تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۴  ، 
کد خبر : ۹۰۹۸۰

حربه زنگ زده و مردم آگاه


اظهارات جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در ابتدای ماه جاری تحت عنوان «راهکار جدید آمریکا در عراق» و سفر اخیر مقامات ارشد آمریکایی به منطقه نشان از توطئه ای دارد که تیم افراطیون حاکم بر کاخ سفید برای منطقه خاورمیانه طراحی کرده اند. با اندک تامل به سادگی می توان به این نکته رسید که توطئه موسوم به «راهکار جدید» نشات گرفته از تز استعماری «تفرقه بینداز و حکومت کن» که مربوط به انگلیس های استعمارگر است.
اکنون مسجل شده است افراطیون وابسته به جریان سیاسی «نومحافظه‌کاران» که اطراف بوش را فرا گرفته‌اند قصد ندارند به اشتباه خط مشی و سیاستهای گذشته خود اذعان کنند و در مقابل مصمم هستند بدون توجه به خواسته های مردم آمریکا و نظرات مجامع بین المللی و کشورهای جهان راه زیانبار و غلط گذشته را ادامه دهند.
سیاستگزاران آمریکایی در این مسیر به این امید واهی دل بسته اند که شاید آخرین ترفند یعنی فرافکنی بحران عراق با توسل به حربه ایجاد تفرقه در بین کشورهای منطقه بتواند بوش را از باتلاق عراق نجات دهد و اندکی از اعتبار رفته وی را باز گرداند. در این میان نکته قابل توجه و حتی مضحک ایراد اتهام به دیگران برای مداخله در امور عراق است که هم بیانگر درماندگی و استیصال اشغالگران است و هم گستاخی آنها را مورد تاکید قرار می دهد.
آمریکائیها درحالی با وقاحت برخی طرفهای خارجی از جمله جمهوری اسلامی ایران و سوریه را به دخالت در امور داخلی عراق متهم می کنند که خود با لشکرکشی غیرقانونی و بدون توجه به مخالفت های صریح مجامع بین المللی و قاطبه کشورهای جهان خاک عراق را مورد تجاوز قرار دادند و هم اینک بیش از یکصد و سی هزار نیروی نظامی خود را در این کشور مستقر ساخته‌اند. جنگ‌طلبان حاکم بر کاخ سفید با این اقدام که ناقض آشکار پیمان ها و منشورهای بین‌المللی است نه تنها ملتی را دچار مصیبت و بحران کرده اند بلکه هزینه انسانی و مالی سنگینی نیز بردوش مردم آمریکا گذاشته‌اند.
به اعتراف منابع آمریکایی بوش با اشغال عراق تاکنون بیش از 450 میلیارد دلار هزینه بر مالیات‌دهندگان آمریکایی تحمیل کرده ضمن اینکه جنازه بیش از سه هزار نظامی را نیز بردوش مردم آمریکا گذاشته است.
اکنون با اعلام مواضع جدید بوش و متحدینش به این فکر افتاده‌اند که برای رفع تنهائی در باتلاق عراق همراهانی برای خود پیدا کنند و حال که برای خود راه نجات از این باتلاق را نمی بینند طرفهای دیگری را نیز به درون آن بکشانند تا شاید از این راه مفری برای نجات از مخمصه مرگباری که خود باعث ایجاد آن بوده‌اند، بیابند.
در مقطع فعلی، محور تلاش های آمریکا بر تشدید اختلافات طایفه ای و مذهبی متمرکز شده و آمریکائیها برای تحقق اهداف خود حساب زیادی برروی عوامل خود در منطقه به ویژه سران کشورهای وابسته باز کرده‌اند.
این مطلبی بود که در دیدار اخیر کاندولیزا رایس وزیرخارجه آمریکا و همچنین «رابرت گیتس» وزیر دفاع این کشور از منطقه به طور جدی پیگیری شد.
به راه انداختن جنجال و هیاهوی تبلیغاتی پیرامون ادعای واهی اشغالگران مبنی بر مداخله ایران در عراق و همچنین تهدیدآمیز نشان دادن فعالیت های قانونی هسته ای ایران با هدف مرعوب ساختن اعراب که در مذاکرات اخیر رایس با سران عرب مطرح شد در همین چارچوب باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
آنچه مسلم است اینست که پشت این تحرکات و توطئه ها صهیونیستها قرار دارند و ادعاها و هیاهوی غربی ها بهانه ای بیش نیست تا در پوشش آن در نهایت زمینه تحمیل شرایط و خواسته های مورد نظر صهیونیستها بر منطقه محقق شود. صهیونیستها با ترفند تفرقه افکنی می کوشند تا ملتها و کشورهای منطقه را از دشمن اصلی یعنی رژیم صهیونیستی غافل کرده و آنها را به مجادلات بی حاصل مذهبی و یا ملی در منطقه مشغول سازند تا از این طریق ضمن کاستن از فشارهای وارده برخود از جانب ملتهای منطقه وحدت نسبی موجود در میان کشورهای اسلامی را از میان ببرند.
صهیونیستها با درک این واقعیت که موج بیداری به راه افتاده در منطقه اساس موجودیت آنها را به طور جدی به مخاطره افکنده و این روند درصورت تداوم نابودی قطعی اشغالگران صهیونیست را در پی دارد تحرکات همه جانبه‌ای را با هماهنگی متحدان خود برای متوقف ساختن این روند آغاز کرده‌اند.
از اینرو، به زعم صهیونیستها و اربابان غربی آنها در شرایط کنونی تنها سلاح ایجاد تفرقه و اختلاف میان ملتهای منطقه می تواند نجات بخش رژیم صیهونیستی از فروپاشی حتمی باشد.
با اینحال، این محاسبه نیز همچون ارزیابی های قبلی صهیونیستها به شکست منجر خواهد شد و نتیجه ای برای آنها دربر نخواهد داشت. واقعیت این است که مشکل صهیونیستها و حامیان سلطه طلب آنها با یک و یا چند دولت و یا کشور نیست بلکه مشکل اصلی آنها رشد روزافزون آگاهی استقلال‌طلبی و استکبارستیزی است که هم اکنون به طور غیرقابل مهار در میان ملتها رسوخ و نفوذ پیدا کرده است.
ملتهای منطقه همچنان که در قبال تحولات چند سال اخیر نشان داده اند بیدارتر از آن هستند که در دام صهیونیستها بیفتند. همچنانکه در موارد گوناگون از جمله در بحران فلسطین و لبنان جهانیان شاهد آن بوده‌اند و تاکیدی است بر ناکامی تفرقه‌افکنی.
در مسأله فلسطین، در حالیکه اکثریت فلسطینی ها سنی مذهب هستند به جرات می توان گفت صادق ترین حامیان فلسطینی ها شیعیان می باشند. کما اینکه در جریان جنگ لبنان مشاهده شد چگونه جوامع کشورهای سنی مذهب به حمایت از حزب الله شیعه و رهبری آن برخاستند. این واقعیت زمینه بسیار گسترده وحدت امت اسلامی را به روشنی نشان میدهد.
حربه ایجاد تفرقه، شاید بتواند در میان زمامداران مرعوب منطقه که گوش به فرمان کاخ سفید هستند کارایی داشته باشد ولی بطور مسلم در میان ملتها کارایی و تاثیر ندارد و صهیونیستها و سلطه‌طلبان از توطئه ایجاد تقابل قومی و مذهبی طرفی نخواهند بست. استکبار جهانی و عوامل آن در منطقه باید به این واقعیت گردن نهند که آینده منطقه با اراده و خواست ملتها برپایه عدالت‌طلبی و سلطه‌ستیزی ترسیم خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات