تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۸  ، 
کد خبر : ۹۰۹۱۲

وحدت برای مردم!


در دنیای پرآشوب کنونی زور و قدرت اقتصادی و نظامی، به عاملی تأثیرگذار در تحولات جهانی و تعامل کشورها با یکدیگر تبدیل شده است. در این شرایط، کشورهایی که از نظر نظامی، اقتصادی و سیاسی از قدرت‌های ظاهراً مسلط جهان ضعیف‌تر هستند، از اهرم‌های دیگری برای موازنه قدرت در تعاملات جهانی بهره‌ می‌گیرند. از جمله برای کشورهایی مانند ایران که با مخالفت‌ها و دشمنی‌های ویژه مواجه می‌باشد، وحدت و همبستگی داخلی، نقش به سزایی در افزایش اقتدار ملی دارد و می‌توان با قاطعیت اعلام کرد که میزان وحدت ملی با قدرت چانه‌زنی در عرصه بین‌المللی نسبت مستقیم دارد. به همین دلیل، از نخستین روزهای پیروزی انقلاب، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران به مناسبت‌های مختلف بر این اصل اساسی پافشاری می‌کردند. اکنون نیز به نظر می‌رسد نه تنها نیاز ما به وحدت کاهش نیافته، بلکه هر روز ضرورت آن آشکارتر می‌شود. اگر چه متأسفانه در تمام سال‌های گذشته، تأکید بر وحدت و همبستگی، بیشتر برای مواجهه با تهدیدات بوده و در هنگام بروز فرصت‌های طلایی اقتصادی و سیاسی کمتر موفق به تحکیم وحدت داخلی برای بهره‌گیری از فرصت‌ها شده‌ایم؛ در حالی که باید اعتراف کرد که دولت‌مردان ایرانی تاکنون از قدرت و نفوذ قابل قبولی برای دعوت مردم به وحدت در مقابله با تهدیدات خارجی برخوردار بودند.
اما رفتار برخی سیاستمداران ایرانی ـ وابسته به دو جناح عمده کشور ـ در سال‌های اخیر به گونه‌‌ای بوده است که در صورت تداوم، توان وحدت آفرینی داخلی را به شدت کاهش خواهد داد. مراجعه به سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای منتسب به برخی چهره‌های سرشناس ـ اعم از اصلاح‌طلب و محافظه‌کار ـ نشان می‌دهد که گویی وحدت برای حفظ انسجام داخلی هریک از جناح‌ها و عدم سوءاستفاده جناح مقابل بیشتر اهمیت دارد تا وحدت برای رفع نگرانی‌های مردم و حل مشکلات روزافزون آنها!
در سال‌های گذشته بعضا انتقادهای درونی اصلاح‌طلبان با مخالفت عده‌ای از عناصر موثر این جناح مواجه می‌شد که «نباید بهانه به دست اقتدارگرایان داد» و اکنون تریبونهای مختلف وابسته به محافظه‌کاران ـ بویژه نومحافظه‌کاران‌ ـ فعال شده است که «نباید اختلافات درونی اصول‌گرایان را علنی کرد چرا که راهزنانی مترصد سوءاستفاده از این موضوع هستند» و یا آنکه «اصلاح طلبان به دنبال اختلاف افکنی بین اصول‌گرایان و شکاف بین دولت و مجلس و سایر نهادهای حکومتی هستند.»
البته کسانی که در قدرت هستند حق دارند به همراهان خود هشدار دهند که مراقب رقیب باشید و آنان که از قدرت فاصله گرفته‌اند نیز اجازه دارند با یافتن ضعف‌های رقیب، مردم را از آن آگاه و به این طریق موازنه محبوبیت یا مقبولیت را به نفع خویش و به زیان رقیب تغییر دهند. پس از این جهت بر هیچ‌یک از دو جناح کشور ایرادی نیست. بلکه ایراد در آنجاست که با شعار حمایت از آزادی، جلوی آزادی عده‌ای را بگیریم که مبادا اظهارنظر آزادانه آنها نفعی برای رقیب ایجاد کند! و یا با شعار اصولگرایی و حمایت از اقشار ضعیف جامعه، جلوی انتقاد از تصمیمات خطرناک اقتصادی و سیاسی را بگیریم تا اصلاح‌طلبان سوءاستفاده نکنند! به عبارت دیگر بزرگترین ایراد وارد بر نحله‌های گوناگون سیاسی در ایران آن است که خواسته یا ناخواسته وحدتی درون گروهی را تشویق می‌کنند که نتیجه آن خسارت به منافع ملت و در یک کلام «وحدت علیه مردم» خواهد بود.
بدون تعارف بگوییم همین دیدگاه خودخواهانه، در زمان تسلط اصلاح‌طلبان بر مجلس و دولت، فرصتهای زیادی را از کشور و ملت سلب نمود. اگر چه دلایل و قرائتی وجود دارد که در این فرصت سوزی‌ها، مانع‌تراشی‌های بیرونی و رفتار رقبای قدرتمند نیز بی‌تأثیر نبود. اما امروز که به اعتراف محافظه‌کاران و اصولگرایان، هیچ مانعی بر سر راه دولت و مجلس وجود ندارد و اصلاح‌طلبان از کوچک‌ترین امکان سیاسی، رسانه‌ای و مالی برای تضعیف جبهه متحد حاکم بر قوای گوناگون کشور برخوردار نمی‌باشند، دعوت به سکوت نسبت به ضعف‌ها و اشکالات مدیریتی به هیچ‌وجه قابل توجیه و پذیرفتنی نیست.
بخصوص آنکه با ایجاد پیوندهای بی‌سابقه میان دولتمردان و ارزشهای آسمانی، پوشیده ماندن ضعف‌ها به گسترش مفاسد و نهایتا بدبینی قشرهایی از مردم به بعضی ارزشها منجر خواهد شد.
یکی از نمایندگان مجلس که در طول دو سال دوره نمایندگی، آزادگی و مردم‌خواهی خود را ثابت نموده و در مواقع حساس از جمله در زمان معرفی کابینه احمدی‌نژاد، استقلال رأی خود را به نمایش گذاشته است، روز گذشته در برابر انتقادات 50 تن از اقتصاددانان کشور بی‌تابی عجیبی نشان داد و آنان را با جملاتی سنگین و بعضاً مسئولیت‌آور مورد عتاب قرار داد. نگارنده در حال حاضر به دنبال ارزشیابی نامه 50 نفره یا نطق این نماینده دلسوز مجلس نیست که البته این موضوع باید در جای خود بررسی شود.
اما آنچه اکنون می‌تواند باعث نگرانی شود همزمانی برخی فضاسازی‌ها، تبلیغات و برخوردها می‌باشد که نتیجه همه آنها تنگ شدن فضای انتقاد از دولت و در نتیجه مخفی ماندن ضعف‌ها و اشکالات موجود در سیستم دولتی است؛ اشکالاتی که در 9 ماه گذشته، اصلی‌ترین مدعیان آن، افراد وابسته به جناح محافظه‌کاران و گروه موسوم به اصولگرایان از جمله افرادی بوده‌اند که با ناطق روز گذشته مجلس، در یک لیست انتخاباتی وارد مجلس شده‌اند.
امروز متأسفانه از یک سو اقدامات رئیس جمهور به الهام خداوندی پیوند زده می‌شود و از سوی دیگر شخصیت خود او تا حد اولیاء‌ الهی بالا برده می‌شود که همین امر هزینه انتقاد از او و دولت وی را بالا می‌برد، همچنین از تریبون مجلس، منتقدان دولت به «پشتک و وارو زدن» متهم می‌شوند و انتقاد آنان «تئوریزه کردن براندازی نظام» نامیده شود که این روش نیز بدون تردید عده‌ای از منتقدان را از میدان به در خواهد کرد و نهایتاً نیز سکوت در برابر بعضی اخبار مربوطه تغییرات در برخی رسانه‌های مستقل ـ با هدف نزدیک‌تر کردن مواضع آنها با دولت ـ نوعی خودسانسوری را بر بعضی رسانه‌ها حاکم خواهد کرد. تغییر رویه رسانه‌ ملی و برخی تریبون‌های موثر و کاهش چشمگیر انتقاد از دولت در این تریبونها نیز به همین وضعیت کمک خواهد کرد و نهایتاً روزی سربر خواهیم آورد که ممکن است خدای ناکرده برای جبران خسارت‌های ناشی از سکوت در برابر نابسامانی‌‌ها، بسیار دیر شده باشد. فراموش نکنیم وحدت اصلاح‌طلبان یا اصولگرایان هنگامی ارزشمند است که نفعی برای ملت داشته‌ باشد اما اگر این وحدت منجر به غفلت از کوتاهی‌ها و خدای نخواسته مفاسد شود، هیچ ارزشی ندارد؛ چه وحدت اصولگرایانه نامیده شود چه همبستگی اصلاح‌طلبانه!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات