رهبر فقید انقلاب اسلامی، جایگاه ویژهای برای نظام جمهوری اسلامی ایران قائل بود و حفظ آن را از مهمترین واجبات میدانست. اما در عین حال همیشه تلاش میکرد با زبانی ساده، حاکمیت در این نظام را امری زمینی معرفی کند. او در نخستین روز ورود به ایران اعلام کرد که «چون مردم مرا قبول دارند، دولت تعیین میکنم» پنج روز بعد از این سخن، مرحوم مهندس بازرگان را به نخست وزیری منصوب کرد و مشروعیت این انتصاب را ناشی از «ابراز اعتماد قاطبه مردم به رهبری نهضت» دانست.
او در دوره 10 سال و چهار ماهه رهبری خود نیز از هر فرصتی استفاده کرد تا نشان دهد از نظر او، تشکیل ارکان حکومت در سازوکاری کاملا بشری و به دست آحاد ملت صورت خواهد گرفت. او که به عنوانی فقیهی مبرز، اصلیترین نظریهپرداز و مهمترین حامی نظریه ولایت فقیه بود، حتی لازم الاتباع بودن دستورات ولایت فقیه را در همین سازوکار ارزیابی میکرد. امام خمینی در آخرین اثر مکتوب به جا مانده از خویش خطاب به رئیس شورای بازنگری قانون اساسی- آیت الله علی مشکینی- تاکید کرد که چون مردم به خبرگان رای میدهند و خبرگان رهبر را تعیین میکنند، رهبر منتخب خبرگان در واقع منتخب ملت است و اجرای دستورات او ضروری است.
پس از رحلت امام نیز داستانهایی نقل شد که نشان میداد ایشان به هیچ وجه مایل نبودهاند از مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، چهره آسمان ترسیم و یا با پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) مقایسه شوند. اما متاسفانه در سالهای پس از رحلت ایشان، مردم شاهد بودند که برخی مسئولان با بیدقتی نسبت به این موضوع و سکوت در برابر بعضی سخنان مبالغهآمیز، باعث ایجاد فضایی شدند که برخلاف رویه مورد عمل رهبر فقید انقلاب بود.
شعارهای تندی که در ابتدای دهه هفتاد نسبت به منتقدان و مخالفان رئیس دولت سازندگی داده میشد و آنها به صورت غیرمستقیم به مخالفت با پیامبر (ص) متهم میشدند اوج این بیسلیقگی در سالهای گذشته بود. اما اختلافات درونی طرفداران اولیه رئیس جمهور اسبق و علنی شدن تفاوت دیدگاه مجلس چهارم با رئیس جمهور وقت، فرصتی برای منتقدان فراهم نمود تا به دور از نگرانی و واهمه از متهم شدن به مخالفت با پیامبر (ص)، انتقادات خود از رئیس جمهور و دولت او را بیان کنند؛ اگر چه میتوان مطمئن بود زیان ناشی از توقف- یا کاهش انتقادات- در سالهای 68 تا 71، هیچ گاه به صورت کامل قابل جبران نخواهد بود. روی کار آمدن سید محمد خاتمی و تحمل او در برابر انتقادات و نیز انگیزه مثال زدنی رسانههای نزدیک به محافظهکاران- و حتی رسانه ملی- برای انتقاد از دولت، به صورت کامل «تابو»ی انتقاد از دولت مردان را شکست و کشور را از این جهت در شرایطی بسیار مطلوب قرار داد. اما متاسفانه از اواخر سال 82 و پس از تسلط محافظهکاران بر مجلس، مجدداً شاهد بازسازی روالی بودیم که یک بار در دهه هفتاد تجربه شده و زیانهایی را بر کشور و ملت تحمیل کرده بود. حذف گروه اصلاح طلبان از مجلس و امیدواری به حذف آنان از قوه مجریه، آن چنان عدهای را به وجد آورد که در تجلیل از مجلس هفتم حد و مرزی قائل نباشند. اوج این تجلیلها در کلام یکی از روحانیون سرشناس متجلی شد که منتخبان مجلس هفتم را تایید شده از سوی امام زمان (عج) نامید با گذشت حدود یک سال از استقرار مجلس هفتم و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری- که عدهای با سادهانگاری آن را تداوم پیروزی گروه اکثریت مجلس میدانستند- روند انتخابات ریاست جمهوری و رئیس جمهور منتخب نیز از تعاریف مبالغهآمیز بهرهمند شد.
البته اگر این گونه تجلیلها تنها برای ابراز شادمانی از نتیجه انتخابات بیان میگردید و پس از مدتی فروکش میکرد، چندان نگران کننده نبود اما متاسفانه هیچ نشانهای مشاهده نمیشود که ثابت کند دولت نهم و انتخابات منجر به تشکیل آن، از دیدگاه طرفداران این دولت، امری زمینی و دولت مردان نیز انسانهایی جایز الخطا تلقی میشوند. هنوز در مورد روایت یکی از وزرا از سفر رئیس جمهور به عربستان- که شامل مواردی در خصوص وجود جلوههای ویژه در این سفر بود- و نیز خبرهای منتشره پیرامون حواشی حضور رئیس جمهور در نیویورک حل نشده است که که یکی از نمایندگان فراکسیون اکثریت مجلس میگوید: «احمدینژاد معتقد است دولت نهم یک رنسانس در کشور به وجود آورده است» این رنسانس که از آن به عنوان «موج دوم» نام برده میشود به گونهای است که به نظر رئیس جمهور، فرد یا افراد در آن مطرح نیستند و «هدایت آن جریان، یک امداد غیبی است.»
اکنون مهم نیست که رئیس جمهور از طرح این مسائل چه انگیزهای دارد، اما نشانههایی وجود دارد که صحت این ادعا را با تردیدهایی مواجه میکند. راستی اگر روند حرکت دولت نهم- یا به تعبیر احمدینژاد رنسانس و موج دوم- توسط امدادهای غیبی هدایت میشود، چرا نمایندگان اصولگرا و متعهد مجلس هفتم بر اساس این امدادهای غیبی هدایت نمیشوند که خود را با خواستههای دولت هماهنگ کنند و موجب پویایی بیشتر این موج گردند؟ اگر روند کلی حرکت دولت نهم موجب تجدید حیات در کشور است و چارهای جز حرکت در این مسیر وجود ندارد، چرا نمایندگانی که به تعبیر بعضی از بزرگان کشور،انتخاب آنها از مقدرات شبهای قدر سال 82 است، در برابر آن نامهربانی میکنند؟
مردم خاطراتی از عنوان «امداد غیبی» دارند که به ایام دفاع مقدس باز میگردد؛ روزهایی که جوانان غیور ایران با دست خالی در برابر صدام و حامیان شرقی و غربی او میایستادند و به صورت همزمان، با میگ روسی، سوپراتاندارد اروپایی و دلار آمریکایی میجنگیدند. مردم آن روزها امداد غیبی ناشی از خلوص رزمندگان را با گوشت و پوست خود لمس میکردند و اکنون نگران هستند که این عنوان نیز در کشاکش درگیریهای سیاسی گروههای مختلف، قربانی شود. علاوه بر آن، عدم موفقیتهای احتمالی دولت در آینده- که از هم اکنون برخی از نمایندگان وابسته به طیف اکثریت مجلس نسبت به آن هشدار دادهاند- میتواند باعث تردید نسبت به مقدساتی شود که هم اکنون در خدمت توجیه رفتار دولت مردان قرار میگیرد.
نگارنده دولت نهم را نیز متشکل از انسانهای جایز الخطایی میداند که میزان خطای آن میتواند متناسب با میزان تلاش و خلوص ایشان کاهش یابد، همچنین روند انتخاب رئیس جمهور و دولت او نیز را تنها میتوان در روندی زمینی ارزیابی کرد. اما اگر کسانی اصرار دارند که دولت نهم را تافتهای جدا بافته بدانند، بهتر است تا پایان فعالیت دولت از انتساب القاب آسمانی و مقدس به آن خودداری و پس از آن که هدایتهای غیبی، موفقیتهای خارقالعاده برای دولت ایجاد نمود، ادعاهای خود را مطرح نمایند. در آن صورت اولا کارنامه دولت بهترین تبلیغ برای موج دومی خواهد بودکه رئیس جمهور از آن نام برده است، ثانیا هیچ کس گمان نخواهد کرد که طرح برخی ادعاها در مورد دولت و رئیس جمهور، حربهای برای انصراف مخالفان و منتقدان از بیان طرح مخالفتها و نظرات انتقادی میباشد.