تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
کد خبر : ۹۰۷۷۷

دفاع از شیعه مدنی، نقد سکولاریسم بنیادگرا

مقدمه: اصلاح طلبان (و همه مسلمانانی که به عزت و پیشرفت ایرانیان در جهان متلاطم و مدرن کنونی علاقه دارند) در دفاع از دین و دینداری در عرصه عمومی با دو عامل بازدارنده رو به رو هستند. عامل اول به سوء استفاده مستمر سیاسی از دین مربوط می‌شود. وقتی تفسیر ایدئولوژیک از دین اسلام و مذهب شیعه با حمایت همه جانبه حکومت همراه شود، ممکن است به نام دین افراد و گروه‌هایی حضور نامقبول خود را در مناصب حکومتی توجیه و تثبیت کنند. ولی این سوء استفاده از دین این زمینه را نیز در میان اقشار مختلف جامعه، خصوصاً اقشار تحصیلکرده و ماهر، فراهم می‌کند که نابسامانی‌هایی را که مردم در زندگی روزمره با آن روبه رو هستند، به جای اینکه مربوط به بی‌تدبیری‌های خود و نهادهای عمومی و حکومتی بدانند به حساب دخالت دین در عرصه عمومی بگذارند. عامل دوم، که عامل اول زمینه‌ساز جدی آن است، رونق گرفتن ایدئولوژی مبهم سکولارهای بنیادگرا در فضاهای فکری جامعه است. مطابق این ایدئولوژی، اصلی‌ترین علل نابسامانی‌های جامعه ایران عدم توقف دین در عرصه خصوصی و دخالت آن در عرصه عمومی است. این دو عامل موجب شده که اصلاح طلبان در تبلیغ دینداری و هویت‌یابی دینی در عرصه عمومی با استحکام و استمرار لازم حرکت نکنند و جوگیر شوند. هدف اصلی این نوشته این است که با ذکر پنج توضیح نشان دهد، به رغم دو عامل بازدارنده مذکور، اصلاح طلبان و همه علاقه مندان به سعادت معنوی و اخروی، با خاطر جمع می‌توانند به تبلیغ دین و دینداری (البته تفسیر نواندیشانه از دین که در زمینه ایرانی آن دفاع از «شیعه مدنی» می‌شود) بپردازند و از این طریق هم به وظیفه اخلاقی و دینی خود عمل کرده باشند و هم به توسعه مدنی جامعه ایران در دوران پر التهاب کنونی کمک کنند. حمیدرضا جلایی‌پور

اگر مسلمانان شیعه ایران را به چند تیپ تقسیم کنیم، یکی از تیپ‌ها «شیعه مدنی» است. متاسفانه با اینکه در کشور ما سازمان‌های رسمی زیادی (آن هم با تخصیص بودجه‌های کلان) متولی تقویت مذهب شیعه در میان مردم هستند، اما هنوز در میان این سازمان‌ها مطالعات میدانی درباره رفتار دینی مردم ایران به فعالیتی مستمر تبدیل نشده است. این سازمان‌ها ظاهراً بیشتر نگران فساد جوامع غربی‌اند و نگاهشان به جامعه ایران ایدئولوژیک و آرمانی است و نگاه توصیفی- تحلیلی در میان آنها رواج ندارد. به همین دلیل بحث از تیپ‌شناسی و فراوانی جمعیتی هر کدام از آنها در ایران یک بحث نپخته، مناقضه انگیز و فاقد تراکم مطالعات میدانی و پیمایشی (و مطالعات مبتنی بر روش‌های کیفی) است. از این رو بحث من درباره ویژگی‌های تیپ شیعه مدنی مبتنی بر مطالعات میدانی در سراسر کشور نیست بلکه بحثی آزمایشی(tentetive) و مبتنی بر مشاهدات نگارنده در میان اقشار مذهبی در شهرهای بزرگ (مثل تهران، کرج، اصفهان، مشهد و ...) است.
تیپ شیعه مدنی در اصول پنج گانه اعتقادی (اعتقاد به توحید، نبوت، معاد، عدالت و امامت) و امکان برخورداری از میراث مذهب شیعه هیچ تفاوتی با سایر شیعیان ندارد. تفاوت‌ها در میان شیعیان از تفاوت‌ها در تفسیر اعتقادات شیعه، نحوه تربیت آنها و سایر مؤلفه‌های اجتماعی و سیاسی ناشی می‌شود. شیعه مدنی تحت تاثیر تعالیم و آموزه‌های عقلانی (نواندیشانه) و رحمانی عالمان نوگرای شیعه قرار دارد. شیعه مدنی نسبت به حیات اخروی، نظام اخلاقی حاکم بر جهان و پاسخگویی در روز رستاخیز ایمان دارد و معتقد است پیروی از آموزه‌های پیامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ص) موجب سعادت معنوی و اخروی او خواهد شد.
شیعه مدنی معتقد است بدون پایبندی به ارزش‌های اخلاقی (مثل راست‌گویی، دیگر خواهی، نوع دوستی، احترام به حقوق دیگران، ایثار، دوری از ریاکاری و سایر رذائل اخلاقی) آخرت آدمی آباد نمی‌شود. شیعه مدنی زندگی مومنانه در جهان مدرن کنونی را اگر چه فرآیندی سهل الوصل نمی‌داند اما آن را ممکن می‌داند و در این راه به عنایت الهی و اولیای او امیدوار است. شیعه مدنی به فرایض و مناسک دینی مثل نماز، روزه، دعا [و ...] اعتقاد دارد اما این التزام قلبی و عملی به خاطر هویت‌یابی دینی، رشد معنوی و امکان همزیستی آسان‌تر با سایر انسان‌ها و امید به سعادت اخروی و هویت‌یابی دینی مذکور منبعی برای جدال‌های هویتی در عرصه سیاسی در مقابل رقبا نیست. شیعه مدنی بر مبنایی اصول اعتقادی‌اش معتقد نیست که می‌تواند حقوق دیگران (اعم از شیعه و غیره شیعه) را نادیده گرفته و پایمال کند.
شیعه مدنی تبلیغ و دفاع از ارزش‌های مسلم اخلاقی و دینی برای خود در عرصه عمومی یک وظیفه می‌داند اما در عرصه سیاسی برای خود «حق ویژه» قائل نیست. به باور شیعه مدنی، کسانی می‌توانند بر دیگران حکومت کنند که در یک فرآیند سالم و منصفانه رای آورده باشند و ضوابط دموکراسی را رعایت کنند. اگر مردم بنا به هر دلیلی به شیعیان مدنی رای ندادند آنها برای خود حق ویژه‌ای قائل نیستند تا با توسل به شیوه‌هایی مثل نظارت استصوابی حداکثری از ورود بسیاری از شهروندان به عرصه سیاسی و عمومی جلوگیری کنند. شیعیان مدنی با استعمار، استثمار، سلطه خارجی و نوکری اجنبی مخالف‌اند اما راه درمان سلطه خارجی را نه در مبارزه بنیاد گرایانه و خشونت آمیز با مظاهر مدرنیته، که در توسعه پایدار، مدنی و دموکراتیک کشور اسلامی خود می‌دانند. شیعیان مدنی در مواجه با مذاهب و ادیان دیگر به گفت و گو و مدارا اعتقاد دارند و به رجز خوانی و ایجاد قطب بندی میان شیعیان و غیر شیعیان باور ندارند.
البته ویژیگی‌های فوق وقتی روشن‌تر می‌شود که آن را با سایر تیپ‌های شیعه مقایسه کنیم. اگر به اطراف خود نگاه کنیم می‌توان حداقل از شش تیپ دیگر شیعه صحبت کرد. یکی تیپ ‌«شیعه متعارف یا عادتی» است. یعنی شیعیانی که با آموزه‌های شیعه برحسب عادت زندگی- نه عمل آگاهانه- آشنا و مانوس هستند و التزام آنها به شیعه یک امر فرهنگی مثل التزام آنها به آداب و رسوم عید نوروز است. تیپ دوم «شیعه هرهری» است. سوم تیپ «شیعه انحصارطلب» است. یعنی آنانی که از مذهب شیعه یک ایدئولوژی سیاسی ساخته‌اند و در جامعه و حکومت برای خود حق ویژه قائل‌اند و با مخالفان خود از موضع قدرت برخورد می‌کنند. چهارم تیپ «شیعه انقلابی» است.
پنجم «شیعه غالی» است. ششم تیپ شیعه سنتی غیر سیاسی است. یعنی شیعیانی که تفاسیر احیا گرانه و نو اندیشانه از شیعه را قبول ندارند و لیکن در عین حال آگاهانه غیر سیاسی‌اند. اینکه فراوانی هر کدام از تیپ‌های شش گانه مذکور در جامعه ایران به چه میزانی است، همچنان که اشاره شد به مطالعات مستمر میدانی نیاز دارد. اما همین جا تاکیید کنم که سخن از «تیپ شیعه مدنی» سخن از یک تیپ غیر واقعی و ایده‌آلیزه شده نیست. به نظر من هزاران نمونه از شیعیان مدنی را می‌توانیم در اطرافمان (و حتی در میان محافظه کاران روشن اندیش) مشاهده کنیم. به عنوان مثال سید محمد خاتمی، بسیاری از رای دهندگان به او و قاطبه اصلاح طلبان در سال‌های اخیر نمونه‌هایی از شیعیان مدنی هستند. اجازه دهید هم اکنون برروی سئوال اصلی این سخنرانی که: چرا ما شیعیان با آرامش خاطر می‌توانیم بر خلاف نظر سکولارهای بنیادگرا از «شیعه مدنی» در عرصه عمومی دفاع کنیم، متمرکز شوم.
دفاع از شیعه مدنی در عرصه عمومی
1- با اینکه بیش از یکصد سال است از عمر رشته جامعه شناسی می‌گذرد، اما همچنان یکی از سئوالات اصلی و باز در میان نظریه پردازان جامعه شناسی جست و جو در ریشه‌های جامعه جدید است. یکی از نظریات مطرح در این باره همان نظریه ماکس‌وبر است که ریشه جامعه جدید را در نواندیشی دینی مسیحیان پروتستان می‌دانست. از نظر وبر اینکه چرا در اروپا، و نه در مکان‌های دیگری چون چین که در گذشته از تمدن‌های خیره کننده‌ای برخوردار بودند، جامعه صنعتی ظهور کرد به رویش مسیحی‌های پیوریتن که جهان بینی و اعتقادات آنها با مسیحیت کاتولیک متفاوت بود، باز می‌گردد. در اعتقادات کاتولیک‌ها آبادانی این دنیا به عنوان یکی از شروط رستگاری مومنین در آخرت تبلیغ نمی‌شد در صورتی که در اعتقادات پیوریتن‌ها ریاضت این دنیایی (یا آبادانی این دنیا) یکی از علائم عاقبت به خیری در آن دنیا فرض می‌شد. به بیان امروزی و متناسب با بحث ما دفاع بخشی از غربیان یا مسیحیان پیوریتنی در عرصه عمومی حداقل یکی از ریشه‌های ظهور جامعه مدرن است. اینک اگر یکی از راه‌های برون رفت از ابعاد نامطلوب جامعه ایران (مثل فقر، بیکاری، انحصارطلبی و...) را تقویت روند توسعه پایدار در جامعه ایران بدانیم می توانیم دفاع از شیعه مدنی را ( که در برآمده از فعالیت روشن گرانه روشن اندیشان دینی است) در عرصه عمومی اقدامی راهگشا و معقول و سودمند قلمداد کنیم.
2- ممکن است در برابر استدلال فوق سکولارهای بنیادگرا بگویند شما چرا در تکوین جامعه جدید فقط به ظهور پیورتین‌ها در اندیشه وبر استناد می‌کنید! به جای آن بیایید به اندیشه «افسون زدایی» وبر به عنوان یکی از ویژگی‌های اصلی جامعه مدرن تکیه کنید. از نظر وبر در جهان مدرن به خاطر رشد علوم تجربی، رشد تکنولوژی و بالاخره رشد بوروکراسی (به عنوان موثرترین سازماندهی جدید برای رسیدن به مقاصد انسان‌ها) روندی اساسی در جهان مدرن شکل می‌گیرد که از آن به عنوان «عقلانی شدن» یا «عرفی شدن» یا «راز زدایی از جهان مذهبی گذشته» یاد می‌کند. سکولارهای بنیادگرا می گویند شما چرا روند عقلانی شدن وبر را که بیان دیگری از همان روند سکولار شدن است نادیده می گیرند و نتیجه می گیرند دفاع از دین در عرصه عمومی مخالف تشخیص مذکور وبر است. این نقد سکولارهای بنیادگرا را می‌توان به طرق گوناگونی پاسخ داد. پاسخ اول این است که نگاه وبر به جامعه جدید تک بعدی نیست.
درست است که روند عقلانی شدن یا راز زدایی از جهان مذهبی کاتولیک‌ها را شناسایی کرده بود و یکی از رفتارهای غالب و تیپیک بشر را در جهان مدرن همین رفتارعقلانی، ابزاری و مصلحت جویانه می‌دانست. اما همین وبر همچنان که گفتیم برای یکی دیگر از تیپ‌های رفتار بشر (یعنی تیپ رفتار عقلانی معطوف به ارزش) در تکوین جامعه جدید نقش اساسی قائل بود که در کتاب روح سرمایه‌داری و اخلاق پروتستان به آن می‌پردازد.البته وبر از آن بیم داشت که تیپ رفتار عقلانی ابزاری به طور کلی جا را برای رفتار معطوف به ارزش تنگ کند و جهانی بی روح و بی معنا، سرد و یخ‌زده و بوروکراتیزه و همچون قفسی آهنین بر بشر تحمیل شود. اگر چه روند توسعه جامعه ایران ما هم با غلبه و فشار رفتار ابزاری و کالایی رو به رو هستیم، ولی این باعث نمی‌شود که از نقش موثر شیعه مدنی که مبتنی بر رفتار معطوف به ارزش است غفلت کنیم و از بامعناتر و باروح‌تر کردن جامعه غفلت کنیم.
3- پاسخ دوم به سکولارهای بنیادگرا این است که آنان مطالعات و توصیه‌های نئووبرین‌ها، همچون پیتر برگر را، نادیده می‌گیرند. برگر که در دهه شصت خودش از تئوریسین‌های سکولاریزاسیون بود و همچون کلاسیک‌های جامعه شناسی روند قطعی جهان جدیدرا روندی سکولار و دین جدا می‌دانست، در دو دهه اخیر با مشاهده روند معکوس یا روند دی‌سکولاریزاسیون (و دین گرایی مردم و پویش‌های مذهبی جدید در سراسر جهان و تداوم حضور دین جمعی در جامعه جدید) اذعان داشت که تئوری سکولاریزاسیون تئوری راهگشایی نیست.
یکی از دلایل عدم راهگشایی تئوری مذکور این است که دراین روند ما با پدیده‌ها و امور مختلفی رو به رو هستیم و همه این پدیده‌ها حکایت از «دین جدایی» نمی‌کند. در یک تعبیر فردگرایانه در نقد تئوری سکولاریزاسیون، ما در جامعه جدید با سه گونه انسان سکولار رو به رو هستیم. اول سکولارهای فلسفی که در ورای این عالم مادی به امر متعالی و خداوند اعتقادی ندارند. با اینکه بیش از دو سده است که از عمر جهان صنعتی می‌گذرد اتفاقاً رشد سکولارهای فلسفی رشدی فزاینده نداشته است و همچنان منکران خداوند تعداد اندکی از جمعیت جهان مدرن را تشکیل می‌دهند. دوم سکولارهای اجتماعی هستند.
سکولارهای اجتماعی معتقدند که در جهان جدید تنها مرجع انسان‌ها برای حل و فصل اموراتشان، دین و نهادهای دینی نیست. نهادهای دینی تنها یکی از مراجع آْنها است (درامور دینی) و دیگر همچون دوران قدیم نهاد دین (حداقل در مقام نظر) تعیین کننده امور سیاسی، فکری، فلسفی، بهداشتی، درمانی و حرفه‌ای مردم نیست. در جهان امروز دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، مراکز صنعتی و سایر مراکز تخصصی دیگر در کنار نهاد مذهب محل مراجعه مردم هستند. دورکیم یکی دیگر از جامعه شناسان کلاسیک، از فرآیند اجتماعی مذکور تحت عنوان روند گسترش و پیچیده شدن تقسیم کار اجتماعی یا روند تمایزیابی نهادها و نقش‌ها یاد می‌کند. از این نظر اجتماعی، تشخیص جامعه شناسان کلاسیک درست بوده و جامعه جدید نسبت به جامعه قدیم سکولارتر شده (دین به حوزه تخصصی خود محدود شده است) وحضور نهاد دین درعرصه عمومی کمرنگ‌تر شده است. اما نکته ظریف این است که این روند حتمی نیست همچنان که در دو دهه اخیر نهاد دین (از طریق جنبش‌های دینی، احزاب و نهادهای مدنی دینی) حضور پررنگ‌تری در عرصه عمومی پیدا کرده است.
سومین گروه سکولارهای سیاسی هستند. اینان معتقدند نهاد دولت نسبت به ایدئولوژی‌ها و مذاهب موجود در جامعه باید بی‌طرف باشد و اگر عملکرد نهاد دین (به عنوان نهادی که با امور مقدس و معنوی سروکار دارد) از نهاد دولت (به عنوان نهادی که با امور دنیوی درگیر است) مخلوط شود اولاً امور قدسی دین به ضرر امور دنیوی دولت استحاله می‌شود و ثالثاً همزیستی میلیونی افراد مختلف دین گرا و دین گریز در جامعه جدید، امکان پذیر نمی‌شود. به نظر می‌رسد سکولارهای سیاسی در دنیا روز به روز بیشتر می‌شوند، زیرا روز به روز تعداد دموکراسی‌ها در جهان درحال افزایش است. (گرچه بدون سکولاریسم سیاسی دموکراسی ممکن نیست، با ظهور سکولاریسم سیاسی لزوماً دموکراسی تحقق نمی‌یابد.) بدین ترتیب همانطور که مشاهده کردیم با اتکا به نظریه سکولاریزاسیون نمی‌توان دفاع از دینداری را در عرصه عمومی امر غیر قابل دفاعی دانست. شیعه مدنی کسی است که مثل میلیون‌ها نفر در کشورهای صنعتی از لحاظ فلسفی سکولار نیست و به خداوند متعال ایمان دارد و در عین حال از لحاظ سیاسی به تفکیک نهاد دین و دولت اهمیت می‌دهد چون به دموکراسی، به عنوان شناخته شده‌ترین راه همزیستی، التزام دارد.
4- دلیل دیگری که دفاع از شیعه مدنی را به امر سودمندی تبدیل می‌کند توجه به تجربه مدرنیته قناس و نامتعادل در تاریخ معاصر ایران است. من در اینجا به سه عیب این تجربه مدرن اشاره می‌کنم.
عیب اول این است که وجه تمدنی و سخت‌افزاری مدرنیته یا وجه بیرونی مدرنیته ایران (مثل رشد جمعیت، شهرنشینی، آموزش و پرورش، تحصیلات عالی، بهداشت و درمان، صنعتی شدن، بوروکراسی، ارتباطات و اطلاعات) فربه و متورم است و دست کمی از جوامع مدرن ندارد ولی وجه فرهنگی و نرم‌افزاری یا وجه درونی مدرنیته ایران (یعنی وجه ذهنی،بینشی، رفتاری و ارزشی این مدرنیته مثل آزاداندیشی،احترام به دیگری، تحمل دیگری، جست وجوگری و ابداع و رقابت سازنده) لاغر و نحیف است.
عیب دوم تجربه مدرن ایران این است که پاره‌ای عناصر سازنده‌ای از میراث گذشته ایران (مثل رواداری و دگرپذیری) در دوران مدرن مورد بهره‌برداری قرار نگرفته و در عوض عناصر مخربی از میراث گذشته مثل استبداد سیاسی تداوم پیدا کرده است و حتی با بوروکراسی و رسانه‌های مدرن پیوند خورده است.
عیب سوم این است که به رغم پیشرفت مدرنیزاسیون در جامعه ایران، عرصه عمومی و عرصه نقد و بررسی،عرصه جدال ایدئولوژیک، گفتمانی و هویتی بوده است. به بیان دیگر اصلی‌ترین مسائل جامعه کمتر امکان یافته‌اند در محیطی امن و آزاد مورد کنکاش، بررسی و احتمالاً مورد وفاق قرار گیرند. باز به تعبییر دیگر ایران امکان رشد وجه بیرونی مدرنیته را داشته است، اما امکان اصلاح سازنده‌اش ( که ناشی از بحث سازنده در عرصه عمومی است) ضیعف بوده است. حال اگر سه عیب مذکور را جدی بگیریم دفاع از «شیعه مدنی» یکی از درمان‌های معایب مدرنیته بدقواره ایران است. زیرا اولاً دفاع از شیعه مدنی وجه فرهنگی و نرم افزاری تجربه مدرن ایران را تقویت می‌کند و ارزش‌هایی را تشویق می‌کند که نیاز جامعه مدرن است؛ ثانیاً تفسیر مدنی از مذهب شیعه یکی از عناصر سازنده میراث کهن ایران را زنده می‌کند و استمرار می‌بخشد و ثالثاً شیعه مدنی اهل گفت وگو است و از ستیز گفتمانی و هویتی درمقام بحث و نظر دوری می‌کند. به بیان دیگر شیعه مدنی هویت یابی دینی می‌کند ولی هویت اندیش نیست و ملاک داوری را امری عقلانی و هویتی می‌داند.
5- دلیل دیگر، ضعف ویژگی‌های اخلاقی جامعه کنونی ایران است. در سطح عمومی بیش از هفتاد درصد مردم به هم اعتماد ندارند. در حوزه‌های فکری جامعه اندیشه‌های پست مدرن به رواج نسبی گرایی اخلاقی (و هرهری مذهبی روشنفکری) انجامیده است. تقویت اخلاق مدنی به طور جدی در دستور کار نهادهای فرهنگی- آموزشی مثل آموزش و پرورش، صدا و سیما و خانواده نیست. اغلب نهادهای مذهبی مبلغ شیعه مدنی نیستند و از تداوم شیعه عادتی و متعارف خشنودند و نگران رشد شیعه انحصارطلب و غالی نیستند. در چنین جامعه‌ای که با بحران اخلاقی رو به رو است دفاع از شیعه مدنی یک کار به غایت اخلاقی و عقلانی است و در مقابل، واگذار کردن دین مردم ایران به مخالفان آزادی و مدنیت، آن طور که بینادگرایان سکولار توصیه می‌کنند، نابخردانه است.
* متنن سخنرانی در مراسم مذهبی شب‌های رمضان (16/07/85) که در کانون توحید ایراد شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات