تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۴  ، 
کد خبر : ۹۰۸۴۲

جایگاه مرزهای 1967 درطرح جدید «ابومازن»

قاسم غفوری

با تشکیل دولت از جانب حماس، تحولات سرزمین‌های اشغالی فلسطین دورانی پر تنش و بعضا غیرقابل پیش بینی را سپری می‌کند. از یک سو رژیم صهیونیستی به سیاست‌های توسعه طلبانه خود در اراضی اشغالی ادامه می‌دهد و نیروهای نظامی این رژیم عملیات خود را در جولان، مرزهای لبنان و صحرای سینا تشدید کرده‌اند.
در نقطه مقابله نیز در داخل فلسطین چندان تحولات روشن و همسو مشاهده نمی‌گردد. از یک سو دولت حماس برای حل بحران‌های کنونی و تشکیل دولت ملی تلاش می‌کند، در حالی که توطئه‌های رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آنها مانع از تحقق این مهم می‌گردد. از سوی دیگر ابومازن نیز در راستای حفظ قدرت و نیز جلوگیری از تشدید بحران، سیاست‌ها و تدابیری را اتخاذ کرده که چندان در چارچوب فعالیت‌های دولت و مقاومت نمی‌باشد. این گونه موضع‌گیریها موجب بروز چالش‌هایی در داخل فلسطین گردیده که در مواردی مورد سوء استفاده تل‌آویو قرار می‌گیرد.
یکی از نکات برجسته و قابل تامل در سیر تحولات فلسطین چگونگی برخورد و مواضع در قبال اراضی اشغالی 1967 می‌باشد. در این چارچوب ابومازن تاکید دارد که حماس طی روزهای آینده نظر خود را در مورد پذیرش یا رد حضور اشغالگران در این اراضی اعلام دارد، در غیر این صورت وی انتخابات زود هنگام برگزار خواهدکرد. در نقطه مقابل دولت و مقاومت اعلام کرده‌اند که تنها شرط آنها برای مذاکره برای آتش بس (نه پذیرش رژیم صهیونیستی) عقب نشینی این رژیم از سرزمین‌های اشغالی در سال 1967 می‌باشد.
این موضع‌گیری‌ها در حالی اتخاذ می‌گردد که:
1- مرزهای 1967 که در جنگ اعراب و اسرائیل در اشغال این رژیم درآمده، شامل کرانه باختری، قدس شرقی، صحرای سینا، و بلند‌ی‌های جولان می‌باشد که پذیرش این امر به معنی توسعه و سیطره کامل صهیونیست‌ها بر این اراضی است.
2- با احتساب این مرزها و بر اساس قطعنامه‌های بین‌المللی که خواستار عقب نشینی تل‌آویو از این مناطق گردیده‌اند، بیش از 40 درصد به خاک فلسطین افزوده می‌شود که ترکیب جغرافیایی و سرزمینی را کاملا دگرگون می‌سازد.
3- طرح ابومازن را می‌توان به نوعی اجرای یکجانبه مرزها توسط رژیم صهیونیستی دانست. بر اساس طرح آنها شهرک‌های دور دست و بخشی از کرانه باختری به فلسطین واگذار شده در حالی که قدس، جولان و صحرای سینا در اختیار این رژیم قرار می‌گیرد.
4- پذیرش مرزهای 1967 به معنی تشکیل دو کشور مستقل در کنار یکدیگر خواهد بود. با این تفاوت که رژیم صهیونیستی با در اختیار داشتن قدس، بسیاری از مناطق مرزی به ویژه زمین‌های کشاورزی، سواحل دریا، حفظ حاکمیت حریم هوایی، محیطی کوچک را با نام کشور در اختیار فلسطینیان قرار می‌دهد که از یک سو کاملا تحت محاصره این رژیم خواهد بود. از سوی دیگر به دلیل موقعیت جغرافیایی، محدوده لم یزرع و حاشیه‌ای می‌باشد که در آینده مشکلات اقتصادی، سیاسی بسیاری را در پی خواهد داشت که در نهایت می‌تواند به جنگ داخلی مبدل گردد.
5- در صورت پذیرش مرزهای 1967 می‌توان گفت که ملت فلسطین سند پایان انتفاضه و مقاومت را امضا کرده است. لذا دیگر عاملی برای استمرار مقاومت وجود نخواهد داشت. در همین حال این نکته قابل ذکر می‌باشد که این اقدام اجبارا بسیاری از کشورها به ویژه ممالک عربی را وادار خواهد ساخت که تل‌آویو را به رسمیت بشناسند که مسلما این امر پیروزی بزرگی برای آن قلمداد می‌گردد. با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت که نقطه اصلی تحولات فلسطین، سرزمین‌های اشغالی 1967 می‌باشد که نحوه برخورد با آن تاثیر بسیاری بر تحولات آینده خواهد داشت. چرا که این مرزها از یک سو از جانب سازمان ملل محکوم شده و طی قطعنامه‌ها و بیانیه‌هایی این سازمان خواستار عقب‌نشینی از این مراکز گردیده است.
از سوی دیگر پذیرش این طرح به معنی سندیت بخشیدن به اشغالگری صهیونیست‌ها می‌باشد که می‌توان در آینده در قبال مزارع شبعا نیز تکرار گردد. البته این نکته قابل ذکر است که بسیاری از مناطق مذکور برای کشورهای همسایه می‌باشد که تصمیم‌گیری در مورد آنها به این کشورها مربوط می‌شود مانند صحرای سینا برای مصر و بلندی‌های جولان برای سوریه. لذا می‌توان گفت که تل‌آویو با پذیرش طرح ابومازن در مورد مرزهای 1967 سعی دارد تا کشورهای همسایه را در مقابل دولت حماس قرار دهد تا ضمن کاهش فشارهای مقاومت، آنها را درگیر جنگ سیاسی و بعضا نظامی با سایر کشورها نماید.
بر این اساس پذیرش طرح ابومازن در مورد مرزهای 1967 از یک سو ضمن پذیرش اشغالگری رژیم صهیونیستی موجب محدودیت و انزوای فلسطینیان و شاید پایان مقاومت گردد و از سوی دیگر منطقه را با بحران‌های شدیدی مواجه سازد که برنده، رژیم صهیونیستی خواهد بود. در نهایت هر چند که طرح ابومازن، اقدامی در جهت بیرون رفتن از بحران‌های کنونی و اقدامی در جهت حفظ موقعیت تشکیلات خودگردان و کاهش فشارهای جهانی و رژیم صهیونیستی بر ملت فلسطین است. اما پذیرش آن از سوی مقاومت نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت بلکه عاملی برای تشدید جنایات صهیونیست‌ها خواهد بود.
لذا می‌توان گفت که ابومازن با علم به اینکه این طرح از سوی مقاومت مردود خواهد شد، صرفا تلاش دارد تا با این گونه موضعگیری‌ها ضمن جدا نشان دادن راه خود از مقاومت و دولت، مذاکرات با تل‌آویو را به تعویق اندازد تا شاید در این شرایط با دیپلماسی فعال در عرصه جهان و ایجاد شرایط مناسب در داخل، تدابیری جدید برای آینده اتخاذ نماید، هر چند که با ابهام به آینده خود و تشکیلات خودگردان می‌نگرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات