اکبر منتجبی: مجلس شورای اسلامی ایران یکبار دیگر بر نام "ماهواره" تمرکز کرد، آن را از لابهلای طرحهای دیگر بیرون کشید، به آن پرداخت و بر آن شد تا با ارایه یک طرح، دارندگان تجهیزات ماهوارهای و استفادهکنندگان از این وسیله ارتباط جمعی را مجازات نماید. این اولین بار نیست که سیاستمداران ایرانی خصوصا نمایندگان مجلس، محدودیت برنامههای ماهواره را بررسی میکنند. از زمانی که ماهواره و برنامههای متنوع آن به خانههای مردم راه یافت، سیاستمداران مخالف و موافق آن، این وسیله را دستاویزی برای برنامههای خود قرار دادند. حدود 12 سال پیش، در مجلس چهارم، که ریاست آن را علیاکبر ناطق نوری، برعهده داشت، طرحی به صحن علنی مجلس آمد که بر مبنای آن استفاده از برنامههای ماهوارهای به طور کلی ممنوع میشد. اکثریت نمایندگان مجلس را محافظهکاران تشکیل میدادند. براساس این قانون، برای فروشندگان و استفادهکنندگان از تجهیزات و برنامههای ماهوارهای مجازاتهای نقدی و زندان پیشبینی شده بود. این طرح با استقبال شورای نگهبان روبرو شد و آنان، مصوبه مجلس را تایید و آن را به صورت "قانون" لازم الاجرا در آوردند.
اما این قانون، عملا اجرا نشد. با این که در سالهای گذشته نیروی انتظامی، در چند مورد به طور گسترده، طرح بازرسی از منازل و جمعآوری تجهیزات ماهوارهای را اجرا کرد، اما، این اقدامات و محدودیتها به کاهش استقبال مردم از برنامههای ماهوارهای نینجامید. موافقان بحث ممنوعیت ماهواره، چه اکنون و چه 12 سال پیش بر یک نکته اتفاقنظر دارند. آنان با استفاده به بحث "تهاجم فرهنگی" تماشای این برنامهها را برای فرهنگ و دین مردم نامناسب دانستهاند. به همین دلیل نیز به موجب قانون ممنوعیت استفاده از تجهیزات ماهوارهای، بخشی از درآمدهای ناشی از این قانون، باید برای مبارزه با تهاجم فرهنگی در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تجهیزات و دستگاههای جمع شده در اختیار سازمان صداوسیما قرار بگیرد. علیرغم چنین محدودیتی، ناگهان در سال 76، هنگامی که محمد خاتمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد، آزادی "ماهواره" به شعار تبلیغاتی او تبدیل شد. او در هنگام رقابتهای انتخاباتی، به انتقاد از قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره پرداخت و "قول داد" که در صورت انتخاب شدن به ریاست جمهوری، در ممنوعیت استفاده از برنامههای ماهوارهای تجدیدنظر کند. دو سال پس از ریاست جمهوری او، انتخابات مجلس ششم برگزار شد و چهرههایی که به محمد خاتمی نزدیک بودند، به مجلس راه یافتند. آنان نیز دو برنامه را در صدر شعارهای تبلیغاتی خود گنجانده بودند. ابتدا "تغییر قانون مطبوعات" و سپس آزادسازی برنامههای ماهواره. برنامه اول آنان، در همان روزهای ابتدایی مجلس ششم از دستور کار خارج شد. اما استفاده از برنامههای مفید ماهواره، همچنان در دستور کار آنان قرار داشت. روزی احمد پورنجاتی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم، خبر از طرحی برای اصلاح قانون استفاده از تجهیزات ماهوارهای داد. او گفت که "در این زمینه مطالعه میدانی کردهایم و از تجربیات دیگر کشورها دقیقا مطلع شدیم اما باید ببینیم چه الگویی میتواند متناسب با جامعه ما مورد استفاده قرار گیرد." پورنجاتی سه راه را پیش روی دولتمردان قرار داده بود: "اول منع مطلق استفاده از ماهواره، دوم آزادی مطلق در استفاده از ماهواره و سوم تدبیر." به گفته او "مجلس چهارم گزینه منع مطلق را در این زمینه پذیرفته بود. یعنی صورت مساله را پاک کردند تا جوابی نداشته باشند. برای آنان، بهترین راه، این بود که اصلا چنین امکاناتی در کشور وجود نداشته باشد." او یادآور شد که مجلس ششم "تدبیر" را موردتوجه قرار داده است. با این حال یکسال طول کشید تا نمایندگان مجلس ششم که عمدتا از نیروهای اصلاحطلب بودند، بتوانند به یک جمعبندی برسند. نهایتا مضمون طرح چنین بود که یک تیم کارشناسی متشکل از وزارت اطلاعات، پست و تلگراف و صداوسیما کمیتهای تشکیل دهند تا پس از انتخابات برنامهها، شبکههایی که برای مردم، مضر نیستند، در دسترس قرار بگیرند. طرح در مجلس تصویب شد اما همانگونه که پیشبینی میشد، در شورای نگهبان با مخالفت فقها و حقوقدانان این شورای 12 نفره روبرو شد. زیرا به باور آنان "از لحاظ فنی امکان پالایش و تفکیک موارد فساد و مضر به اسلام، اخلاق، فرهنگ و امنیت وجود ندارد." به همین دلیل، طرح مجلس، خلاف قانون و شرع تلقی شد. بدین ترتیب، یکی دیگر از شعارهایی که سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور پیشین سر داده بود، با شکست روبرو شد. اما اگرچه این طرح به تصویب نرسید، ولی در دوران ریاست جمهوری خاتمی، او نیروی انتظامی را مکلف کرد که نسبت به استفاده مردم از برنامههای ماهوارهای سختگیری به خرج ندهد. به همین دلیل، استفاده روزافزون از برنامههای ماهوارهای، افزایش یافت و اغلب بامهای تهران و شهرهای بزرگ پر از دیشهای کوچک و درشتی شد که تا قبل از آن نمایان نبود. این امر، مختص شهرهای بزرگ نبود. بلافاصله مردم شهرهای کوچکتر و روستاها نیز دیشها را بر بامهای خود استوار کردند و با یک "ریسیور" ارزان قیمت، میتوانستند برنامههایی را که ساکنان لوسآنجلس برای آنان تهیه کرده بودند، به راحتی ببینند. با این حال "مشکل ماهواره" وجود داشت. بخشی از حاکمیت ایران نسبت به آن و گسترش روز افزون ابراز نگرانی میکرد. حتی یک بار هاشمی رفسنجانی، پس از طرحی که نمایندگان مجلس ششم به صحن علنی آوردند، به آنان خرده گرفت و به تندی از تلویزیونهای فارسی زبان ماهوارهای انتقاد کرد و آنها را "دریچههای نحس" خواند. اعتراض هاشمی که در شهر مرزی تبریز، بیان میشد، حساسیت جمهوری اسلامی را نسبت به این پدیده به نمایش میگذاشت. او گفت: "کسانی که از تلویزیونهای ماهوارهای علیه انقلاب حرف میزنند، جرأت ندارند تا پشت مرزهای ایران بیایند. این دریچه نحس برای آنان باز شده است تا به اسم مردم حرف بزنند و عدهای نادان و فریب خورده در داخل نیز با آنان هم صدا شوند." از این پس حاکمیت تصمیم به مقابله جدی، اما مخفی با این پدیده گرفت. به این عبارت که با ایجاد پارازیت، در ساعاتی که احساس میشد، بینندگان این برنامهها بسیار زیاد هستند (عمدتا شبها)، دسترسی و دیدن برنامهها با سهولت امکانپذیر نبود. امواج از نقاطی خاص ارسال میشدند. تقریبا در شهرهای بزرگ، چندین نقطه از شهر برای ایجاد و ارسال پارازیت در نظر گرفته شد. با این حال به این امر بسنده نشد. ایستگاههای ماهوارهای بسیار قوی بودند و از آمریکا حمایت میشدند. ناگهان بنا به دلایل نامعلومی برنامهها مدتی به طور کلی قطع شد. به سختی امکان دریافت تصاویر ممکن بود. مدتی که گذشت، آرام آرام خبری به محافل راه یافت که کشور کوبا منبع پارازیت بر روی شبکههای فارسی زبان است. بلافاصله مقامات آمریکایی این خبر را اعلام کردند. کاستروی چپ، آن را تکذیب کردند ولی مقامات آمریکایی، بر نظر خود اصرار کردند تا این که کوبا رسما اعلام کرد "منبع ایجاد اختلال بر روی امواج تلویزیونهای ماهوارهای فارسی زبان که از آمریکا پخش میکنند را در داخل یکی از اماکن دیپلماتیک متعلق به ایران، در هاوانا شناسایی و مسدود کرده است." پخش برنامهها دوباره شروع شد. اما این بار آمریکا و شبکههای فارسی زبان، یک مکان دیگر را برای خود در نظر گرفتند: "دوبی". بدینترتیب آنان همزمان از دو نقطه برنامههای خود را تغذیه و ارسال میکردند. امارات متحده عربی و یالات متحده آمریکا. لذا امکان ارسال پارازیتها، سختتر شد. ضمن آن که مرتبا پزشکان، به لحاظ علمی، ارسال این نوع امواج را برای شهروندان خطرناک و مضر تلقی میکردند. حساسیت بر روی شبکههای فارسی زبان، بیعلت نبود. عموما در سالروز برخی وقایع تاریخی، این شبکهها فعال میشدند و تلاش میکردند تا مردم را با برخی تمهیدات به خیابانها بکشند. اما هربار با شکست روبرو میشدند. مهمترین برنامهای که توانست چند شبی، با توهم، برخی از بینندگان را به خود جلب کند، برنامهای بود که توسط فردی به نام "هخا" پخش میشد. او وعده میداد که با 50 فروند هواپیما به زودی به تهران میآید. موعد رسید اما نیامد. با این حال شبکههای سیاسی، تلاش زیادی میکردند تا مردم را تحریک کنند. رفته رفته نقش سایتهای سیاسی و رویگردانی مردم از آنها باعث شد که شبکههایی که بیشتر برنامههای تفریحی پخش میکنند، مورد توجه قرار بگیرند. بدینترتیب، عمر شبکههای سیاسی خودبهخود به سر رسید. اما از حساسیتهای حکومت نسبت به شبکههای ماهوارهای کاسته نشد. چرا که دغدغه "تهاجم فرهنگی" همچنان ادامه داشت. پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و انتخابات محمود احمدینژاد، آمریکا رفتارش را نسبت به ایران خصمانهتر کرد. از یک سو با پرونده هستهای ایران درگیر بود و از دیگر سو، به تکاپو افتاد تا از طریق برخورد "نرم" با حکومت، تغییراتی را که مدنظر مقامات آمریکایی بود، ایجاد کند. به همین خاطر کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا، لایحهای را به کنگره آمریکا برد و از نمایندگان این کشور خواست تا در سال 2006، حدود 75 میلیون دلار برای آنچه که او "حمایت از دموکراسی در ایران" مینامید، به وزارت خارجه آمریکا اختصاص دهند. این مبلغ علاوه بر 10 میلیون دلاری بود که پیش از آن کنگره آمریکا برای حمایت از دموکراسی در سال 2006 به آن اختصاص داده بود. رایس به صراحت اعلام کرد یکی از اهدافش "بهبود بخشیدن به برنامههای رادیو و تلویزیونهای ماهوارهای است." پاسخ به این درخواست، بلافاصله از سوی برخی نمایندگان مجلس هفتم ایران داده شد. سعید ابوطالب، مستندسازی که در جریان جنگ آمریکا و عراق، در سال 82 از سوی نیروهای آمریکایی در عراق بازداشت شد، در کسوت نماینده مجلس هفتم، طرحی را به مجلس آورد تا بتواند محدودیت دسترسی به ماهواره را قانونی کند. براساس این طرح، از این پس دارندگان و استفادهکنندگان از ماهواره باید مراقب باشند که از قانون تخطئی نکنند. بنابر طرحی که در مجلس شورای اسلامی در حال جمعآوری امضا است، قرار است استفاده از ماهواره در اختیار برخی مراکز باشد و صداوسیما نیز ملزم میشود که برخی از برنامههای موردنظر را تهیه و آنها را پخش کند. این طرح یادآور میشود که استفاده کنندگان خانگی باید به تذکرات شفاهی ماموران توجه کنند. چرا که پس از 2 بار اظهار کتبی، به مجازات نقدی از 5 تا 50 میلیون ریال محکوم خواهند شد. عنوان طرح مجلس "استفاده مدیریت شده از ماهوارههای پخش مستقیم" است. شامل 11 ماده است و براساس ماده 8، مهلت جمعآوری تجهیزات غیرمجاز دریافت از ماهواره از تاریخ تصویب این قانون سه ماه است که پس از دو بار اخطار کتبی به فواصل 15 روز توسط مراجع ذیصلاح، استفادهکنندگان به مجازات نقدی محکوم خواهند شد. براساس ماده 9 این طرح نیز واردکنندگان، توزیع کنندگان، تولیدکنندگان و نصب کنندگان غیرمجاز تجهیزات دریافت از ماهواره علاوه بر ضبط و مصادره اموال مکشوفه، توسط دادگاهها به مجازات نقدی از یکصد تا پانصد میلیون ریال محکوم میشوند. وزارت کشور نیز براساس بند دیگر این طرح، موظف میشود که متخلفین را از طریق نیروی انتظامی به دادگاه معرفی کند.
بدینترتیب، دریچه نحسی که هاشمی رفسنجانی از آن نام برده بود، یکبار دیگر نیز خبرساز شد. اکنون خبر رسیده که دولت آمریکا بر آن است، یک شبکه تلویزیونی دیگر نیز همانند VOA راهاندازی کند. اینبار انوشیروان کنگرلو، مجری با سابقه تلویزیون صدای آمریکا، درصدد راهاندازی آن است. به موازات راهاندازی این نوع شبکهها، دیگرانی پیدا میشوند که شبکههایی را در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راهاندازی میکنند. در دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، خبر رسید که بهروز افخمی، حدود 400 هزار دلار از سیدمحمد خاتمی اعتبار گرفته است تا یک شبکه تلویزیونی که مبلغ اصلاحطلبان درون حکومتی است، راهاندازی میکند. اما این عمل با مخالفت محافظهکاران روبرو شد. افزایش مخالفتها و شدت آنها، باعث شد طرح عقیم بماند و دیگر پیگیری نشود. تا این که مهدی کروبی، در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود. او خبر از تأسیس و راهاندازی یک تلویزیون خبر داد که نامش "صبا" بود. به همان نسبت که کروبی در انتخابات ناموفق بود، راهاندازی تلویزیون صبا نیز ناموفق بود. دستاندازیها در راهاندازی تلویزیون او، باعث شد که او نیز از افخمی بخواهد پروژه را تعطیل کند. بدین ترتیب یکبار دیگر تلاش اصلاحطلبان برای تشکیل تلویزیون ماهوارهای با شکست مواجه شد.
به موازات این اقدامات، ایرانیانی که در خارج از کشور هستند تلاشهایی را آغاز کردند. "ژاپه یوسفیان" مدیر تلویزیون هما به همراه داریوش سجادی تلویزیون "هما" را با رویکرد سیاسی تحلیلی راهاندازی کرد. یوسفیان روابط بسیار خوبی با سران جناح راست و چپ در داخل کشور دارد. او هر از گاهی به تهران میآید و به دیدن بزرگان قوم این دو گروه سیاسی میرود. از همین زاویه است که توانسته بیشترین گفتگوها را نیز انجام دهد. تا جایی که سیدمحمد موسوی خوئینیها مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام که بسیار چهره مطبوعات گریز است، حاضر شد با این تلویزیون به گفتوگو بنشیند. همزمان یک تلویزیون سینمایی دیگر به نام ICC راهاندازی شد. این شبکه کاملا فرهنگی بود. بلافاصله "ایران موزیک" با رویکرد نگاه به تهران تأسیس شد. پیش از این دو شبکه نیز شبکه "مهاجر TV" راه افتاده بود. این شبکه نیز رویکردش کاملا اجتماعی بود و از انتشار اخبار سیاسی پرهیز کرد. با این حال از آنجایی که حساسیتها در داخل کشور زیاد بود، نمایندگان این شبکه مدتی دفترشان را در تهران تعطیل کردند اما دوباره در نقطهای دیگر کار را آغاز کردند. "دریچه نحس"، بیهیچ نگرانی از آینده برنامههای خود را پخش میکند. روزگاری احمد جنتی دبیر شورای نگهبان که در لطف مجلس هفتم و آرامش این مجلس سخن میگفت، به مجلس ششم و اصلاحطلبان پرداخت و گفت: "در زمان مجلس ششم وقتی پیچ رادیو را باز میکردیم بدنمان شروع به لرزیدن میکرد." الان پیچ تلویزیون را که باز میکنی، دریچه نحس خودش را به رخ میکشد. آیا محدودیتها میتواند مانعی جدی باشد؟