تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۸  ، 
کد خبر : ۹۰۷۴۹

نظریه آرماگدون


جواد عباسپور
مفهوم آرماگدون: «آرماگدون» )Armageddon( در اصل کلمه‌اى یونانى است و در واژه نامه‌هاى آمریکایى چون فرهنگ «وبستر» نبرد نهایى حق و باطل در آخرالزمان معنا شده است. همچنین این واژه، نام شهرى است در منطقه عمومى شام که بنا به باب شانزدهم از مکاشفات یوحنا در عهد جدید، جنگى عظیم در این شهر رخ مى‌دهد. ...« و برق‌ها و صداها و رعدها حادث گردید و زلزله عظیم شد، آنچنان که از هنگام آفرینش انسان بر زمین،‌ زلزله‌اى به این شدت و عظمت نشده بود و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت ...» و مرحله حاضر از زندگى بشر در آن زمان پایان مى‌یابد. به عبارت دیگر، این نبرد مقدمه تحولى بزرگ است و سرنوشت نهایى انسان در زمین به آن بستگى دارد. (1)
کلمه آرماگدون از کلمه «مگیدو» (مجدو) که شهر مهمى در فلسطین قدیم بود، ریشه گرفته شده است. بسیارى از محققان فکر مى‌کنند که آرماگدون از «هرمجدون» به معنى «تپه مجدو» گرفته شده باشد. این ناحیه تاریخى غنى دارد. حفارى‌هایى انجام شده، بیست دوره اشغال، از تاریخ چهار هزار سال قبل از میلاد تا چهارصد و پنجاه سال قبل از میلاد مسیح (ع) را نشان مى‌دهد. «مجدو» در 18 مایلى «بندر حیفا» در اسرائیل شمالى و 55 مایلى شمال بیت‌المقدس است. (2)
به عبارت دیگر، آرماگدون واژه عبرى و به معناى تپه شریفان است و آن تپه بزرگى مى‌باشد که در شمال فلسطین واقع شده است. اعضاى جنبش تدبیرى ایمان دارند که وظیفه مهم آنان فراهم کردن مقدمات ظهور حضرت مسیح (ع) است. لذا براى نیل بدین مقصود، تضعیف نظامى اعراب (مسلمین) و حمایت مالی،‌سیاسى و نظامی، تقویت فناورى هسته‌اى اسرائیل را از جمله وظایف خود مى‌داند. (3)
موقعیت استراتژیکی: موقعیت استراتژیکى مگیدو (مجدو) بیش از مساحتش به آن اهمیت بخشیده است. این منطقه مشرف بر کوه‌هاى اسرائیل شمالى است و به روستاى «اسدارلون» نیز معروف است. در قدیم، فلسطین شمالى بویژه منطقه مگیدو به علت محافظت از شرقى‌ترین راه به «منطقه حاصلخیز» اهمیت نظامى داشت. جاده عبورى میان سه قاره آفریقا، آسیا و اروپا که از مغرب به دریاى مدیترانه و از مشرق به صحراى عربستان مى‌رسید، تحت قلمرو کهن اسرائیل بود. این منطقه کوچک ارتباطى بین دریا و دشت، سرزمین استراتژیکى بود که سه قاره را به هم متصل مى‌کرد. این پل باریک، منطقه‌اى آن چنان مهم بود که نظامیان دائما بر سر به دست آوردن آن در حال جنگ بودند. (4)
در گذشته قسمت‌هایى از قلمرو اسرائیل گذرگاه‌هاى مهم نظامى به حساب مى‌آمد و مگیدو از یکى از این گذرگاه‌ها محافظت مى‌کرد. تاکنون بیش از 200 جنگ در این منطقه یا اطراف آن رخ داده است. به همین خاطر یکى از محققین آن را «سرزمین جنگ ترون» نامیده است. آینده مگیدو یا آرماگدون چیست؟ آیا کتاب مقدس چیزى درباره این سرزمین حیاتى و استراتژیکى بیان کرده است؟ (5)
پیشگویى آرماگدون: نبرد آرماگدون باورى است که در این روزها، افکار و اندیشه‌ها را به خود مشغول و به سوى خود متوجه ساخته و سوالات بسیارى را در اذهان برانگیخته است. محمود النجیرى در کتاب گرانقدر خود به نام «هرمجدون» مى‌نویسد: بر اساس آنچه پیامبر اکرم (ص) فرموده است، ما به مهدى موعود و نیز به بازگشت دوباره مسیح (ع) و اینکه در آخرالزمان مسیح دروغینى ظهور مى‌کند و فتنه‌هایى برپا مى‌شود و نشانه‌هایى که در اخبار و روایات صحیح از آنها یاد شده، آشکار مى‌گردد، ایمان داریم اما قرآن از نبرد آرماگدون ذکرى به میان نیامده و در روایات نیز به آن اشاره‌اى نشده است و هیچ‌کدام از پیشوایان و مسلمین از آن سخن نگفته‌اند. اما این عقیده بخشى از عقاید مسیحیان بنیادگراى آمریکایى است. آنها که نماینده حدود پنج گروه آمریکایى هستند، مسیحیت را با صهیونیسم درآمیخته‌اند و معتقدند براى آن که مسیح علیه‌السلام دوباره به زمین برگردد، باید در مکانى به نام آرماگدون بین اردن و فلسطین جنگى و به عبارتى نبردى هسته‌اى روى دهد و به از بین رفتن اکثر شهرهاى جهان منتهى شود. (6)
اینان گمان مى‌کنند نیروهاى اهریمن غیر معتقد به خدا و هم پیمان علیه اسرائیل که اعراب و مسلمانان به آنها کمک مى‌کنند، سپاهى بالغ بر چهارصد میلیون سرباز مى‌باشند که همه آنان دشمنانى ضد مسیحند ولى مسیح با سلاحى کشنده، اولین ضربه را خواهد زد، این سپاه بزرگ را از بین خواهد برد و خون زیادى را در زمین جارى خواهد کرد. (7)
اگر چه در کتاب مکاشفات یوحنا به آرماگدون اشاره شده، اما چیزى درباره اینکه نیروهاى نظامى به هم پیوسته در منطقه به یکدیگر حمله مى‌کنند، بیان نگردیده است. لیکن ذکر شده که این نیروها در دشت مگیدو جمع شده و از این منطقه هموار و وسیع به عنوان پهنه‌اى جهت آماده شدن براى حمله بزرگ استفاده مى‌کنند. سوال این است چه کسانى در آنجا جمع مى‌شوند و چه کسى آنها را جمع مى‌کند و بالاخره اینکه براى چه هدفى در آنجا جمع مى‌شوند؟
در تاریخ، بسیارى از ملت‌ها به هم پیوسته‌اند تا از قدرت «چهارپای» نیرومندى که در کتاب مکاشفات به آن اشاره شده، حمایت کنند. خداوند قدرت عظیم این اتحاد را به حیوانى که به وسیله نیروهاى غیر خدایى هدایت مى‌شوند، تشبیه کرده است.
از قرار معلوم، این نیروهاى نظامى بدین منظور در خاورمیانه جمع مى‌شوندکه نشان دهند چه کسى کنترل جهان را در دست خواهد گرفت. هر چند به جاى نبرد با یکدیگر، شروع به جنگ علیه عیسى مسیح مى‌کنند.
کتاب مقدس آشکار مى‌سازد که در واقع مردم سعى خواهند کرد تا با عیسى مسیح جنگ کنند. در این زمان پایانی، دیکتاتورها و عوامفریب‌ها براى فرمانروایى بر جهان، طمع مى‌کنند و امیدوارند که در مقابل نیروهاى عظیم و سلاح‌هاى کشنده آنها پیروز شوند. سلاح‌هایى آنچنان قدرتمند که قادرند زندگى را نابود کنند. تنها خداوند است که مى‌داند اگر عیسى مسیح (ع) را بفرستد تا در امور انسان‌ها مداخله بکند، «هیچ موجود زنده‌اى نجات نخواهد یافت.» (8)
بر اساس پیشگویى‌ها در عصرى که ما زندگى مى‌کنیم، فجایع بى‌سابقه و حوادث بسیارى اتفاق مى‌افتد که در نهایت به آخرین جنگ سرنوشت‌ساز بشریت یا همان «آرماگدون» ختم مى‌شود. در این جنگ، مسیح (ع) دشمنان خود را از بین برده و سلطنت هزار ساله خود را برپا مى‌کند. به همین دلیل به پیروان این عقیده، «هزاره‌گرا» گفته مى‌شود. اکثر طرفداران این مکتب که بالغ بر 12 میلیون نفر هستند، در آمریکا مستقر مى‌باشند. (9)
آرماگدون پایان جهان نیست بلکه مکانى براى جمع شدن سپاهیان عظیم است و محلى است که خداوند رهبران فریب‌خورده را براى شکست در جنگ حتمى با خود در اورشلیم فرا مى‌خواند. فراتر از نابودى انسانها، آرماگدون نوید هزار سال صلح و کامیابى براى همه است. انسان به زندگى خود ادامه مى‌دهد و آرماگدون حکومت مسیح را به عنوان حاکم زمین و تمام ملت‌ها نوید مى‌دهد. زمین در زیر پادشاهى خدا در صلح غوطه‌ور مى‌گردد. (10)
این نمایشنامه آرماگدون پایان خوشى دارد به این صورت که یهودیان پس از آن که دو سومشان در آتش بسوزند و مسیح، مومنان را با خود بر فراز ابرها ببرد و سپس ایشان را به زمین بازگرداند تا هزار سال، با خوشبختى پى در پى زندگى کنند، به مسیح به طور کامل ایمان مى‌آورند. (11)
ما نباید در نهادینه کردن نظریه آرماگدونى تلاش کنیم و آن را از اسطوره به واقعیت یا عقاید دینى تبدیل کنیم؛ عقایدى که برخى از ما خود آنها را وضع مى‌کنیم گویا اینکه از عقاید واقعى دین ماست با وجود این، ما باید از اینکه معتقدان نظریه آرماگدونى نیروى تجاوزگرانه و ترسناک علیه اعراب و مسلمانان را در متون مذهبى تورات بزرگ و توجیه نمایند، به هوش باشیم. باید هوشیار باشیم که این تجاوز ادامه پیدا نکند زیرا آنها داراى ابزار تبلیغ، نشر و نفوذ پرتوهاى مردمند به طورى که ممکن است جهان را به مصیبت‌هایى مبتلا کنند که تنها خداوند متعال عظمت آنها را مى‌داند. (12)
نویسنده آمریکایى خانم «گرین هانسل» که از این گروه جدا شده است، درباره این خطر چنین مى‌نویسد: «پس از زیارت حرم شریف، از اینکه اگر یهودیان متعصب با حمایت مسیحیان متعصب جنگ دینى را علیه مسلمانان آغاز کنند و به تخریب اماکن مقدس اسلامى مى‌پردازند، ترسى وجود مرا در بر گرفت. این امر باعث جنگ جهانى سوم و فاجعه‌اى هسته‌اى خواهد شد. بسیارى اوقات از خود مى‌پرسیدم: آیا رهبرى مسیحیت بنیادگرا به شعور بیش از یک میلیارد مسلمان در 60 کشور جهان توجه نکرده بلکه آن را تحقیر مى‌کند.» من معتقدم ما نیازمند تلاش علمی، زیربنایى و سازمان یافته براى از بین بردن این نظریه مهم آرماگدونى و محدود کردن نفوذ این نظریه در جامعه آمریکا هستیم. این امر از طریق ابزار تبلیغات براى غرب محقق خواهد شد که با عقل غربى به طورى مواجه شود که منطقى عمیق، دقیق و همواره با تشویق باشد. ابزار تبلیغی، این چنین مى‌تواند اساطیر پایه‌گذار نبرد آرماگدونى هسته‌اى مقدس جهان را از بین ببرد. (13)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات