حسن فتحی
گروه بینالملل: چند سال قبل در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان از حزب جمهوریخواه در آمریکا بود که لیبی آماج حملات هوایی قرار گرفته و تا آستانه جنگ با آمریکا پیش رفت همچنین جامعه جهانی برای مهار لیبی تحریمهای گستردهای را علیه این کشور اعمال کرده و آن را در لیست حامیان تروریسم قرار داد. ولی روند حوادث نشان از این مسأله دارد که سرهنگ قذافی رهبر لیبی در طول این سالها با تغییر روشها و سیاستهای خود، توانسته رضایت غرب را جلب کرده و برای بقای حکومتش که از داخل و خارج لیبی تحت فشار قرار گرفته، تبدیل به یک دوست برای واشنگتن شود. شتابی که قذافی در نزدیکی به آمریکا و جامعه جهانی پیش گرفته ممکن است در نهایت به دوستی او با اسرائیل هم منجر شود زیرا او بارها در این ارتباط سخن گفته و تمایل ضمنی خود را برای نزدیکی به این رژیم اعلام کرده است.
سرهنگ قذافی که در سال 1969 با یک کودتای نظامی حکومت پادشاهی لیبی را ساقط کرده و یک سیستم حکومتی جمهوری سوسیالیستی در کشورش حاکم کرد در طول این سالها قذافی یگانه قدرت تصمیمگیرنده در لیبی بوده و به گونهای عمل کرده که تمامی راهها به او ختم میشود. به همین دلیل روشی که او در پیش گرفته مخالفان بسیاری در کشورش و حتی آفریقا و کشورهای همسایه داشته که جملگی خواستار سرنگونیش هستند.
لیبی در قاره سیاه و در میان کشورهای فقیر این منطقه، کشوری نفتخیز و ثروتمند است که با دلارهای نفتی در امور داخلی کشورهای همسایه دخالت کرده و بارها سعی در ساقط کردن حکومتها داشته است که از آن جمله میتوان به دخالت در امور داخلی چاد، سودان و حتی مصر اشاره کرد که سبب گردید روابط این کشور با همسایهها بحرانی شود.
روشی که سرهنگ قذافی در قاره سیاه و جهان در پیش گرفته اعتراضات بسیاری را در پی داشت ولی آنچه بیش از همه سبب نارضایتی جهانیان از او و سیاستهایش شده حمایتش از تروریسم بود که رژیم لیبی را به یک حکومت تروریستی تبدیل کرده بود. به طوری که بسیاری از جهانیان حکومت سرهنگ قذافی را با تروریسم دولتی مترادف میدانستند به همین دلیل این کشور در لیست حامیان تروریسم قرار گرفته بود.
سرهنگ قذافی با دلارهای نفتی که به دست میآورد در امور داخلی کشورهای همسایه دخالت کرده و با توسل به تروریسم برای مقابله با آمریکا و در نهایت اعمال نفوذ در قاره سیاه سعی داشت لیبی را به یک ابرقدرت تبدیل سازد. همین مسأله اعتراضات بسیاری را علیه او و کشور لیبی در پی داشت تا حدی که با انواع و اقسام تحریمها مواجه شده و تحت فشار قرار گرفت.
فشارهای جامعه غربی به لیبی و سرهنگ قذافی بیش از 2 دهه طول کشید تا در نهایت او تن به خواستههای آنان داد.
چرخش در سیاستهای قذافی از زمانی آشکار شد که او دخالت در انفجار دو هواپیمای مسافربری بر فراز لاکری اسکاتلند و آفریقا را تأیید کرده و پذیرفت که به اعضای خانواده جان باختگان در این حوادث غرامت بپردازد.
دولت آمریکا پس از تلاشهای لیبی برای اعتمادسازی عاقبت اعلام کرد که در پی تلاشهای مجدانه این کشور علیه تروریسم و توقف برنامههای غیرقانونی تسلیحاتی و هستهای دولت قذافی، روابط دیپلماتیک خود را پیس از 25 سال از سر میگیرد. در پی عادی شدن روابط دو کشور، سفارتخانه آمریکا در طرابلس پایتخت لیبی فعالیت خود را از سر میگیرد و نام لیبی هم از فهرست حامیان تروریسم حذف میگردد.
شاخصترین حرکت سرهنگ قذافی را در نزدیکی به غرب خصوصاً آمریکا را در سال 2003 شاهد بودیم که طی آن او اعلام کرد قصد دارد تمام سلاحهای شیمیایی خود را منهدم و برنامه مخفیانه تسلیحات هستهای را متوقف سازد. در این ارتباط رایس وزیر خارجه آمریکا نیز دگرگونی رفتاری لیبی و عزم این کشور را برای همسویی با آمریکا میداند و از سرگیری رابطه کشورش با لیبی را تأیید میکند.
قبل از واکنش مثبت دولت آمریکا، لیبی تصمیم خود را برای همکاری همه جانبه با واشنگتن در جنگ علیه تروریسم اعلام کرده و مصطفی زایدی رهبر کمیته انقلابی لیبی در این ارتباط گفته بود که ما با آمریکا همراه خواهیم شد و امیدواریم همکاری دو جانبه دو کشور در ابعاد فرهنگی، به توسعه دموکراسی در سراسر جهان کمک کند.
جالب توجه است که هنری کرامپتون هماهنگکننده بخش ضد تروریسم وزارت امور خارجه آمریکا، همکاری لیبی درباره شناسایی شبکههای تروریستی القاعده در این کشور و تحویل یکی از سران القاعده به آمریکا را در عادی شدن روابط دو کشور مؤثر میداند.
اقدام آمریکا از سوی انگلیس هم مورد استقبال قرار میگیرد و مارگارت بکت وزیر خارجه جدید این کشور میگوید: لیبی از زمان تصمیم تاریخی خود برای توقف حمایت از تروریسم و برچیدن سلاحهای کشتار جمعی، پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است. وی بر این مسأله تاکید کرده بود که به همکاری با لیبی ادامه خواهد داد تا این پیشرفتها ادامه یابد. هم چنین خانم رایس از ایجاد عصر جدیدی در روابط دو کشور که منجر به گفتوگوهای بهتر در زمینه موضوعات مهمی همچون حمایت از حقوق بشر، افزایش آزادی بیان و توسعه اصلاحات اقتصادی و سیاسی خواهد شد خبر میدهد.
آمریکا نام لیبی را در دسامبر 1979 در پی اقدام تظاهرکنندگان لیبیایی به تخریب سفارت آمریکا در طرابلس در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داد. این اقدام روابط دو کشور را به حالت تعلیق درآورد. این روابط از سال 2004 پس از آن که لیبی تأسیسات هستهای خود را از بین برد در سطح کاردار از سر گرفته شد ولی برخی موانع هنوز بر سر راه آنها وجود داشت.
واشنگتن در شرایطی نام لیبی را از لیست حامیان تروریسم حذف میکند که دو ماه قبل سخنگوی وزارت خارجه آمریکا صراحتاً بر این مسأله تأکید کرده بود که کاخ سفید هنوز آمادگی حذف نام لیبی را از لیست کشورهای حامی تروریسم ندارد. مک کور مک گفته بود: وظایف دیگری باقی مانده است که لیبی باید بر اساس قوانین و تدابیری که کشوری از تروریسم حمایت میکند دست به آنها بزند. جالب توجه است که سرهنگ قذافی بارها اعلام کرده بود که هیچ امتیاز و پاداشی بابت تعطیل کردن برنامه هستهای خود دریافت نکرده است.
اما جالب است که حتی پس از انتشار بیانیه رایس درباره لیبی، رابرت زولیک معاون او از وجود برخی مسایل پیچیده در روابط دو کشور خبر میدهد و در کنفرانس مطبوعاتی در پایان سفرش به تونس اظهار داشته بود که به رغم برقراری روابط دیپلماتیک کامل میان دو کشور و کنار گذاردن لیبی از لیست کشورهای حامی تروریسم، هنوز مشکلات پیچیدهای میان دو طرف وجود دارد. زولیک تصریح میکند که وجود روابط میان دو طرف به این معنا نیست که مشکلی در روابط آمریکا و لیبی وجود ندارد زیرا مشکلاتی وجود دارد و باید این مشکلات بررسی شود. به گفته او، لیبی باید گامهایی جدی و قوی در راستای برقراری مجدد روابط دیپلماتیک با آمریکا بردارد.
مشکل زمانی حاد شد که خانوادههای 170قربانی ایرلندی و انگلیسی نبردهای ارتش جمهوریخواه ایرلند با متهم کردن لیبی به تأمین هزینههای ملی و تسلیحاتی این ارتش، علیه سرهنگ قذافی اقامه دعوا کردند.
شاکیان پرونده که دادخواست خود را به یک دادگاه در آمریکا ارائه کردهاند خواستار محکومیت دولت لیبی به پرداخت 6 میلیارد دلار غرامت میشوند. در این راستا وکیل شاکیان، لیبی را به ارتکاب تروریسم دولتی متهم کرده و میگوید: این خانوادهها هیچ خسارت یا غرامتی از عاملان قتل فرزندان خود دریافت نکردهاند.
قربانیان این پرونده در جریان بمبگذاریهای مرتبط به ارتش جمهوریخواه ایرلند در دهههای 1980 و 1990 جان خود را از دست دادهاند. به گفت وکیل پرونده، لیبی در ساخت بمبها به عوامل این بمبگذاریها کمک کرده است.
اما در حالی که ایرلندیها و انگلیسیها از دولت لیبی شکایت کردهاند دولت آمریکا به یکایک خانوادههای بازماندگان حوادث تروریستی لیبی در این کشور ایمیل فرستاده و از دگرگونی روابط میان دو کشور آگاهشان میسازد.
پس از قطع روابط آمریکا و لیبی در سال 1979، فضای سرد سیاسی بین دو کشور دگرگون شده و دو طرف علیه هم موضعگیری کردند. بار اول زمانی بود که در پی انفجار در یک رستوران آلمانی پاتوق نظامیان آمریکا 3 نفر جان خود را از دست دادند. این انفجار به عوامل لیبی نسبت داده شد که در پی آن آمریکا به دستور ریگان رئیس جمهوری وقت این کشور، بخشهایی از طرابلس و بندر بن غازی را بمباران میکند. بحران دوم نیز پس از سقوط هواپیمای مسافربری پان آمریکن بر فراز لاکربی اسکاتلند که به مرگ 103 نفر انجامید روی داد. ولی عاقبت پس از سالها کشمکش لیبی موافقت کرد 2 مظنون این حوادث را تحویل مقامات قضایی بینالمللی داده و 2 میلیارد دلار نیز به خانوادههای قربانیان پرداخت نماید. این کشور سپس 700 میلیون دلار دیگر به بازماندگان حوادث تروریستی پرداخت میکند تا غائله خاتمه یابد.
گامهایی که لیبی طی این سالها برای تغییر سیاستها و مشی خود برداشته و این کشور را در مسیر خواستههای جامعه جهانی خصوصاً آمریکا قرار داده توانسته از مشکلاتش کاسته و محدودیتهایش را از بین ببرد. ولی با وجود نزدیکی لیبی به آمریکا و خروج این کشور از لیست حامیان تروریسم، نمیتوان امیدوار بود که اوضاع در داخل لیبی تغییر یافته و سرهنگ قذافی تن به خواسته آنها بدهد. به همین دلیل شرایط در داخل لیبی برای سرهنگ قذافی چندان خوشایند نخواهد بود.