تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۳  ، 
کد خبر : ۹۰۸۱۴

تخریب شده کیست هاشمی یا مصباح؟


سیدحسین علوی
این جملات را با دقت بخوانید:
«عملکرد طرفداران مصباح یزدی در ارائه لیست بدون هاشمی یک روش تخریبی و خلاف قانون، شرع، اخلاق و انصاف است.
ما باید اخلاق انسانی را در انتخابات رعایت کنیم. روشی که این افراد در مورد هاشمی رفسنجانی در پیش گرفته‌اند، یک روش کاملاً تخریبی است. من کاری به انسجام اصولگرایان و تشتت آرا و پیامدهای چنین عملکردهایی ندارم اما این روش را خلاف انصاف و قانون می‌دانم.
مقام معظم رهبری چندی پیش بود که فرمودند افراد را تخریب نکنید اما انگار این آقایان نمی‌خواهند این حرفها را بشنوند. آیا اگر طرفداران هاشمی بیایند و بگویند ما می‌خواهیم لیستی منهای آیت الله مصباح بدهیم، این به معنای تخریب مصباح نخواهد بود؟»
اینها اگر مطلبی دارند بیایند و با خود هاشمی آن را در میان بگذارند، بگویند مثلا ما این ایرادها را به شما داریم و آقای هاشمی هم پاسخ بگویند، نه اینکه حرفهایی بزنند که خود حاضر به شنیدن جواب آن نباشند(!)
افراد حرف دارند از کسانی که مورد قبولشان است حمایت کرده و برای او تبلیغ کنند اما تخریب رقیب، کار شرعی و اخلاقی نیست.»
آنچه خواندید قسمت‌هایی از مصاحبه آقای «سیدرضا اکرمی» از اعضای اصلی جامعه روحانیت مبارز با خبرگزاری ایلنا بود که طی هفته اخیر به عنوان جدیدترین مستمسک پایگاه‌های مطبوعاتی دشمن در راستای تخلیه کینه‌های این جریان علیه جبهه اصولگرایی، مبدل به تیتر این روزنامه‌ها شد.
خوانندگان گرامی با مطالعه اظهارات فوق متوجه خواهند شد که چه کسی در پی توهین است و چه جریانی مظلوم واقع شده است. همانگونه که خواندید وقاحت به جایی رسیده که ارایه لیست انتخاباتی بدون نام آقای هاشمی مصداق روش تخریبی، خلاف قانون، خلاف اخلاق، خلاف انصاف و حتی خلاف شرع(!) معرفی می‌شود!
و حال، اینکه ارایه چنین لیستی مخالفت با کدام اخلاق و شرع و قانون است بماند و باز بماند که این اظهارات مصداق بارز نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی است و باز بماند که نسبت دادن چنین اتهامات دروغینی به طرفداران آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) مصداق بارز افترا به قصد اضرار به غیر است.
هدف این نوشتار آن نیست که به این عناوین پاسخ دهد، بلکه این نوشتار به دنبال آن است که پرده از ماهیت واژه‌ای بردارد که در روزگار ما همواره مصادیقی وارونه را از آن به نمایش گذارده‌اند و آن، واژه‌ای نیست جز «تخریب شخصیت».
به راستی بازرترین مصادیق تخریب و هتک و ترور شخصیت در روزگار ما چه کسانی هستند؟ هاشمی؟ یا مصباح یزدی؟ آقای هاشمی را چه کسانی تخریب کرده‌اند؟ اصولگرایان؟ یا تکنوکرات‌ها و لیبرال‌ها و ...؟ تاریخ، شهادت می‌دهد که تخریب‌کنندگان آقای هاشمی همین جماعت پلید لیبرال‌ها بوده‌اند که متأسفانه امروز در لوای ایشان به عقده‌گشایی علیه اصولگرایان می‌پردازند و این خود قصه پرغصه‌ای است که بررسی آن فرصت دیگری می‌طلبد.
اما آیا اصولگرایان- اعم از احزاب و مطبوعات اصولگرا- نیز آقای هاشمی را تخریب کرده‌اند؟ این سوالی است که پاسخ آن بی‌شک، فضای غبارالود «تخریب» را شفاف خواهد نمود. باز هم به شهادت تاریخ، اصولگرایان تاکنون هرگز به خود اجازه نداده‌اند که شخصیت آقای هاشمی را تخریب کنند. هر چند که قاطعانه‌ترین و در عین حال منصفانه‌ترین نقدها را نثار عملکرد ایشان کرده‌اند. اما نقد کجا و تخریب کجا؟!
اما در طرف دیگر این ماجرا آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله تعالی) قرار دارند. آیا آیت الله مصباح هدف تخریب و توهین نبوده‌اند؟‌ آیا کسی قادر است سیل تهاجم بی‌سابقه جریان شارلاتانیزم مطبوعاتی، در طول 8-9 سال اخیر علیه ایشان را انکار کند؟ چه کسانی صدها و شاید هزاران بار ایشان را متحجر، خشونت‌طلب، ایدئولوگ خشونت‌طلبان، تندرو و ... خواندند؟ چه کسانی حتی کاریکاتور اهانت آمیز علیه ایشان را در روزنامه‌هایشان به چاپ رساندند؟‌ چه کسانی هر هفته سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه ایشان را تحریف می‌کردند؟ چه کسانی ...؟!
تاریخ انقلاب اسلامی تنها در مواردی معدود شبیه این همه اهانت به یک عالم روحانی را در یاد دارد. آیا آنچه از ترور شخصیت بر سر شیخ فضل الله نوری (ره) و شهید مطهری و شهید بهشتی آوردند را در طول کمتر از یک دهه اخیر بر سر این عالم جلیل‌القدر نیاورده‌اند؟‌‌ آیا تنها جرم این مرد الهی آن بنود که همچون شیخ فضل الله نوری فریاد برآورد: «هیچ حکومتی بدون عمل به شرع انور اسلام مشروعیت ندارد؟»‌
مقام معظم رهبری چندی پیش طی سخنانی از تخریب بزرگان نظام اظهار گلایه فرموده و همگان را از ارتکاب چنین عمل نکوهیده‌ای برحذر داشتند. در همان ایام جریان شارلاتانیزم مطبوعاتی که استاد مظلوم‌نمایی است، با وقاحت هر چه تمام‌تر سعی کرد مصداق تخریب کنندگان مورد نکوهش مقام معظم رهبری را منتقدان آقای هاشمی و مصداق تخریب شدن را آقای هاشمی معرفی کند!‌ در حالی که قضیه دقیقاً بر عکس بود. در واقع بزرگترین شخصیتی که در طول یک دهه اخیر و خصوصاً این روزها مورد هتک و اهانت و در یک کلمه «تخریب» قرار گرفته و می‌گیرد کسی نبوده و نیست جز آیت الله مصباح یزدی و صد البته باید متذکر شد که ایشان در تمام طول این تخریبها به عنوان اصلی‌ترین سردمدار جریان نقد تئوریک آقای هاشمی و تکنوکراتها و لیبرالهای اطراف ایشان بوده‌اند.
و حرف آخر آنکه منتقدان آقای هاشمی که عموماً از جریانات اصولگرای کشورند هرگز به خود اجازه نداده‌اند ایشان را هتک و تخریب کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات