* دیدگاهها و مواضع رابرت گیتس، وزیر دفاع جدید آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
** رابرت گیتس قبل از به عهده گرفتن وزارت دفاع آمریکا، ریاست سازمان سیا و عضویت در کمیته جیمز بیکر را در کارنامه خود دارد. وی از لحاظ ساختار ذهنی، با طیف حاکم بر آمریکا بسیار نزدیک بوده و اعتقاد داشته که آمریکا میتواند از طریق زور و عملیات نظامی، سیاست خارجی خود را به پیش برد. به عنوان نمونه، رابرت گیتس در قضیه کره شمالی استفاده از زور برای وادار کردن کره شمالی به توقف فعالیتهای هستهای و حضور در پای میز مذاکره را تجویز میکرد اما در ماههای گذشته با عنایت به تحولات جامعه جهانی و ناکامی آمریکا در خاورمیانه خصوصا در موضع عراق و کره شمالی، خواستار تعدیل در مواضع دولت بوش شده است.
اخیرا کمیته جیمز بیکر که رابرت گیتس نیز در آن عضویت دارد، تغییر استراتژی واشنگتن در عراق و اتخاذ سازوکار دیپلماسی با کره شمالی را توصیه کرده است.
گیتس ضمن تاکید بر ضرورت تحول در سیاست خارجی آمریکا به این موضوع نیز اشاره دارد که امکان تحقق منافع آمریکا در فرآیند گفتوگو، چندان روشن نیست اما در مجموع میتوان گفت که در حال حاضر دیدگاههای رابرت گیتس با مواضع دونالد رامسفلد متفاوت است و رفتارهای وی نشان میدهد که سیاست تنشزایی را دنبال نمیکند و با پذیرفتن دیدگاههای دموکراتها در عرصه سیاست خارجی، حتی از عدم موفقیت آمریکا در جنگ عراق سخن میگوید.
* با عنایت به اینکه شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره و سنای آمریکا، آیا میتوان گفت که سیاستهای این کشور در خاورمیانه تغییر مییابد؟
** در شرایط کنونی، نومحافطهکاران آمریکا قدرت خود را تا حدودی از دست دادهاند و افکار عمومی نیز نارضایتی خود از سیاستهای دولت بوش را در جریان انتخابات و از طریق آرای خود به نمایش گذاشتند. بنابراین به نظر میرسد که یک فرآیند تدریجی در آمریکا با هدف تغییر آرام در سیاست خارجی این کشور شروع شده و اظهارات گیتس نیز بیانگر فاصله گرفتن وی از سیاست مبتنی بر زور در عرصه بینالمللی است اما در خصوص بروز تغییر آشکار و شفاف در سیاست آمریکا، شاخصها چندان قوی نیستند اما با توجه به شرایط فعلی، میتوان گفت که فضای استفاده از زور برابر آمریکا همچون 5 سال گذشته به لحاظ داخلی و بینالمللی کاملاً مهیا نیست.
دولت آمریکا بر این نکته واقف شده که با کمترین هزینه، منافع خود را محقق کند.
* با توجه به سیاستهای اعلانی منعطف رابرت گیتس و تاکید وی بر جایگزینی مکانیسم دیپلماسی به جای رویکرد میلیتاریستی، آیا میتوان گفت که شاخص بهکارگیری از توانایی بازیگران منطقه به استراتژی ثبات هژمونیک آمریکا افزوده نشده است؟
** به موضوع جالبی اشاره کردید که بنده با آن موافقم. در واقع دولت آمریکا در سالهای اخیر تفاهم با کشورهای منطقه خصوصا با کشورهای پادشاهی برای پیشبرد دکترین خاورمیانه بزرگ در دستور کار خود داشته و دارد، هرچند که اعمال این دکترین به حضور گروههای مخالف آمریکا در عرصه قدرت منجر شده است و به عبارت دیگر آمریکا، دوستان بیشتری را از دست داده است.
در روزهای گذشته سفر دیک چنی به عربستان و بوش به اردن بیانگر تبلور عینی این استراتژی است. البته اولویت در این مسیر با کشورهای طرفدار منافع آمریکا است و پس از توانایی دیگر کشورها مورد توجه است. اشاره گیتس به توانایی سوریه و ایران برای حل مناقشات منطقه بیانگر این است که صلح و امنیت در منطقه تنها معطوف به قدرت هژمونیک آمریکا نیست، بلکه قابلیتهای دولتهای منطقه نیز باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
* بین جمهوریخواهان آمریکا، پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 با تردیدهای جدی مواجه است. گزینههای فراروی این حزب در شرایط آتی چیست؟
** به نظرم تنها دو گزینه میتواند به موقعیت نومحافظهکاران در انتخابات سال 2008 کمک کند.
1) یک حادثه تروریستی در حد و اندازه حادثه یازده سپتامبر شکل گیرد تا نومحافظهکاران تعدیل در سیاستهای امنیتی ناشی از فشار دموکراتها را علت اصلی عنوان کنند.
2) دموکراتها به وعدههای خود عمل نکنند و شرایط کشور عراق در 2 سال آینده با حضور آنها در کنگره و سنا بهبود قابل توجهی پیدا نکند.