شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان بالاترین رده در نظام فرهنگى کشور، ماموریت و وظیفه حساس و پیچیده اى در مدیریت راهبردى فرهنگى کشور بر عهده دارد. به غیر از این مجموعه هیچ جایگاه و مرکز دیگرى در کشور وجود ندارد. دولت و مجلس و حتى مجمع تشخیص مصلحت نظام در رابطه با فرهنگ کشور وظایفى بر عهده دارند ولى هیچ کدام وظیفه اى که این شورا بر عهده دارد را عهده دار نبوده و نمى تواند انجام دهد (فرمایشات مقام معظم رهبرى در سال 1381)
شوراى عالى انقلاب فرهنگى مرکز مهندسى فرهنگى کشور به حساب مى آید. مهندسى فرهنگى کشور نیازمند داشتن نگاه بلندمدت و بصیرتى راهگشا به آینده فرهنگى است تا این مجموعه کارشناسى زبده و ناب فرهنگى بتواند مجمع تشخیص مصلحت نظام را در سیاست گذارى کلان کشور هدایت کند (فرمایشات مقام معظم رهبرى در سال 1381).
علاوه بر مهندسى فرهنگى کشور وظیفه مهم و اصلى دیگر شوراى عالى انقلاب فرهنگى مهندسى فرهنگ کشور است. فرهنگ کشور به یک نظم و جهت گیرى و جهت یابى و انسجام بخشهاى گوناگون دولتى و غیردولتى در باب فرهنگ نیازمند است. این شورا مسوولیت دارد که فرهنگ موجود کشور را بشناسد، اگر در آن ضعف هایى وجود دارد آن را اصلاح کند و اگر در آن نفوذى هست راه نفوذ را ببندد. (فرمایشات مقام معظم رهبرى در سال 1381).
شوراى عالى انقلاب فرهنگى در انجام وظیفه و ماموریت خاص خود که مهندسى فرهنگى کشور است مشخص مى کند که فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى و حرکت عظیم درون زا و صیرورت بخش و کیفیت بخشى که به عنوان فرهنگ در درون انسانها و در جامعه لازم است وجود داشته باشد چگونه باید باشد. اشکالات و نواقصى که در وضعیت موجود دارد چیست و چگونه باید رفع شود (فرمایشات مقام معظم رهبرى در سال 1383).
مهندسى فرهنگ بدین مفهوم است که با یک بصیرت و یک فکر کلان و نگاه برتر و بالاتر همه جریانهاى فرهنگى داخل و خارج کشور دیده شده و مشخص شود که عناصر فرهنگى با چه کیفیتى باید باشند و حقیقت فرهنگ باید به کدام سمت برود. از سوى دیگر باید حرکت فرهنگ به سمت مطلوب هدایت و مراقبت شود. هدایت و مراقبت حرکت فرهنگ به سمت مطلوب با مهندسى فرهنگى کشور انجام مى پذیرد (فرمایشات مقام معظم رهبرى در سال 1383).
مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى کشور وظیفه و ماموریتى است که از عمق و پیچیدگى بالایى در حوزه مدیریت راهبردى کشور برخوردار است. لازمه انجام چنین وظیفه اى بهره گیرى از نتایج تلاش هاى علمى و پژوهشى و مطالعاتى در موضوع فرهنگ و توسعه فرهنگى و در اختیار داشتن اطلاعات استراتژیک فرهنگى با رصد مستمر فرهنگى کشور و جهان مى باشد. امکان تجزیه و تحلیل و بهره گیرى از نتایج پژوهشهاى فرهنگى انجام شده و اطلاعات استراتژیک فرهنگى براى انجام تصمیم گیرى هاى استراتژیک و مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى کشور زمانى فراهم خواهد بود که شوراى عالى انقلاب فرهنگى داراى عقبه علمى فکرى مناسب و اتاق هاى فکر براى تامین دانش و بصیرت مدیریت راهبردى فرهنگى کشور باشد (فرمایشات مقام معظم رهبرى در سال 1383).
مفهومشناسى
اولین واژه اى که در موضوع مهندسى محور هست واژه سیستم است.
مفهوم و تعریف سیستم: سیستم را مى توان یک کل تشکیل شده از یک دسته عوامل و اجزا که زیر سیستم خوانده مى شوند و بر اساس یک طراحى طبیعى و یا ایجاد شده (مصنوعى) هم از لحاظ ساختارى و هم از نظر کارکردى براى دستیابى به هدف هاى کل سیستم با هم وابسته و در مراوده دائم هستند در نظر گرفت.
در حقیقت سیستم مجموعه اى از اجزاى به هم وابسته است که آن اجزا در راه رسیدن به هدف معینى با هم هماهنگ شده اند و به شکل یک مجموعه یکپارچه داراى ویژگى و توانایى هایى هستند که از جمع ویژگى ها و توانایى هاى انفرادى اجزاى (زیر سیستم ها) آن متفاوت است.
بنابراین هر گاه که موضوع مهندسى سیستم مطرح مى شود جایگاه اجزاى سیستم، تعامل آنها با یکدیگر و در جهت هدف حرکت کردن آنها موضوعیت دارد.
در موضوع فرهنگ تعاریف متعدد و زیادى هست. با وجود بیش از سیصد تعریف مختلف از فرهنگ در مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى کشور تعریفى مبنا قرار مى گیرد که در آن:
- تعریف حداکثرى از فرهنگ
- نگاه سیستمى به فرهنگ
- ارتباط نظام فرهنگ با سایر نظامات جامعه لحاظ شده باشد.
یکى از تعاریفى که قابل استفاده است تعریفى است که به ترکیب فرهنگ اشاره مى کند، یعنى فرهنگ را مجموعه اى از عناصر مى بیند که این عناصر در تعامل با همدیگر هستند و یک کل را مى سازند، بنابراین اگر فرهنگ را یک سیستم ببینیم مهندسى فرهنگ، مهندسى سیستم فرهنگ هست، یعنى براى مهندسى فرهنگ باید اجزاى فرهنگ را در جاى خودشان قرار دهیم و تعامل آنها را به خوبى با هم برقرار کنیم.
در کنار مهندسى سیستم بحث مدیریت سیستم را داریم. قاعدتا یک سیستم نخست مهندسى شده بعد از آن مدیریت مى شود توالى و تناسب مدیریت و مهندسى به این ترتیب با هم برقرار مى شود.
سیستم فرهنگ در طبقهبندى سیستمها
اگر بخواهیم جایگاه فرهنگ را در مجموعه سیستم ها در نظر بگیریم باید الگوى طبقه بندى سیستم ها را مد نظر قرار دهیم. مى دانیم که سیستم ها از ساده به پیچیده، از بسته به باز تکامل و رشد پیدا مى کنند.
جایگاه فرهنگ به عنوان یک سیستم، جایگاهى است که سیستم هاى متکامل تر را در بر مى گیرد. وقتى فرهنگ را به عنوان یک سیستم در نظر بگیریم قاعدتا باید اجزاى آن را مورد توجه و در حقیقت مدل سیستمى آن را مد نظر قرار بدهیم.
در یک تعریف فرهنگ را ترکیبى از سه لایه دانسته اند که عبارتند از: لایه بنیادى، مفروضات اساسى، لایه میانى، ارزش ها و لایه بیرونى که لایه نمادها و رفتارهاست.
در هر لایه عناصرى هستندکه این عناصر در تعامل با همدیگر قرار مى گیرند.
مهندسى فرهنگ
مهندسى فرهنگ عبارت است از طراحى، نوسازى و بازسازى سیستم فرهنگ.
مهندسى فرهنگى
در یک تقسیم بندى چهار زیرسیستم را براى یک جامعه در نظر مى گیرند: نظام سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى. در مهندسى فرهنگى کشور قاعدتا باید این چهارنظام هر کدام داراى نقش و وظیفه معین بوده و در جاى خود قرار داشته باشند و در تعامل مناسبى با هم باشند تا به اهداف خود و اهداف کلان نظام برسند.
مهندسى کشورها داراى انواعى است و جوامع را بر حسب اهداف غایى آنها باید مهندسى کرد. اگر اهداف غایى جامعه اى اهداف فرهنگى باشد این جامعه ملزم خواهد بود هم خود را مهندسى فرهنگى کند و هم مدیریت فرهنگى را بر مجموع اجزاءجامعه حاکم کند. مدیریت فرهنگى در اینجا منظور مدیریت دستگاه هاى فرهنگى نیست بلکه در همه حوزه ها باید مدیریت فرهنگى حاکم باشد. اهداف غایى مدیران اقتصادى و سیاسى هم باید اهداف فرهنگى باشد.
واژه هایى که خیلى با آنها در موضوع مهندسى فرهنگى کشور سروکار داریم عبارتند از «کارکرد» و «ساختار». هر سازمان، نهاد و هر جایگاه سازمانى به دنبال اهدافى است؛ یا به دنبال تامین نیازى از جامعه است. آن مجموعه وظایف و فعالیت هاى اصلى را که یک سیستم بر عهده دارد به عنوان کارکرد سیستم منظور مى کنند. بنابراین از دل اهداف کارکردها بیرون مى آیند و متناسب با کارکردها ساختارها درست مى شوند. ساختارها همان سازمان ها و دستگاه ها و نهادهایى هستند که به طور عینى مشاهده مى کنیم. در بحث مهندسى فرهنگى کشور هم باید کارکردها را مشخص کنیم و هم ساختارها را متناسب با آنها شکل بدهیم.
جایگاه مهندسى فرهنگى کشور
نقطه عزیمت ما در این بحث فرمایشات مقام معظم رهبرى مى باشد. ایشان شوراى عالى انقلاب فرهنگى را به عنوان قرارگاه اصلى مهندسى فرهنگى کشور در نظرگرفتند.
مهندسى فرهنگ مقدم برمهندسى فرهنگى کشور است. براى مهندسى فرهنگ نخست باید فرهنگ آرمانى را شناخت سپس فرهنگ موجود را شناسایى نمود و با توجه به امکانات و محدودیت هاى محیط هاى درونى و بیرونى فرهنگ مطلوب ( هدف) را تعیین نمود.
اجزا و انواع فرهنگ
این فرهنگى که باید بشناسیم و بعد براى مدیریت و مهندسى براساس آن اقدام کنیم چه اجزایى دارد؟
فرهنگ شامل دو جزء اصلى است:
«فرهنگ یک جامعه اساس هویت آن جامعه است. فرهنگ که مى گوییم اعم از: مظاهر فرهنگى مانند زبان و خط و امثال اینها و آنچه باطن و اصل تشکیل دهنده پیکره فرهنگ ملى است، مثل: عقاید، آداب اجتماعى، مواریث ملى، خصلت هاى بومى و قومى. اینها ارکان و مصالح تشکیل دهنده فرهنگ یک ملت است.
(مقام معظم رهبرى 1381)
نکته مهم این است که این دو جزء باید در تعامل سیستمى با هم باشند. ظاهر فرهنگ باید مبتنى بر باطن فرهنگ باشد. انواع فرهنگ عبارت است از: فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى و فرهنگ سازمانى.
فرهنگ ملى
عاملى که یک ملت را به رکود و خمودى یا تحرک و ایستادگى یا صبر و حوصله یا پرخاشگرى و بى حوصلگى یا اظهار ذلت در مقابل دیگران یا احساس غرور و عزت در مقابل دیگران یا به تحرک و فعالیت تولیدى یا به بیگارى و خمودى تحریک مى کند فرهنگ ملى است.
(مقام معظم رهبرى 1381)
فرهنگ عمومى
فرهنگ به عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومى جامعه است. اندیشیدن و تصمیم گیرى جامعه بر اساس فرهنگى است که بر ذهن آنها حاکم است. در داخل کشور چیزهایى که در فرهنگ عمومى ضعیف است یا جایش کم است کدام است؟
(مقام معظم رهبرى 1381)
فرهنگ تخصصى
فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیمات کلان کشور - حتى تصمیم هاى اقتصادى، سیاسى و مدیریتى است. وقتى ما مى خواهیم ساختمان بسازیم و شهرسازى کنیم در واقع با این کار داریم فرهنگى را ترویج مى کنیم یا تولید مى کنیم یا اشاعه مى دهیم.
(مقام معظم رهبرى 1381)
فرهنگ سازمانى
موارد دیگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگى، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است.
(مقام معظم رهبرى 1381)
فرهنگ اداره امروز معادل فرهنگ سازمانى است و در ادبیات مدیریت به عنوان یک مقوله جدى و مورد توجه است.
مهندسى فرهنگ کشور به این معناست که فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى، فرهنگ سازمانى به یک نظم جهت گیرى، جهت یابى و انسجام برسند. با این دید همه دستگاه ها و سازمان هاى کشورمان در موضوع فرهنگ نقش دارند.
دستگاه هاى فرهنگى همانگونه مسئول فرهنگ کشور هستند که سازمان حفاظت محیط زیست مسئول حفاظت محیط زیست کشور است. همه دستگاه ها چه بسا دستگاه هاى اقتصادى که به ظاهر غیر فرهنگى تلقى مى شوند مى توانند در یک مقطعى فرهنگ سازتر از دستگاه هاى فرهنگى باشند و نقش آنها در اصلاح یا تخریب یک فرهنگ خیلى زیاد باشد.
نقشه مهندسى فرهنگى کشور
براى این که همه دستگاه ها وکارکردهاى آنان در جهت فرهنگ مطلوب سمت و سو بگیرد نخست باید نقشه مهندسى فرهنگى کشور ترسیم شود. تهیه این نقشه وظیفه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است.
براساس این نقشه است که شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان قرارگاه اصلى مى تواند جایگاه هاى موثر نظام را هدایت کند. حتى مجمع تشخیص مصلحت را براى تهیه سیاست هاى پیشنهادى ضرورى راهنمایى کند.
مقام معظم رهبرى به صراحت اشاره دارند که شوراى عالى انقلاب فرهنگى مرکز مهندسى فرهنگى و حراست کننده فرهنگ کشور است این قرارگاه اصلى به دو چیز احتیاج دارد:
1- عقبه علمى و فکرى 2- خط مقدم اجرایى.
مجلس، دولت، قوه قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت خط مقدم اجرایى هستند و همه مراکز علمى وپژوهشى دانشگاهى وحوزوى عقبه علمى و فکرى شوراى عالى انقلاب فرهنگى محسوب مى شوند. الزام اساسى که براى اجرایى شدن نقشه مهندسى فرهنگى کشور وجود دارد اعمال مدیریت راهبردى فرهنگى است. مدیریت راهبردى دو وظیفه عمده بر عهده دارد:
1- شاخص هاى روشن و مشخصى براى هدف فرهنگى مشخص کند 2- نرخ موجود و نرخ هدف را تعیین کند. در این مورد مقام معظم رهبرى در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى اشاره دارند و مى فرمایند: باید تاثیر مجموعه کارهایى را که انجام مى دهیم مشخص کنیم و بتوانیم بسنجیم که خروجى کارمان در مجموع نظام، در حوزه فرهنگ، چگونه است و اشاره مى کنند به یکى از بندهاى شرح وظایف شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مى فرمایند: «تعیین شاخص هاى ارزیابى وضعیت فرهنگى، آموزشى و تحقیقاتى کشور به عهده شوراى عالى است. براساس این شاخص ها باید بتوان وضعیت امروز فرهنگى کشور را به صورت کمى ارزیابى کرد و بعد هم وضعیت هدف را مشخص نمود.»
اجزاى نقشه مهندسى فرهنگى کشور
معمولا هر نقشه اى را جلوى خودتان بگذارید با نگاهى فنى و تخصصى متوجه مى شوید:
1- چه کارهایى باید انجام شود.
2- چه کسانى باید این کارها را انجام دهند.
3- چگونه باید آن کارها انجام شود.
بنا براین باید اول کارکردها را مشخص کنیم. ما از مجموعه نظاممان چه کارکردهایى انتظار داریم. قاعدتا این کارکردها در جهت هدف اصلى نظام جمهورى اسلامى که رشد فرهنگ و ارزش هاى اسلامى است تعریف مى شود. وقتى این کارکرد در سطح نظام ها و سازمان هاو نهادها تعریف مى شود مشخص مى گردد که هر سازمانى، هر مجموعه اى چه کارکردى باید داشته باشد تا این مجموعه کارکردها روى همدیگر هدف کلان نظام را محقق کنند. بنابراین ساختارهایى که در مجموعه نظام ما وجود دارند باید متناسب با آن کارکرد که مورد انتظار هست مهندسى شده باشند. مهندسى فرهنگ ومهندسى فرهنگى کشور ومدیریت فرهنگى کشور یکباره انجام نمى پذیرد بلکه پروسه اى است که به طور مستمر باید در حال انجام ودر حال تکامل باشد و همه دستگاه ها وساختارهاى کشور هم براى انجام آن مهندسى آماده شوند.
یک فرد، یک جمع، یک دستگاه نمى تواند مهندسى فرهنگ را انجام دهد. یک مجموعه کارکردهایى منجر به مهندسى فرهنگ خواهد شد. این کارکردها عبارت از شناخت فرهنگ آرمانى، شناخت فرهنگ موجود و تعیین فرهنگ هدف در انواع واجزاى فرهنگ مى باشد. انجام این کارکردها که خیلى سهل بیان مى شود کارى عظیم و پیچیده هست، کار فکرى و علمى سنگینى مى طلبد که انشاءالله با انجام آن وجه تمایز نظام جمهورى اسلامى با سایر کشورها و جوامعى که به فرهنگ و ارزش هاى اصیلى چون فرهنگ اسلامى پایبند نیستند قابل محقق شدن باشد.
وقتى نقشه مهندسى فرهنگ ومهندسى فرهنگى کشور ترسیم شود آن وقت مشخص مى شود که چه کارهایى با چه اولویتى و توسط چه ساختار هایى باید انجام پذیرد.
در تهیه نقشه مهندسى فرهنگى نخست باید مهندسى فرهنگ صورت بگیرد فرهنگ موجود، فرهنگ آرمانى و فرهنگ هدف مشخص شود. سپس نوع مهندسى حاکم بر زیر نظام هاى جامعه و بر کلان نظام جامعه مشخص شود، ضعف هاى آن دیده شود، وضعیت آرمانى ترسیم گردد و با توجه به امکانات و محدودیت ها نوع مهندسى مطلوب وقابل اعمال بر زیر نظام ها را تعیین کنیم بعد به سراغ اصلاح وتحول در ساختارهایى که تاکنون ایجاد کردیم برویم.
به این ترتیب نقشه مهندسى فرهنگى کشور به حول و قوه الهى مشخص مى شود. پس از تایید و تصویب این نقشه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى و تامین نظر مقام معظم رهبرى (مدظله العالى) خط مقدم اصلى یعنى مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس شوراى اسلامى، دولت و قوه قضائیه و سایر جایگاه هاى ذیربط باید نسبت به اجرا و پیاده نمودن این نقشه همت گمارند.