اگر فکر میکنید دوران حکومتهای مستبد قرون وسطایی در جهان به پایان رسیده است در اشتباه هستید زیرا نقطهای در جهان وجود دارد که هنوز استبداد مطلق در آن حاکم است و مردم آنجا به شدیدترین شکلی سرکوب میشوند همچنین اگر کسی را میشناسید که میخواهد بداند استبداد در نهایت به چه چیزی منجر خواهد شد میتوانید به او آدرس پیونگ یانگ (پایتخت کره شمالی) را بدهید تا خود، چیزی را ببینید که پیش از آن حتی تصور آن را نمیکرد.
حکومت کره شمالی هرچه حکومتهای مستبد در جهان داشتهاند یک جا در خود جمع کرده است تا آینه عبرتی باشد برای کسانی که نمیدانند استبداد چه بلایی میتواند بر سر یک ملت بیاورد. اگر از رسانههای دولتی کره شمالی بشنوید، این کشور یکی از پیشرفتهترین کشورهای جهان است و جزء باشگاه کشورهای هستهای جهان جای گرفته است یکی از معدود کشورهایی است که توانسته جلوی آمریکا بایستد و پوزه امپریالیسم جهان را به خاک بمالد. این کشور آنقدر قوی است که نه تنها تمام همسایگانش که کشورهایی که بسیار از کره شمالی دور هستند از ترس قدرت این کشور شبها خوابشان نمیبرد. موشکهای این کشور میتوانند با گذشتن از اقیانوس آرام و طی مسافتی زیاد از کره زمین ساحل غربی ایالات متحده آمریکا را مورد هدف قرار دهند و همه اینها به خاطر این است که کره شمالی رهبران کاردان، شجاع، قوی و باهوش دارد که از تمامی رهبران دنیا لایقترند.
اما در واقع این کشور یکی از فقیرترین کشورهای جهان است و با درآمد سرانه هزار و 700 دلار در سال، در مقام صد و نود و چهارم از بین 233 کشور و منطقه جهان قرار دارد. نقض حقوق بشر در این کشور بیداد میکند، یکی از فاسدترین کشورهای دنیا است و خلاصه هر آنچه در یک حکومت مستبد باید باشد در خود جمع کرده است. البته به دلیل بسته بودن این کشور، به دست آوردن آمار دقیق از آن ممکن نیست و برخی از این آمار دادههایی هستند که خود رژیم کره شمالی ساخته و در اختیار مردم جهان قرار داده است. دولت در کره شمالی بر پایه دیکتاتوری بنا شده که قبلاً به وسیله کیم ایل سونگ و حالا به وسیله پسرش کیم جونگ ایل اداره میشود. برخلاف اینکه کره شمالی معمولاً به عنوان دولتی کمونیستی شناخته میشود، باید این کشور را به عنوان یک کشور دیکتاتوری مذهبی معرفی کرد.
دولت کره شمالی 450 هزار «مرکز تحقیقات انقلابی» را اداره میکند که در آنها جلسات آموزش هفتگی وجود دارد. در این جلسات به شرکتکنندگان آموزش داده میشود که کیم جونگ ایل- که باید با عنوان «رهبر محبوب» از او یاد شود- دارای قوای خارقالعاده و مافوق طبیعی است و او یک تولد معجزهوار و افسانهای در بالای کوههای کره داشته است. (در واقع جونگ ایل در شوروی سابق به دنیا آمده است.) دولت کره شمالی شهروندان خود را به سه طبقه اجتماعی بر حسب وفاداریشان به «رهبر محبوب» تقسیم کرده است: هسته (مرکز)، مردد و خائن. اکثر ثروتمندان از طبقه هسته هستند در حالی که خائنین- مقولهای که تمام اعضایی که کمتر وفادار هستند مانند نوادگان کسانی که به عنوان دشمنهای دولت شناخته شدهاند را در برمیگیرد- از استخدام محروم هستند و محکوم به گرسنه ماندن میشوند.
این کشور پس از جنگ جهانی دوم با تقسیم شبه جزیره کره به دو قسمت شمالی و جنوبی به وجود آمد و در دوران جنگ سرد در بلوک شرق قرار داشت. آنها روش زندگی متفاوتی را در مقایسه با پسر عموهای جنوبی خود تجربه کردند و همین تفاوت باعث اختلاف فاحش استانداردهای زندگی در این دو بخش شده است. با وجود اینکه کره شمالی و جنوبی در ابتدای دهه 50 قرن پیش در یک موقعیت قرار داشتند، امروز تولید ناخالص ملی جنوبیها بیش از 24 برابر همسایگان شمالیشان و درآمد سرانه آنها 12 برابر آنها است. سیاستهای غلط اقتصادی دولت کره شمالی- که به دلیل جو خفقان موجود قابل انتقاد نیست- مردم را به فلاکت کشانده به طوری که بسیاری از مردم از سوء تغذیه رنج میبرند و به همین دلیل میانگین قد کودکان هفت ساله کره شمالی بیست سانتیمتر از میانگین قد همسالانشان در کره جنوبی کمتر است. در خلال دهه 90 حدود سه و نیم میلیون شهروند کره شمالی از گرسنگی مردند.
در یک مقطع نپذیرفتن غلاتی که از سوی آمریکا و کره جنوبی به عنوان کمکهای انسان دوستانه به این کشور قرار بود ارسال شود ممکن بود باعث مرگ میلیونها نفر دیگر هم بشود. احتمالی که به نظر نیامد کیم جونگ ایل را نگران کرده باشد. سوء تغذیه به جز در طبقه حاکم تقریباً همگانی است و در آینده نیز چشم انداز روشنی برای این کشور نمیتوان متصور شد زیرا رشد اقتصادی این کشور تنها یک درصد است و از این حیث در مقام صد و نود و ششم در میان 214 کشور منطقه قرار دارد. برای جبران ناتوانی دولتمردان کره شمالی آمریکا و کره جنوبی به این کشور کمکهای انسان دوستانه ارسال میکنند و این چهرهای مضحک از دولتی را ترسیم کرده که به رغم مبارزه طلبیهای خود علیه آمریکا، برای سیر کردن شکم مردم خود به کمکهای این کشور تکیه میکند.
تمام ایستگاههای رادیو و تلویزیونی، روزنامهها ، مجلات و موعظههای کلیساها بوسیله دولت کنترل میشود و باید در راستای ستایش «رهبر محبوب» باشد، هرکسی که تماسی با خارجیان به هر طریقی بر قرار کند یا به رادیوهای خارجی گوش دهد (که برخی از آنها در کره شمالی قابل دسترسی هستند) در خطر مجازات قرار میگیرد. سفر به خارج کره شمالی ممنوع است و ممکن است مجازات مرگ را به همراه داشته باشد دولت کره شمالی ده اردوگاه مخصوص زندانیان سیاسی دارد که بین 200 تا 250 هزار نفر در آنها نگهداری میشوند. شرایط در این اردوگاهها بسیار دشوار است و هر ساله تعداد تلفات در آنها حتی به 25 درصد میرسد. دولت کره شمالی هیچ فرآیند داد خواهی و قانونی برای زندانی کردن، شکنجه و اعدام ندارد. اعدام در ملاء عام به خصوص از منظرههای رایج در کره شمالی است. این کشور یکی از بالاترین آمار سقط جنین اجباری را در دنیا دارد.
به رغم ممنوع بودن خارج شدن از کشور، بسیاری از مردم این خطر را به جان میخرند و به کره جنوبی فرار میکنند. مراکزی هم در کره جنوبی برای این پناهجویان در نظر گرفته شده که خدمات ارزان قیمت به آنها ارائه میکنند و سعی میکنند آنها را برای زندگی در کره جنوبی آماده کنند. نظامیگری در جای جای این کشور به چشم میخورد و دولت به مردم به چشم سربازان خود نگاه میکند که همواره باید از دستورات آنها اطاعت کنند. اما با توجه به اینکه بسیاری از شهروندان کره شمالی به وسائل ارتباط جمعی خارجی و ایستگاههای رادیویی خارجی دسترسی پیدا کردهاند که به آنها امکان زیر سوال بردن تبلیغات حکومتی را میدهد کورسوهایی از امید به آینده به چشم میخورد.