تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۹۰۸۱۸
بررسی خط انحرافی جریان «شرق» به بهانه آغاز انتشار روزنامه «روزگار»

ادامه «شرق» در نقاب «روزگار»


جریان شرق...
شاید یکی از خطرناکترین و البته آزادترین نشریه‌هایی که این سال‌ها به چاپ رسید و توانست آن طوری که می‌خواست منویات خود را پیاده کند، روزنامه شرق بود، روزنامه‌ای که توانست با یک حمایت کاملاً مستحکم مالی و ساپورت اعضای خود در قالب نوشتاری غیرمستقیم، آن چیزی را که می‌توانست هر کدام آن روزنامه‌ای را به تعطیلی بکشاند انجام دهد و انتشار آن نیز چهار سال تداوم یافت. شاید لابی قوی این روزنامه و رئیس قدرتمند آن یعنی محمد عطریانفر و کمی هم بی‌توجهی مسئولان هیأت نظارت بر مطبوعات همه و همه دست در دست هم داد تا این روزنامه بتواند آزادانه به فعالیت خود ادامه دهد. نکته مهمی که باید روی آن تأکید داشت این است که امروز «شرق» را نباید یک روزنامه‌ای دانست که با بسته شدنش آثار تخریبی آن نیز به پایان می‌رسد بلکه جریان شرق، جریانی است که اگر امروز روزنامه شرق هم بسته شود آنقدر زمینه و تریبون برای کار دارد که حتی ساعتی را بیکار دست روی دست نگذارد.
کما اینکه امروز هم اگر چه شرق تعطیل شد ولی «روزگار» مأمنی برای غرب زده‌های شرقی نما شده تا بتوانند باز در فرصتی که ایجاد شده پس مانده‌های مادیون قرن 17 و 18 را به خورد مخاطب مظلوم خود بدهند و البته این یک حدس نیست بلکه خبری است که امروز عیناً در مطبوعات و خبرگزاری‌ها قابل رویت است. به طور نمونه خبرگزاری رویتر مصاحبه‌ای را با محمد عطریانفر رییس کمیته سیاستگذاری روزنامه شرق انجام داده که گویای این مطلب است. عطریانفر به رویترز گفته که وی بانیان روزنامه «روزگار» مشاوره می‌دهد وی گفته: روزگار وابسته به شرق نیست اما برون داد فرهنگ آن، بخشی از «مبارزه» شرق است! عطریانفر همچنین گفته ما به تعدادی از کارکنان روزنامه شرق اجازه دادیم که با روزگار همکاری کنند اما چهره‌های شناخته شده «شرق» با «روزگار» همکاری (علنی) نمی‌کنند.
به هر حال «روزگار» که به تازگی جایگزین «شرق» شده بود نیز به همان سرنوشت شرق دچار و به تعطیلی کشیده شد.
یالثارات در نظر دارد در راستای اطلاع‌رسانی به مخاطبان خود طی دو نامه، خطی را که این روزنامه طی این سال‌ها پیگیری کرده را نشان دهد.
آنچه از توقیف روزنامه شرق باید دانست
روزنامه شرق که خود را رسانه خصوصی می‌دانست و بیش از 855 شماره از آن طی چهار سال به طور مکرر منتشر شد، سرانجام در تاریخ دوشنبه 20 شهریور ماه سال 1385 توسط هیات نظارت بر مطبوعات توقیف موقت گردیده و پرونده آن به دادگاه مطبوعات اراه شد. پس از توقیف این روزنامه که از لحاظ فکری وابستگی زیادی به جماعت تکنوکرات و احزابی نظیر کارگزاران و مشارکت داشت و از لحاظ حرفه مطبوعاتی سطح قابل توجهی از فعالین مطبوعاتی و رسانه‌ای را شامل می‌شد، بسیاری از گروههای همسو با اصلاح طلبان از یک سو و رسانه‌های بیگانه از جمله رادیو فردا ـ وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا ـ رادیو بی‌بی‌سی، رادیو کلن آلمان و... و همچنین شخصیت‌های سیاسی نظیر برخی مقامات کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و... از سوی دیگر از توقیف این نشریه ابراز تاسف و نگرانی کرده و تحلیل‌هایی نظیر نبود آزادی بیان در جامعه ایران، در پیش بودن انتخابات خبرگان رهبری و شوراها، روی کار آمدن دولت نهم و... را از جمله علل توقیف روزنامه موقت شرق بیان کردند.
این در حالی است که روزنامه شرق از تاریخ انتشار تا لحظه توقیف با بیشترین همراهی و همکاری اعضای هیات نظارت و تسامح و صبر و حتی مماشات و اغماض نسبت به تخلفات عدیده خود روبه‌رو بود و مع‌الاسف کمترین همکاری و همراهی را با قانون و تذکرات هیات نظارت بر مطبوعات نشان نداده بود. تا جایی که تنها تخلفات چهار ماهه اول سال 85 این رزونامه بیش از 120 مورد بوده است. مواردی که این روزنامه در بسیاری از پس از دریافت تذکر حتی حاضر به پذیرفتن و اصلاح رویه گذشته نیز نبوده است. تخلفات امسال به اضافه تخلفات سالیان گذشته این روزنامه را از قانون مطبوعات بسیار افزایش داده است.
این روند ادامه پیدا کرد تا جایی که سرانجام پس از اقدام این روزنامه در درج مطالبی توهین‌آمیز نسبت به ستارخان قهرمان ملی ایرانیان، هیات نظارت آخرین تذکر را به این روزنامه ارائه نمود و یک ماه مهلت داد تا مدیر مسئول این روزنامه تغییر یابد. آگاهان و صاحبنظران رسانه‌ای و سیاسی در آن زمان با توجه به عمق تخلف این روزنامه و احتمال ایجاد بحران قومی در خطه آذربایجان در واکنش به مقاله توهین‌آمیز شرق، تصمیم هیات نظارت مبنی بر تغییر مدیر مسئول و عدم توقیف این روزنامه را ناشی از سعه صدر بالای اعضا و مساعدت در انتشار این روزنامه ارزیابی کردند اما مع‌‌الاسف پس از گذشت دو ماه از این مسأله این روزنامه نه تنها به اصلاح رویه گذشته نپرداخت و طبق قانون مدیر مسئول خود را تغییر نداد بلکه با چاپ کاریکاتوری که شائبه توهین از آن به مشام می‌رسید اصرار خود مبنی بر تخلف از قواین مطبوعاتی را نشان داد. بدین شکل بود که هیات نظارت بر مطبوعات بر این عقیده استوار گشت که با توقیف موقت نشریه شرق، پرونده آن به دادگاه مطبوعات ارجاع داده شود.
مارکسیسم و شرق
مهمترین ویژگی‌ و مشخصه روزنامه شرق و جریانی که آن را هدایت می‌کرد، تبلیغ جریان روشنفکری در ایران است. این نشریه با پشوانه مالی بسیار خوب و نیروی انسانی مناسب ضمن چاپ مطالبی به لحاظ نوشتاری پخته و روان، به صورت پیگیر و مستمر سعی می‌کرد جریانی از سنخ روشنفکری غربی را در کشور احیا کند. اگر روزنامه‌های زنجیره‌ای چند سال پیش مدام از لیبرالیزم و تئوری‌های سروشی و امثال آن سخن می‌گفتند، اما شرق در صدد احیا و گسترش جریان‌های چپ در کشور به صورت‌ها و شکل‌های مختلف بود.
گروه اندیشه شرق تحت تاثیر نظرات و فعالیت افرادی مثل امید مهرگان، صلاح نجفی، امیرهوشنگ افتخاری، علی معظمی و همتی مقدم و چند نفر دیگر در حوزه فرهنگ و فلسفه و به طور کلی در فضای مطبوعاتی کشور، نهضت روشنفکری و به بیان درست‌تر نهضت ترجمه‌ای جدیدی به وجود آورده‌اند.
اگرچه در بسیاری از مطالب ظاهراً از مارکسیسم سخنی نیست و یا دفاعی به عمل نیامده است، ولی این سنت چپ و در برخی موارد نئومارکسیسم است که نقش محوری و اساسی را دارد.
نپرداختن به مسائل و مباحث اسلامی مگر به ضرورت مناسبتها، این مساله می‌تواند حاکی از این نکته باشد که شرق نمی‌خواهد همانند روزنامه‌های دیگر خود را درگیر مجادلات کلامی، دینی و دعواهایی که منجر به بستن روزنامه می‌شود وارد کند. شاید این خود تاکتیکی است برای یک راه کم ریسک‌تر و البته؛ تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، چرا که اساساً جریان روشنفکری از حوزه‌های دینی دوری می‌گزیند.
نتایجی که از بررسی صفحات اندیشه شرق در سال‌های 83 و 84 به دست می‌آید:
1- وجود جریان انتقادی نسبت به لیبرالیزم از جنبه‌های مختلف.
2- انتشار مطالب مستمر و مداوم در جهت تعمیق مطالب در حوزه مارکسیسم.
3- پرداختن به موضوع سیاست مبتنی بر امنیت و ایده وضعیت استثنایی.
4- وجود تفاوت میان روشنفکری موجود در شرق و روشنفکری موجود در ایران که ریشه‌ای لیبرال دارد.
5- وجود گرایش‌های نئومارکسیستی در مطالب.
6- تبلیغ علیه دین یا القاء شبهه در امور دینی
7- تبلیغ علیه نظام.
8- تبلیغ عمومی فلسفه، اندیشه و جهان بینی غربی (اگر چه در چارچوب قانون مطبوعات)
9- جریان سازی علیه ایمان اقشار مختلف مردم، هجمه معرفتی بدون روش صحیح و در قالب بیان صریح مطالب سنگین فلسفی در سطوح عمومی.
10- تبلیغ علیه انقلاب اسلامی.
یکی دیگر از مسایل شرق اندیشه های غربی و تبلیغ اندیشه اپوزیسیون اسلامی به ویژه از نوع متقابل با حکومت اسلامی، یکی ازمحورهای صفحات اندیشه این روزنامه بود. به طور مثال بسیار بسیار کم اتفاق می‌افتاد که شرق به بیان ملی و البته بدون غرض نظرات فلاسفه‌ای چون ملاصدرا، علامه طباطبایی و شهید مطهری و به طور کلی فلاسفه سنتی پرداخته باشد و این موضوع برای روزنامه‌‌ای که به احتمال بسیار قوی با ادعای روشنفکری یا بی‌طرفی علمی به چاپ مطالب عملی می‌پرداخت قابل تامل است.
برخی از مواردی که خط انحرافی جریان شرق را روشن می‌کند، عبارتند از:
تبلیغ علیه نظام/ سعی در تضعیف نظام/ تبلیغ علیه انقلاب اسلامی
16/12/83 ـ صفحه ـ 6 نتیجه نشست انتخاباتی دفتر تحکیم
«... یعنی علاوه بر اینکه تلاش می‌کنیم جامعه را به آگاهی برسانیم باید تلاش کنیم تا انتخابات آزاد باشد، نظام سیاسی کاملاً دمکراتیک باشد، بدون هرگونه قید ایدئولوژیک و دین و هر قید دیگری که می‌تواند مانع اعمال مستقیم حاکمیت رای مردم شود.
23/8/83 ـ صفحه ـ 18 اعتماد و وضعیت طبیعی- ترجمه صدرا ساده:
«...منبع غایی اقتدار (اتوریته) در حکومت چیست؟ در بیشتر تاریخ بشری حکومتگران ما چنین ادعا کرده‌اند که دارای اقتدار الهی‌اند و بنابر این حقی خدادادی برای حکومت کردن دارند...»
17/9/1383 ـ صفحه 28 ـ کلیک کلیک، بنگ بنگ سعید حجاریان
«البته من منکر این نیستم که قانون اساسی فعلی دارای نواقص است و بسیاری از اصول آن باید تغییرات نماید. وی در ادامه می‌گوید: لابد دوستان نمی‌خواهند از طریق مندرج در خود همین قانون اساسی آن را تغییر دهند پس دنبال نیروی دیگر می‌گردند که قبل از تغییر قانون اساسی، رژیم را پایان داده باشد و این تازه اول ماجراست... .
24/11/83 ـ صفحه 6 ـ مصطفی تاج‌زاده
راه حل مشکلات ایران را نیز در تحلیل نهایی برگزاری انتخابات آزاد» می‌دانم که غایت همه گفتمانهای موجود است (از مانیفست و رفراندوم تا دخالت ایالات متحده).
13/8/83 ـ صفحه 18 ـ تسخیر ناتمام ـ فرشاد محمودی
دانشجویان پیرو خط امام چند ماه پس از پیروزی انقلاب از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و نمایندگی دیپلماتیک ایالات متحده را ـ که جزئی از خاک آن سرزمین محسوب می‌شد، به تصرف خود در آوردند.
25/10/83 ـ صفحه 20 ـ مقاومت شکننده در ایران ـ علیرضا کرمانی
تاثیرات سوء ناشی از بدکاری اصلاحات ارضی دو جامعه روستایی و الزامات اقتصادی- سیاسی در اسکان عشایر، انبوهی از ایرانیان فقیر و بیکار و ناراضی را به وجود آورد که به اقتضای فرآیند محتوم شهرگرایی در آن دوره روانه شهرها شده بودند و از آنجا که از مهارتها و تخصص‌های مورد نیاز سرمایه‌داری در حال گسترش، برخوردار نبودند، به ناچار به حاشیه شهرها رانده شدند و همین‌ها بودند که ارتش اصلی ناراضیان انقلابی را در انقلاب 1357 به وجود آوردند.
20/8/1383 ـ صفحه 18 ـ روشنفکری دینی: همگرایی نه مبارزه‌طلبی ـ احمد صدری
در این مقاله صدری با توهین و نادیده گرفتن دستاوردهای انقلاب اسلامی چنین گفته است: «ناکجاآباد انقلابی چپ و لائیک با سقوط مادی و معنوی امپراطوری بلوک شرق در هم نوردیده شد و از سفره باز شده ناکجاآباد انقلابیون اسلامی هم دیگر بوی مشکی برنیامد. سرها در هر دو طرف بر سنگ خورد و در جستجوی راه حل، هر دو گروه خود را در حق گفتمان دمکراسی و حقوق بشر یافتند.»
تبلیغ دین زرشت
7/12/83 ـ صفحه 19 ـ آنادردی کریمی:
«او (تقی ارانی) چون بسیاری از معاصرانش معتقد بود که ایران با پالودن زبان از واژه‌های بیگانه، احیای دین باستانی زرتشت و بازسازی دولت متمرکز ساسانی از عقب‌ماندگی و امپریالیسم نجات خواهد یافت.
تشکیک در انجام حکم سنگسار
29/7/83 ـ صفحه 7 ـ آزادی اندیشه و بیان از اصول عقلانی دین است ـ گفتگو با مصطفی محقق داماد:
«... اولین شرط مجازات سنگسار و اجرای حدود الهی به نظر بسیاری از فقهای بزرگ که من هم با آنها هم عقیده‌ام، جامعه قدسی است که زمان و شرایط ما مانند آن جامعه نیست. حکم سنگسار در زمانی قابل اجراست که جامعه تحت مدیریت شخص معصوم زندگی می‌کند و مجری آن هم چهره الهی دارد؛ به این معنی که اطمینان بر عدم خطای آن مدیر دارد.»
القاء شبهه در مساله شفاعت
11/8/83 ـ صفحه 6 ـ اصلاح‌طلبان دینی و الگوی جایگزین ـ گزارش سخنرانی علیرضا علوی‌تبار
وی در سخنرانی خود از مخاطبانش پرسید: «به راستی ما چرا به جای توکل به خدا، بیشتر از طریق توسل به مقربینش می‌خواهیم شفاعت پیدا کنیم بیش از یا خدا، یاعلی و یا اباالفضل می‌گوییم؟»
القاء شبهه در رابطه با مساله لعن بر دشمنان اهل بیت (علیهم‌السلام)
14/8/83 ـ صفحه راهنما ـ علی، انسان یا فراانسان ـ مژگان ایلانلو
در این مقاله نویسنده نه صراحتاً بلکه در قالبهای پنهان مساله عصمت و یا امامت امام امیرالمونین (ع) و به تبع آن بقیه اهل بیت (ع) را زیر سوال برده و با توجه به سبک و سیاق نوشته و آنچه که از آن فهم می‌شود و نیز با توجه به جمله «بتوان از علی برای آنانی که او را یک انسان می‌دانند حرف زد بدون آنکه نیازی به پیش فرض‌ها و پس زمینه‌های آزار دهنده متداول داشته باشد»، وی مساله عصمت و امامت را نفی کرده است. نویسنده در ادامه مقاله می‌نویسد: «... و البته آن علی را نمی‌شناسم که می‌گویند طناب برگردنش آویختند و خانه‌اش را ویران کردند تا به بیعت تن داد! که علی مرد چنین ذلتهایی نبود. علی خردمندانه بیعت کرد و بر بیعتش استوار ماند.»
و می‌گوید: «... و این عمان علی است که یک انسان و نمی‌دانم که این همه لعن و نفرین و دشنام و سب بر دشمنانش که هر روز و شب ورد زبان بسیاری گشته است در برابر این نهیب علی چه تکلیفی پیدا می‌کند؟»
تشکیک در حکم ارتداد و مساله انتخاب دین
17/8/83 ـ صفحه 6 ـ الگوی اصلاح‌طلبان دینی برای زندگی ـ گزارش سخنرانی محسن کدیور
محسن کدیور به آیه «لااکراه فی الدین» در تبیین «الرشد من الغی» در سوره بقره اشاره می‌کند و می‌گوید: «این گفته خداوند که اجباری در دین نیست، امری استمراری است یا ابتدایی؟» او این پرسش را از آن جهت مطرح می‌کند که به گفته خودش «سنت‌گرایان، حق انتخاب دین را فقط یک بار برای انسان قائل هستند و اگر کسی به خواست خود خواست تا از دین خارج شود حکم به ارتدادش می‌دهند در حالی که روشنفکران دینی حق انتخاب آزادانه دین را به طور دائم برای انسان محفوظ می‌دانند و این حق را به او می‌دهند که هر زمان به هر آیینی درآید گرچه آئینی ناحق باشد.» وی تاکید می‌کند که «قرائت‌های انسانی، رحمانی و اقناعی از دین برخلاف قرائت استبدادی، مخالف آزادی نیست.»
23/11/83 ـ صفحه 14 ایرج اسماعیل پورقوچانی:
«پس از انقلاب و با ظهور اسلام سیاسی در هنر اسلامی وجه جلالی بر جمالی تفوق یافت که بازنمود آن را می‌توان در خلاء عاطفی مشاهده کرد که جای خود را به عقلانیت داده است و متاسفانه روند رشد فرهنگی با پیشینه هزار ساله را مورد تهدید قرار می‌دهد.»
معرفی اسلام به عنوان دینی برآمده از قبیله‌ای خاص / تبلیغ گرایش‌های زبانی و هرمنوتیکی غربی / تبیین اسلام به عنوان دینی درون عربی
15/12/83 ـ صفحه 18 ـ محمد عابدالجابری:
«اسلام به علت ارتباط جوهری با زبان عربی روح عربهاست. از اینجاست که ضرورت پذیرش اسلام به عنوان پایه اساس وجود عربی احساس می‌شود.»
القای شبهه در باب تقابل عقلانی مساله کربلا و رفتارهای دینی / القای فردی بودن رابطه امام حسین(ع) به معنی غیر تعمیمی بودن مفهوم آن به جامعه
4/12/83 ـ صفحه 28 ـ محمد قوچانی:
«رابطه معنوی آن امام (امام حسین علیه‌السلام) با خداوند رابطه‌ای اختصاصی است که می‌تواند در شناخت شخصیت ایشان مورد تاکید قرار گیرد، اما آنچه به خصوص در شرایط کنونی ضروری است، فهمی عقلانی از رفتارهای دینی است.»‌
تبلیغ اعلامیه حقوق بشر غربی و تضعیف نظام حقوقی سنتی که حقوق دینی را نیز شامل می‌شود:
22/12/83 ـ عبدالکریم سروش
وی در یک سخنرانی در کانون لندن پیرامون ناکامی تاریخی مسلمانان، اعلامیه جهانی حقوق بشر را از دستاوردهای بزرگ دنیای مدرن دانست و گفت: دنیای مدرن دنیایی است که آدم را حق‌اندیش و حق‌مدار می‌خواهد در حالی که در سنت، انسان تنها به تکالیفی می‌اندیشد که فقها برای او تعیین می‌کنند.
تبلیغ علیه روحانیت دینی در ابعاد اخلاقی و سیاسی
11/7/83 ـ صفحه 20 ـ و اینک وقت تمام شد ـ امید مهرگان:
«برای آنان که در سال 57 و پس از آن به دنیا آمده‌اند، دهه شصت را در غوغای دبستان گذرانده‌اند و زیر سیطره مرام پارسایی بزرگ شده‌اند، اتمسفر 76 سرشار از وعده کامیابی است. ورود دبیرستانی‌های زاهد به فضای دانشگاه همان میلی را جوانانه در ما زنده کرد که به شکلی دیگر در عرصه سیاست و جامعه برانگیخته شده بود.»
تبلیغ پلورالیزم
24/8/83 ـ صفحه 18 ـ چرا امروز مولوی می‌خوانیم؟ ـ دکتر محمدعلی موحد:
از ویژگی‌های آثار مولوی، تاکید بر واقعیت تکثرگرایی و پلورالیزم در برداشتها و رویکردها و آیین‌ها و شعائر و رسوم و آداب و تاکید بر مساهله و عدم تعقیب در برخورد با عقاید و آرای مخالف است که حافظ از آن به «مروت و مدارا» تعبیر کرده است.
6/12/83 ـ صفحه 18 ـ امید مهرگان ـ درباره آرای جان هیک:
«نظریه پلورالیزم دینی جان هیک استوار بر تلقی خاصی از حقیقت دینی است که ضمن تصدیق وجود یک واقعیت بنیادین دینی که به واقع محل عنایت تمام ادیان است، بر آن است که هر دین تفسیر و رویکرد خاص خود را به این واقعیت دارد... و ادیان مختلف می‌توانند در عین حفظ تفاوتهایشان واجد حقیقتی خاص باشند.»
تبلیغ لیبرالیزم
22/7/83 ـ صفحه 18 ـ در باب شر ـ مصاحبه‌ای با آلن بادیو
«اینکه می‌بینید هزاران نفر از مردمان توانسته‌اند در چنان کارهای احمقانه و تبهکارانه مشارکت جویند دقیقاً به همین علت بود که در تک تک ما این امکان وجود دارد که به یکباره مفتون اهریمن و مجذوب شر شویم... و نتیجتاً بر همه ماست که اولا در هر کجا که هستیم از لیبرال دمکراسی هواداری کنیم و ثانیاً به فرزندانمان عشق به دیگری را بیاموزیم.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات