مهدی قنواتی
پس از آیتالله سیدحسن مدرس که در مقام یک روحانی وارد عرصه سیاست شد مدتی خلاء و کمبود در این مقوله وجود داشت. ایشان پس از سالها مبارزه علیه رضاخان پس از زندانی شدن سرانجام جان در ره عقیده نهاد. در ایام حبس و بعد شهادت ایشان، چهره مذهبی عمدهای وارد مباحث سیاسی زمان تا شهریور 1320 نشد.
با اشغال ایران توسط متفقین دومین چهره منتفذ روحانی سیاسی در ایران پا به عرصه سیاست نهاد و او کسی جزء سیدابوالقاسم کاشانی (1340 ـ 1260) نبود. ایشان که تجارب سیاسی خود را در عراق در کنار پدرشان و در مقابله با سلطه انگلیسی بر آن سرزمین آغاز کرده بود در ایام حکمرانی رضاشاه به ایران آمده و به انتظار فرصت مقتضی بودند تا که فرا رسید.
نوع، حجم و شیوه فعالیت سیاسی کاشانی به نحوی بود که به طور مداوم در خطر حبس، تبعید و زندگی مخفیانه بوند. چنانکه از شهریور 20 تا کودتای 32 شاید حدود نیمی از آن ایام را در حبس و تبعید گذراندند با این حال ثابت قدمی ایشان پایانناپذیر بود.
یکی از رویدادهای معمول آیتالله کاشانی موضعگیری در برابر عوامل داخلی استعمار خارجی بود و از شاخصترین مخالفتهای ایشان میتوان مقابله با نخست وزیر «عبدالحسین هژیر» را نام برد. پس از آنکه کابینه حکیمی در 18 خرداد 1327 سقوط کرد در تاریخ 23 خرداد مجلس شورای ملی به ریاست سردار فاخر حکمت تشکیل جلسه داد که طی آن عبدالحسین هژیر با 66 رای از مجموع 120 رای به نخستوزیری رسید.
از آغازین لحظات اعلام نخست وزیری هژیر زمزمههای مخالفت با وی از سوی گروههای اجتماعی مختلف آغاز شد که در نتیجه آنها درگیری بین معترضین و نیروهای پلیس رخ داد و تعدادی مجروح و زخمی برجای ماند. در این بین نیروهای مذهبی در سازماندهی حرکتهای اعتراضآمیز توفیق بیشتری داشتند. با عنایت به مخالفت آیتالله کاشانی با نخست وزیری هژیر، بازار تهران تعطیل و بازاریان در میدان بهارستان در مقابل مجلس شورای ملی به نشانی اعتراض گرد آمدند. رئیس مجلس شورای ملی سردار فاخر حکمت ضمن آنکه آیتالله را مسبب وقوع حرکتهای اعتراضآمیز قلمداد نمود اظهار داشت بهتر این بود که ایشان با نمایندگان مجلس مشورت میکردند نه اینکه متوسل به جار و جنجال شوند با وجود این جوسازی، اعتراضات مذهبیون و دانشجویان دانشکدههای فنی و حقوق تهران موجب شد تا در شهرهای قم، اصفهان، مشهد و قزوین هم اعتراضهایی آغاز شود.
موج دیگر مخالفتها علیه هژیر توسط فداییان اسلام سازماندهی شد. در تاریخ 27/3/1327 ساعت نه صبح قریب دو هزار طلبه و بازاری که پیشاپیش آنها نواب صفوی قرار داشت از سرچشمه به سوی مجلس شورای ملی راه افتادند و در تجمع خود نمایندگان را به دلیل انتخاب هژیر به عنوان نخست وزیر مذمت کردند و خواستار عزل او شدند. با این وضع هژیر به کار خود ادامه میداد زیرا مجلس به شدت از وی حمایت میکرد.
اما، عمدهترین علت ابراز مخالفت طیف مذهبی با نخستوزیری هژیر بیتوجهی او به مسایل مذهبی بود. هژیر هم برای آنکه مخالفان خود را راضی نماید در اولین جلسه هیات وزیران دولتش تصویب نامهای صادر کرد که به موجب آن تهیه و فروش انواع مشروبات الکلی در شهرهای مشهد، قم و شهر ری ممنوع گردید.
این تصویب نامه نه تنها درد وی را دوا نکرد، بلکه مستمسکی بدست مخالفان وی داد که منظور دولت را اغفال جامعه روحانیت قلمداد کنند و عملا کشمکش طرفین لاینحل باقی بماند.
عملکرد عبدالحسین هژیر به نحوی بود که اهالی مطبوعاتی که از مخالفان سرسخت وی بودند، بیش از گذشته با او سرشاخ کرد. هژیر برای مقابله اهل قلم مخالف خود مصوبهای صادر کرد که در آن تصریح شده بود تمام کسانی که به نحوی از انحاء از دولت جیره و مواجب میگیرند حق فعالیت مطبوعاتی ندارند و در صورت اصرار به این عمل از شغل دولتی اخراج میشوند. پس از مذهبیون و برخی فعالان سیاسی دانشگاهی، اهل قلم هم در زمره مخالفان آشتیناپذیر هژیر برآمدند چنان اوضاع بر نخستوزیر تنگ شده بود که با وجود حمایت اکثریت مجلس شورای ملی از او و فعالیتهایش؛ وی در تاریخ 5 آبان 1327 پس از پنج ماه کشمکش، جدال و مخالفتهای عطای نخستوزیری را به لقایش بخشید. با این حال خشم برخی عناصر مذهبی از هژیر پایان نیافت. زیرا علل اولین مخالفت پابرجا بود. (سرسپرده به بیگانه و بیتوجهی به مسایل دینی) لذا وقتی وی به عنوان وزیر دربار شاهنشاهی هم برگزیده شد دست از سر او برنداشتند. از آنجا که هژیر در برگزاری انتخابات دوره 16 مجلس اعمال نفوذ کرده بود تسویه حساب با او ضروری مینمود و در تاریخ 13 آبان 1338 سیدحسین امامی عضو جمعیت فداییان اسلام ـ مامور تسویه حساب ـ به کار او پایان داد. تا پایان کار هژیر شروعی باشد برای نیروهای خیرخواه ملت که ثمرهاش در جشن ملی شدن نفت عیان شد.