مراحل مختلف پرونده هستهای ایران، توجه رسانههای مختلف را در داخل و خارج از کشور به خود معطوف و زوایای مختلف زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داد. اما آخرین مرحله از پرونده «اعلام خبر خوش هستهای توسط رئیسجمهور» نامیده شد در اوج این توجهات و تأثیرات قرار گرفت.
بدون تردید، دسترسی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای، موفقیت بزرگی است که ریشه در تلاشهای علمی متخصصان ایرانی و سیاست ورزی مسئولان مربوطه در سالهای گذشته دارد و اگر بخواهیم منصفانه به موضوع نگاه کنیم با توجه به فاصله کوتاه پایان تعلیق تا اعلام خبر خوش، کمترین سهم در این مورد به دولت جدید میرسد. این در حالی است که در ماههای گذشته، نسبت به دولتهای سابق بیانصافی فراوان رفت که متهم شدن به انفعال در سیاست خارجی و کوتاه آمدن در پرونده هستهای بخشی از آن بود. البته همزمان با این بیانصافیها نسبت به کسانی که سیاستورزی آنها، فرصت کافی برای دانشمندان ایرانی ایجاد کرد، شاهد تمجید و تعریف از دولت جدید بودیم که در پرونده هستهای ایستادگی کرده است و برخلاف دولتهای قبلی، با این موضوع برخورد فعال داشته است.
کسانی که در ماههای گذشته شاهد بیمهری نسبت به مردان سابق هستهای ایران بودند، گمان میکردند که رئیسجمهور در زمان اعلام خبر خوش هستهای، حق مطلب را ادا خواهد کرد و بر بیمهریها مهر پایان خواهد زد، اما اینگونه نشد و مردم تنها خبری را شنیدند که رئیس جمهور آن را شادیبخش و افتخارآفرین میدانست بدون آن که از سیاستمداران نقشآفرین در این پروژه نامی برده شود. شاید سیاستمدار کهنهکار ایرانی و رئیسجمهور اسبق، این برخورد را پیشبینی میکرد و با همین پیشبینی، در مصاحبه با یک رسانه خارجی، بخش عمده خبر خوش را اعلام نمود!
اگر از ابعاد اخلاقی موضوع بگذریم، به نظر میرسد حکم تدبیر و عقل نیز آن بود که با اعلام نقش دولتمردان سابق در دسترسی به موفقیتهای اخیر، این پیام را به دنیا مخابره کنیم که «رسیدن به آخرین فناوریهای روز از جمله در زمینه هستهای، خواست یکسان قریب به اتفاق سیاستمداران ایرانی اعم از میانهرو، اصلاحطلب و محافظهکار است». این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از رسانههای غربی، تلاش میکنند دولتمردان جدید ایران را سیاستمدارانی تندرو معرفی کنند که هدف ایشان از پیگیری فعالیتهای هستهای، تامین برخی آرمانها به ویژه نابودی اسرائیل است! اگر رئیسجمهور در هنگام اعلام خبر خوش هستهای، به سوابق چندین ساله موضوع اشاره میکرد و به ویژه مراحل طی شده در زمان دولتهای رفسنجانی و خاتمی را مورد اشاره قرار میداد، هم بخشی از بیانصافیهای رسانهای نسبت به دو دولت گذشته جبران میشد و هم تلاش مخالفان ایران برای تقسیمبندی میان سیاستمداران ایرانی و القای مخالفت بخش قابل توجهی از پیکره سیاسی کشور با پیشرفتهای هستهای با شکست مواجه میگردید.
توجه به نقش دولتمردان سابق در موفقیتهای اخیر، فایده دیگری نیز داشت و برخی سیاستمداران جدید را به توجهی دوباره به روشهای مورد عمل اسلاف خویش و بازبینی در بعضی رفتارها و شعارها ـ که میتواند هزینههای غیرضروری بر کشور تحمیل نماید ـ تشویق مینمود. همچنین میتوانست از بزرگنمایی برخی دستاوردها جلوگیری نماید. اگر امروز برخی افراد بدون ارائه هیچگونه توجیه کارشناسی، دستاورد اخیر هستهای را مهمتر از ملی شدن صنعت نفت مینامند، باید دلیل آن را در بیتوجهی به راهبردها و راهکارها و نیز میزان هزینههایی دانست که دولتهای گذشته صرف آن برای پروژه هستهای را معقول و منطقی میدانستند. در حالی که اکنون این نگرانی وجود دارد که برخی تصورات در مورد بزرگی موفقیت اخیر، عدهای از سیاستمداران و مسئولان را قانع نماید که پرداخت هرگونه هزینه برای تعقیب بعضی روشهای مورد عمل اخیر، قابل قبول و تحمل است.