جان نگروپونته رییس آژانس اطلاعات ملی آمریکا که در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 در اوج درگیری آمریکا در ویتنام مشاور هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا بود و یکی از کارشناسان بنام مسائل ویتنام و بخصوص جنگ در این کشور محسوب میشود به تازگی اظهار داشته که شهرهای عراق در مقایسه با اوضاع بیشتر مناطق ویتنام در دهه 1960 و 1970 به لحاظ امنیتی بحرانیتر است و دشمن نیز به سختی قابل شناسایی میباشد. وی خاطرنشان ساخته که در جنگ ویتنام دشمن مشخص بود یعنی نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق از ویتامینیهای شمالی حمایت میکردند اما در حال حاضر ما از ماهیت دشمنی که در عراق با آن روبهرو هستیم آگاهی نداریم مضاف بر اینکه در ویتنام اغلب شهرها و مناطق از امنیت برخوردار بودند و مراکز استانها ایمن بودند. نگروپونته که در خلال جنگ ویتنام به عنوان سفیر آمریکا در سایگون، پایتخت ویتنام مشغول به کار بود اظهار داشته: اما در عراق حتی پایتخت این کشور یعنی بغداد از امنیت بالایی برخوردار نیست و چهبسا این شهر ناامنترین نقطه عراق باشد. اظهارات وی در واقع تایید و تکمیل سخنان قبلی جورج بوش است که در مصاحبهای با شبکه خبری ای بی سی گفته بود: ممکن است زمان آن رسیده باشد که جنگ عراق را با ویتنام مقایسه کرد. اظهارنظرهای رسمی مقامات آمریکا در رابطه با مقایسه جنگ در عراق با ویتنام حکایت از وخامت بسیار زیاد اوضاع عراق دارد. بسیاری از تحلیلگران آمریکایی که موافق خروج از صحنه عراق هستند بر این باورند که پس از جنگ ویتنام اتفاق و تغییرات چندان مهمی در قدرت و حضور آمریکا در آسیا نیفتاد و باید در نظر گرفت که از این مسئله چه درسی میتوان برای موضوع عراق گرفت. شرایط کنونی در عراق و شورشها و جنگ داخلی همگی حکایت از یک اشتباه فاجعهبار آمریکا در این کشور دارند و به نظر میآید که هیچ راهی نیز برای جلوگیری از این وضعیت متصور نیست. اکنون نه راهبرد جورج بوش با نام ادامه مسیر کنونی و نه پیشنهاد دموکراتها مبنی بر خروج زمانبندی شده شباهتی به موفقیت و پیروزی نخواهند داشت. هردوی این مسیرها در نهایت کابوس و هرجومرج عمومی به بار خواهند آورد. چندی پیش هفتهنامه تایم در این رابطه نوشت: گرچه آخرین چیزی که آمریکاییها خواستار آن هستند پیروزی در عراق است اما ممکن است حوادث در نهایت به سوی شکست آمریکا پیش رود و آنگاه ما هیچ آمادگی برای رویارویی با آن واقعیت نخواهیم داشت. چنین کابوسی ممکن است از هماکنون و یا از دو سال دیگر با خروج نیروها از عراق آغاز شود. این هفتهنامه افزوده است: سخن گفتن از شکست به معنی حمایت از آن نیست بلکه تلاشی است برای کسب آمادگی در جهت به حداقل رساندن آن. در جنگ ویتنام به خاطر حملات مبارزان ویتنامی علیه سربازان آمریکایی از میزان پشتیبانی مردم آمریکا از جنگ ویتنام به سرعت کاسته شد و این واقعیت در حالی است که در ماه اکتبر سال جاری در عراق نزدیک به 100 سرباز آمریکایی کشته شدند که بدینترتیب این ماه برای آمریکاییها خونینترین ماه در دو سال اخیر بود. شدت تلفات نیروهای ائتلاف در این ماه به حدی افزایش یافت که بر نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا تاثیر شگرفی گذاشت و منجر به شکست جمهوریخواهان گردید و باعث گردید دولتمردان کاخ سفید کمکم به بیان وخامت اوضاع عراق به حد وخامت دوران درگیری این کشور در ویتنام اشاراتی نمایند. اکنون اوضاع برای نئومحافظهکاران به حدی وخیم است که بیش از 60 درصد مردم آمریکا مخالف جنگ شدهاند و احتمال آن هست که بر شمار کسانی که ضد جنگاند افزوده شود. تمامی مقامات آمریکایی و از جمله بوش دریافتهاند که استراتژی کنونی و سیاستهای جنگی دولت آمریکا کارایی ندارد و همهجا سخن از تغییر استراتژی در میان است. دستگاه دولتی آمریکا سیاستگذاران این کشور فرماندهان و ژنرالهای نظامی ارتش اشغالگر و متحدین سیاستهای جنگی آمریکا همه به دنبال یافتن راهحلیهایی برای خروج از این باتلاق هستند. هرچند بارها بوش گفته است که سیاستهایش را در عراق ادامه خواهد داد و نظامیان این کشور از عراق خارج نمیشوند اما باید این حقیقت تاریخی را نیز مدنظر داشت که در جریان جنگ ویتنام هم روسای جمهوری آمریکا همین حرف را کرارا بیان میکردند. نکته اینجاست که واشنگتن به منظور پیشبرد استراتژی جنگیاش قصد دارد تا در درازمدت در عراق بماند چرا که بر دولتمردان آمریکا و همه جهانیان آشکار است که شکست در عراق به معنای پایان دوران هژمونی آمریکا است. فرید زکریا از تحلیلگران بنام هفتهنامه نیوزویک بر این باور است که تا زمانی که مساله نیروهای آمریکایی در عراق حل نشود و ماموریت اصلی این نیروها در آن کشور مشخص نگردد نمیتوان به موفقیتی در عراق دست یافت. وی تصریح دارد: این نکته مهم چیزی است که در گزارش کمیته تحت رهبری جیمز بیکر نادیده گرفته شده است. وی افزوده است: آمریکا اکنون سه سال است که مابقی منطقه خاورمیانه را در استراتژی خود صرفا بخاطر عراق نادیده گرفته که چنین امری نمیتواند اتفاقی باشد. به اعتقاد وی: ذهنیت نومحافظهکاران همیشه این بوده که عراق از نو ساخته شود عراقی به دور از بیماریها و خطاهای دیگر کشورهای دنیای عرب. قبل از آغاز تهاجم سیاستگذاران برجسته آمریکا اینگونه پیشبینی کردند که دولتی که پس از پایان جنگ در عراق روی کار خواهد آمد اسراییل را بلافاصله به رسمیت خواهد شناخت. زکریا مینویسد: خشونت در عراق ریشه دوانده و کل ساختار سیاسی این کشور نیز تکهتکه و مرکز گریز شده است. به هر حال واقعیت این است که زمان به نفع آمریکا نیست و نفوذ آمریکا در عراق ماه به ماه روبه کاهش است. از همینرو حامیان خروج از عراق میگویند: اگرچه نئومحافظهکاران بر این باورند که خروج از عراق به منزله شعلهور شدن شورشها در این کشور خواهد بود و قیمت نفت را به 150 دلار در هر بشکه خواهد رساند اما با نگاهی به جنگ ویتنام و خروج آمریکا از این کشور در سی سال پیش متوجه میشویم این دیدگاه در آن زمان هم وجود داشته است. در آن وقت سیاستمداران آمریکایی میگفتند اگر نیروهای آمریکایی از ویتنام خارج شوند ارتش ویتنام به سوی تمام منطقه هند و چین پیشروی خواهد کرد و ژاپن و کره جنوبی اتحاد با غرب را کنار خواهند گذاشت. اما با خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام هیچیک از این مسائل اتفاق نیفتاد. طرفداران خروج فوری نیروهای آمریکایی از خاک عراق معتقدند که اقدام به این کار موجب میشود فواید بیشتری از خروج ویتنام برای واشنگتن به دست آید. نکته مهم این است که جنگ آمریکا با عراق و اشغال شهرهای این کشور بالاخره دیر یا زود پایان خواهد یافت. به مانند دوران جنگ ویتنام جنبش ضد جنگ در این کشور در حال پیشرفت و در سرتاسر آمریکا گسترده شده است و این امر حتما تاثیر خود را بر پایان اشغال عراق خواهد گذاشت. حال دیگر مردم به دولت و همپیمانانش اعتماد ندارند که امورشان را به آنها واگذار کنند.