بیانیه سران گروه هشت در مورد درگیریهای اسرائیل و لبنان که به موجب آن گروههای حماس و حزبالله به تشدید درگیریها متهم شدهاند، نه اولین بیانیه یک طرفه است و نه آخرین دفاع از جنایتهای اسرائیل خواهد بود. اما از آن جهت که علیرغم انعکاس وسیع کشتار غیر نظامیان لبنانی در رسانههای تصویری و بدون توجه به حساسیت افکار عمومی جهان نسبت به تخریب مناطق غیر مسکونی و حمله به شهروندان عادی انجام میشود، حامل پیامهای خاص میباشد. همچنین میتواند برای ارزیابی عملکرد برخی قدرتهای بزرگ سیاسی و اقتصادی جهان در برابر سایر تحولات جهانی، مورد توجه قرار گیرد. این موضوع بهخصوص در شرایط فعلی که تعدادی از همین کشورها در پرونده هستهای ایران تأثیرگذار هستند، باید مورد توجه دقیق مقامات ایرانی قرار گیرد.
روز گذشته، روسیه در حالی همراه با آمریکا، ژاپن، کانادا و چهار کشور اروپایی، حماس را عامل تشدید درگیریها در منطقه خاورمیانه دانست که این کشور تنها عضو گروه 8 بود که سران حماس را پس از پیروزی در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین پذیرفت و از آنان به شکل مناسب استقبال و پذیرایی کرد. البته حماس نیز قبل و بعد از سفر سران خود به مسکو، علاقه خود را به گسترش روابط با روسیه نشان داده است. حماس در حالی در برابر وقایع چچن و کشتار چریکهای آن کشور به دست روسیه سکوت کرده و میکند که گاه خود را موظف به حمایت از گروههایی همچون القاعده و یا کسانی مانند زرقاوی میداند، اما علیرغم این رفتار سران حماس، روز گذشته، روسیه نیز همان سخنی را در مورد درگیریهای اسرائیل با لبنان و فلسطین تکرار کرد که توسط سنتیترین و قویترین حامی اسرائیل –یعنی آمریکا- مطرح شده و میشود.
این موضوع نشان میدهد که در تعامل میان قدرتهای بزرگ سیاسی و اقتصادی، نکات ویژه و زدوبندهای آشکار و پنهانی وجود دارد که گاه پیشبینی آن به شدت مشکل است. همچنین حوزههای مشترک همکاری میان این قدرتها و حوزههای درگیری آنها آنقدر گسترده است که در بسیاری از موارد ناچار هستند سایر کشورها و ملتها را وجهالمصالحه قرار دهند. در معامله بین این قدرتها، گاه بدیهیترین اصول نیز زیر پا گذاشته میشود. مثلاً علیرغم تبلیغات گسترده آمریکا در مورد نقض حقوق بشر و عدم توجه دقیق به مبانی دموکراسی در روسیه و ادعاهای مربوط به طرح این مسائل در دیدار سران دو کشور، ملاقات بوش و پوتین بیشتر به ردوبدل کردن تعارفات و بحثهای کلی سپری شد.
البته بعضاً در گفتوگوی سران این کشورها نشانههایی از اختلاف نیز بروز میکند که تنها اگر مرتبط با منافع مستقیم هریک از طرفین باشد، احتمال پافشاری بر آن وجود دارد، در غیر این صورت در معاملات پایاپای اقتصادی و سیاسی، اختلافنظرها نیز با خوبی و خوشی به پایان میرسد و مردم سراسر دنیا شاهد رفتار «ماه عسلگونه» دو طرف با یکدیگر خواهد بود که کشور روسیه به صورت ویژه، در این زمینه سابقه شناختهشدهای دارد.
هشدار مکرر برخی کارشناسان داخلی نسبت به رفتار غیر قابل اعتماد دولت روسیه در قبال پرونده هستهای ایران، دقیقاً از اصل کلی مورد توجه در این یادداشت و نیز رفتارهای ویژه دولتمردان مسکو، سرچشمه گرفته است و اکنون که شاهد همنوایی پوتین با همتایان آمریکایی و اروپایی خود نسبت به جنایات اسرائیل در لبنان و فلسطین بودهایم، باید احتمال تکرار همین رفتار در موضوع هستهای ایران را نیز به انتظار بنشینیم.
بیانیه دیروز سران گروه هشت در مورد حوادث لبنان و فلسطین، پیام دیگری نیز برای دنیا داشت و نشان داد که سرنوشت آمریکا و اسرائیل آنچنان با یکدیگر تنیده شده است که سران آمریکا حاضرند برای حمایت از صهیونیستها هر بهایی بپردازند. با توجه به جدیت حزبالله و حماس و ایستادگی آنها، پیشبینی فرجام درگیریهای اخیر بسیار سخت است اما سرنوشت این درگیریها یک بحث است و موفقیت آمریکا در جلب حمایت اکثر قدرتهای اقتصادی از اسرائیل، بحث دیگر و نشان میدهد که دولت ایالات متحده با اعطای امتیازات سیاسی و اقتصادی و امنیتی به سایر کشورها، آنها را با خود همراه میکند. این نکتهای است که باید مورد توجه تمام کشورهایی باشد که بر اساس وظیفه انسانی و دینی از مردم فلسطین و لبنان حمایت میکنند. آنها باید با بکارگیری حداکثر توان دیپلماسی و تبلیغی، قبل از هر چیز افکار عمومی جهانیان را نسبت به اهداف و اقدامات اسرائیل و آمریکا روشن و همچنین از طرح سخنان و اقداماتی که رژیم غاصب و جنایتکار اسرائیل را برای مظلومنمایی یاری میکند، خودداری نمایند.