌روزتر اتفاق مى‌افتد.
4- روحیه همکارى با دیگران و کار گروهى در جوانان قوى‌تر است. روشن است که در زمینه فرهنگ، جز کار گروهى جواب نمى‌دهد.
5- وجدان کارى در جوانان بیدار است و لذا نمى‌توان به راحتى انرژى و پتانسیل کارى آنان را از هدف و برنامه منصرف نمود. جوان کمتر اهل سازش، کم کارى و سهل‌انگارى است (مگر آنکه کارى به زور بر او تحمیل شده باشد و او خود بدان معتقد نباشد که در این صورت بنابر ویژگى دوم که در بالا برشمردیم، جوان از انجام کار سر باز مى‌زند.)
6- گذاردن مسئولیت بر عهده شخص جوان، در ایجاد هویت مثبت و تقویت ارزش‌هاى فرهنگى در جوانان موثر است (لذاست که مثلا در مدرسه، گاه مسئولیت نظم کلاس را به دانش‌آموز نه چندان منظمى مى‌دهند تا خواسته یا ناخواسته مجبور شود به خاطر جایگاه تنظیمى‌اش، نظم را رعایت کند.)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات