جاناتان کوک روزنامهنگاری است که در اسرائیل زندگی میکند. او به هنگام وقوع جنگ لبنان و اسرائیل به بررسی دقیق اوضاع در اسرائیل مشغول بود. مقاله او در میدل ایست آنلاین را در خصوص گزارش دیدهبان حقوق بشر در مورد این جنگ بخوانید.فعالیتهای یک سازمان بینالمللی حقوق بشر را میتوان از دو جنبه مورد بررسی قرارداد. جنبه اول، گامهایی است که چنین سازمان و نهادی برای برقراری عدالت و حمایت از قربانیان نقض حقوق بشر در سطح جهان برمیدارد و جنبه دوم، فلسفه وجودی چنین نهادی است از آنجا که فعالیت سازمانهای حقوق بشر بسیار حساس و تاثیرگذار است، رعایت استانداردهای خاصی در مواضع این سازمانها نیز ضروری به نظر میرسد. در این راه متاسفانه یکی از بهترین نهادهای مذکور - یعنی سازمان دیدهبان حقوق بشر - انتقاداتی را در سطح بینالمللی متوجه خود کرده است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که جریانی در درون این نهاد بینالمللی تلاش کرد اتهاماتی را که در خصوص حمله اسرائیل و لبنان و نقض آشکار حقوق بشر در آن بر اسرائیل وارد شده، کمرنگ جلوه دهد. در همین راستا، سازمانها و لابیهای حامی اسرائیل در آمریکا، نهادهای حقوق بشر منتقد اسرائیل را به تلاش برای «اتهام زدن» به اسرائیل و در پیشگرفتن مواضع ضد یهودی متهم کردند. این حملات زمانی به اوج خود رسید که «کنت راث» رئیس سازمان دیده بان حقوق بشر در خصوص ناکامی اسرائیل در تشخیص اهداف غیر نظامی و مراکز استقرار حزبالله در جنوب لبنان به اظهارنظر پرداخت. بلافاصله پس از این اظهارنظرها، لابیهای حامی اسرائیل در آمریکا او را به در پیش گرفتن مواضع ضد یهودی متهم کردند. اما این پایان ماجرا نبود. البته نباید تاثیر چنین فشارهایی بر اعتبار و ساختار سازمان دیدهبان حقوق بشر را نادیده گرفت؛ اما درعین حال، دیده بان حقوق بشر وظیفهای جز افشای حقیقت و دفاع از حقوق قربانیان نقض قوانین بینالمللی ندارد و به همین جهت، نباید خود را متاثر از چنین ارعابها و انتقادهای تخریبی بداند. در این راه، مخدوش کردن حقایق به منظور کم کردن فشارهای لابی اسرائیل بر دیدهبان حقوق بشر، قابل توجیه نیست؛ اما این دقیقا همان جریانی است که در حال حاضر در حال شکلگیری است.
مهمترین نمونه این تغییر رویکرد را میتوان در مصاحبه «پیتر بوکارت» یکی از پژوهشگران ارشد دیدهبان حقوق بشر با روزنامه نیویورک تایمز جستوجو کرد. وی در این مصاحبه به جای آنکه بر موارد وقوع جنایات جنگی و نقض حقوق بشر در لبنان متمرکز شود، حزبالله را به هدف قراردادن تعمدی غیر نظامیان اسرائیل متهم میکند اما اسرائیل را از اتهام مشابه، مبری میداند. وی حتی پا را از این هم فراتر نهاده و میگوید «نیت» اسرائیل و حزبالله در جریان این جنگ و هدف قراردادن اهداف غیر نظامی در هر دو طرف، متفاوت بوده است! تنها نکته قابل توجه دیگر در اظهارات وی ، تاکید بر نقض کنوانسیون ژنو توسط هر دو طرف درگیر است.
شکی نیست که چنین موضعگیری، مملو از معیارهای دهگانه در برخورد با اسرائیل و حزبالله است. اما چند پرسش را میتوان در خصوص اظهارات این پژوهشگر ارشد سازمان دیده بان حقوق بشر مطرح کرد. اول آنکه، بوکارت چگونه با اطمینان از «مشکلات فنی اسرائیل» در تشخیص و تفاوت قائل شدن میان اهداف نظامی و غیر نظامی در جنوب لبنان سخن میگوید؟ آیا این عدم تشخیص را نمیتوان عمدی دانست؟ تشخیص «نیت» و مقصود اسرائیل از هدف قراردادن و مراکز غیر نظامی در جنوب لبنان اکنون چندان دشوار نیست. به نظر میرسد سیاستمداران و برنامهریزان تهاجم اسرائیل به لبنان، این اقدام را بخشی از راه تامین اهداف خود دانستهاند و به همین جهت از هدف قراردادن مراکز غیر نظامیها نیز چشم نپوشیدهاند.
اما بوکارت در عین حال، اشتباه دیگری نیز مرتکب شده است. وی تاکید میکند که از مقاصد و نیت حزبالله در هدف قراردادن غیر نظامیان در اسرائیل اطمینان دارد! چنین اطمینانی درخصوص جنگی که در یک طرف آن، تعداد زیادی از غیرنظامیان لبنانی با آتش تعمدی ارتش اسرائیل جان خود را از دست دادهاند، جای تعجب دارد. مشخص نیست که این پژوهشگر ارشد سازمان دیدهبان حقوق بشر، چگونه اقدامات اسرائیل را «ناکامی تکنیکی» و دفاع حزبالله را «هدف قراردادن عمدی مراکز غیرنظامی» در اسرائیل میداند.
من به عنوان روزنامه نگاری که در منطقه حضور داشتم و البته تحت سانسور شدید تلآویو قرار گرفته بودم. در بررسیهای خود دریافتم که اکثر مراکز نظامی در اسرائیل، در حوالی یا داخل مناطق غیرنظامی و بخصوص روستاها و شهرهای عربنشین قرار گرفتهاند. من در این مدت دریافتم که در مناطق شمال اسرائیل، توپخانه و آتشباری قرار دارد که مستقیما لبنان را هدف قرار میدهد و ناوهای جنگی در بندر حیفا نیز دائما کلاهکهای نظامی خود را به سمت لبنان نشانه رفتهاند.
با چنین مشاهداتی، میتوان ادعا کرد که اسرائیل عملا از غیر نظامیان و بخصوص مناطق غیر نظامی عربنشین خود به عنوان سپرهای انسانی در مقابل حملات احتمالی حزبالله استفاده میکند و به همین جهت ،قرار گرفتن مراکز نظامی اسرائیل در داخل مناطق غیر نظامی و هدف قرارگرفتن احتمالی آنها توسط حزبالله را نمیتوان نمونه «تلاش حزبالله برای هدف قراردادن مراکز غیر نظامی» قلمداد کرد و با این ترتیب، اظهارات بوکارت درخصوص تعمدی بودن این حملات کاملا نقض میشود. از سوی دیگر، در گزارشی که اخیرا در همین خصوص توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر منتشر شده آمده است:«اقدام حزبالله را نمیتوان تنها ناکامی در تشخیص اهداف نظامی و غیرنظامی در اسرائیل قلمداد کرد زیرا سلاح را در هر صورت نمیتوان با دقت کامل شلیک کرد و احتمال آنکه هر نوع تسلیحات به جای اصابت به مراکز نظامی و غیر نظامی اصابت کند. جان مردم را بگیرد وجود دارد.»
چه برداشتی میتوان از این استدلال سازمان دیدهبان حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین نهادهای حقوق بشر در سطح جهان داشت؟ دیده بان حقوق بشر عملا با انتشار این گزارش مدعی میشود که حزبالله نسبت به اسرائیل مرتکب موارد بیشتری از نقض حقوق بشر شده است! آن هم در حالی که دلیل این استدلال «دقیق نبودن» تسلیحات حزبالله برای هدف قراردادن مراکز نظامی عنوان میشود! بنابر ادعای سازمان دیدهبان حقوق بشر، مهم نیست که نیت حزبالله هدف قراردادن مراکز نظامی است یا نه، مهم آن است که احتمال اصابت راکتهای حزبالله به مراکز غیرنظامی به علت به روز نبودن تکنولوژی آنها - زیاد است و به همین جهت، حزبالله را باید به جای اسرائیل مقصر معرفی کرد! این نهاد بینالمللی حقوق بشر با این ترتیب، به کلی استفاده اسرائیل از صد هزار بمب خوشهای در لبنان و باقیماندن بسیاری از آنها در جنوب لبنان را نادیده گرفته و آن را «تعمدی» نمیداند. چنین استدلالی عملا استفاده از قدرت نظامی توسط طرف قدرتمندتر در مناقشه نظامی را قابل توجیه میخواند و قوانین بینالمللی و استانداردهای حقوق بشر را به کلی نادیده میگیرد. در چنین شرایطی است که اعتبار و کارایی نهادی مانند سازمان دیدهبان حقوق بشر به شدت پایین میآید و تحت تاثیر و نفوذ لابی اسرائیل قرار میگیرد و به اهداف مورد نظر خودش هم خیانت میکند.