نزدیکی به انتخابات 24 آذر و تلاش اکثر گرایشها و سلایق سیاسی برای کسب سهم بیشتر از کرسی شوراها، نگاه رسانهها و توجه بسیاری از فعالان سیاسی را از برخی مسائل مهم داخلی منطقهای و بینالمللی منحرف نموده است. در خصوص مسائل داخلی- همچون تأخیر در ارائه بودجه و نیز تحولات بازار- در هفته آینده به تحلیل خواهیم پرداخت. اما همزمانی بعضی از حوادث خارجی و همزبانی بسیاری از سیاستمداران غیر ایرانی در موضوعاتی که به نوعی با ایران مرتبط است، هر نوع غفلت از آنها را غیر موجه مینماید. ضمن آنکه غفلت فعالان سیاسی و رسانهها و عدم هشدار آنها به بعضی از مسئولان، میتواند شرایط را به ضرر کشورمان رقم بزند.
یکی از موضوعات مهم که علاوه بر تأثیرگذاری بر روابط خارجی ایران و تأثیرپذیری از آن، مسائل داخلی و بهویژه امور اقتصادی کشورمان را با چالشهای اساسی مواجه کرده و میکند، موضوع فعالیتهای هستهای و رفتار غیر حقوقی بعضی از کشورها و نهادهای بینالمللی با آن است. اما از یکسو کلیشهای بودن بسیاری از خبررسانیها و از سوی دیگر تبدیل شدن آن به سوژه ثابت اکثر سخنرانیهای رسمی، تا حدودی حساسیتهای عمومی را نسبت به آن کاهش داده است. درحالی که تحولات مثبت و منفی این پرونده، بدون تردید بر سرنوشت حال و آینده مردم تأثیر غیر قابل انکار دارد. به حاشیه رانده شدن اخبار مربوط به این پرونده در حالی اتفاق افتاده است که مجامع بینالمللی و کشورهای اثرگذار بر این پرونده، ذرهای از جدیت خود نسبت به آن نکاستهاند و به نظر میرسد برخی جنگهای زرگری بین قدرتهای حاکم در شواری امنیت و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نهایتاً نفعی عاید ایران نخواهد کرد؛ اگر نگوییم بر امتیازخواهی طرفهای ظاهراً دوست، خواهد افزود.
همزمان با پیگیری بدون توقف تلاشهای بینالمللی در برابر پرونده هستهای، جبهههای جدیدی نیز در برابر کشورمان گسترده شده است که هر نوع بیاحتیاطی یا بیتدبیری میتواند علاوه بر خطرسازی در این جبههها،سوژههای دیگری نیز در اختیار مخالفان، رقبا یا دشمنان ایران و حتی کشورهایی قرار دهد که به دوستی تظاهر میکنند اما نهایتاً به دنبال افزایش امتیازگیری از ایران و سایر طرفهای این تحولات هستند.
در طی هفته گذشته، لبنان و عراق به دو عرصهای تبدیل شد که تحولات آن مورد توجه مخالفان ایران قرار گرفت. در موضوع عراق، نزدیکترین همپیمان ایران در آن کشور، یعنی عبدالعزیز حکیم به دیدار جدیترین مخالف ایران در کاخ سفید رفت و از آمریکاییها، چیزی خواست که در تضاد کامل با دیدگاه ایران میباشد: تداوم حضور آمریکاییها در عراق!
در لبنان نیز- که هوشمندی حزبالله و گروههای موتلف آن، عرصه را بر مخالفان سنتی ایران بخصوص آمریکا و اسرائیل تنگ کرده بود- برخی از سران پرنفوذ عرب به میدان آمدند و ضمن حمایت از نخستوزیر فعلی گروه مورد علاقه ایران در لبنان را نکوهش کردند. البته اگر موضوع تنها به حمایت از سنیوره یا انتقاد از حزبالله ختم میشد، شاید در حال حاضر چندان اهمیتی نداشت اما همنوایی رئیس جمهور مصر با برخی دولتمردان بیمنطق و تندرو آمریکایی همچون جان بولتون- که همزمان با اعلام حمایت پادشاه عربستان از دولت فعلی لبنان انجام شد- نشان میدهد که موضوع پیچیدهتر از آن است که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران بخواهد آن را خبررسانی غیر دقیق رسانهها بداند. پس از آن نیز ادعای سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان در مورد نگرانی کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد خطرات زیست محیطی نیروگاه بوشهر نشانه دیگری از برخی همنواییهای ضد ایرانی در منطقه بود. در این شرایط به نظر میرسد برخی اظهارنظرها و اقدامات اگر فرضاً منافعی برای بعضی از گروهها و کشورهای مورد علاقه ایران داشته باشد، زیان آن برای مردم و کشورمان در حدی است که در موازنه هزینه و فایده، پیگیری آنها توسط بعضی از دستگاههای دولتی و مقامات رسمی، چندان ضروری به نظر نمیرسد؛ اگر نگوییم عدم پیگیری آنها ضروری است.
اعلام حمایت رسمی رئیس جمهور ایران از تظاهرات اعجاب برانگیز مردم لبنان اگرچه با تکیه بر اصل اساسی دموکراسی صورت گرفت یکی از این موارد است. زیرا رئیس جمهور ایران در حالی از تظاهرات ضد دولتی لبنان حمایت میکند که اولاً هم خود او میداند و هم بر مردم ایران و سایر کشورها آشکار است که انجام مشابه آن در ایران، به راحتی امکانپذیر نمیباشد. ثانیاً با توجه به تلاش برخی از سران غیر مردمی عرب برای وابسته جلوه دادن حزبالله- که یک تشکل مردمی و موفق در لبنان میباشد- نحوه مواجهه مسئولان ایرانی با آن بایستی به صورت هوشمندانه باشد. اگر مشاوران و نزدیکان رئیس جمهور با دقت به تحولات هفتههای اخیر بنگرند، قطعاً میان حمایت پادشاه 84 ساله عربستان از دولت سنیوره و اظهارات ضد ایرانی برادر هفتاد و چند ساله او- وزیر خارجه عربستان- ارتباطی کشف خواهند کرد.
پیگیری برگزاری کنفرانس هولوکاست توسط یک دستگاه رسمی، از موضوعات دیگری است که در شرایط فعلی، چندان ضروری به نظر نمیرسد. ضمن آن که در صورت اصرار بر برگزاری این کنفرانس- به عنوان یک تلاش محققانه- ترجیح داشت که این کار به مراکز آکادمیک و رسانههای مستقلی سپرده شود که آنها نیز نسبت به حقانیت این موضوع و یا ابعاد آن تردیدهایی دارند. تحریک مجدد برخی کشورها علیه ایران به خاطر موضوع هولوکاست در حالی صورت میگیرد که به یقین میتوان ادعا کرد نه در گذشته و نه در ماههای اخیر- پس از سخنرانی رئیس جمهور ایران بر علیه داستان هولوکاست- هیچگاه این موضوع سوژه مهمی برای مبارزان فلسطینی و طرفداران آنها در دنیا نبوده است و یا بدلیل آگاهی از حساسیتهای موجود، از پرداختن به آن خودداری کردهاند.
موضع اخیر عبدالعزیز حکیم، باید درسی برای مسئولان ایرانی باشد که دفاع از حقوق سایر ملتها و دولتها را با در نظر گرفتن مصالح و منافع ایرانیان پیگیری کنند، همانطور که نزدیکترین همپیمانان ایران نیز آنگاه که منفعت آنها ایجاب کند، در موضعگیریهای خود، به دیدگاههای کشورمان اهمیت چندانی نمیدهند.