تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۸  ، 
کد خبر : ۹۱۰۵۵

ایران و غرب؛ کدام‌یک به دیگری نیازمند است؟


بابک پاکزاد
ایران و غرب: کدام یک به دیگری نیازمند است؟ به نظر می‌رسد تنها با بررسی موقعیت اقتصادی و دیپلماتیک ایران می‌توان به این پرسش پاسخی دقیق داد.
اهرم‌‌های اعمال نفوذ ایران در مناسبات بین‌المللی
ایران دومین تولیدکنندهء بزرگ نفت در اوپک است که حدود 10درصد ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد. ایران پس از روسیه از بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی جهان برخوردار است. همچنین این کشور تامین‌کنندهء اصلی برخی اقتصادهای شکوفا و در عین حال آسیب‌پذیر نظیر چین و هند است. این منابع انرژی برای ثبات اقتصاد جهان مساله‌ای حیاتی محسوب می‌شوند. توانایی چین و هند در ارایهء خدمات و تولید کالای ارزان برای بازارهای آمریکا و اروپا وابسته به نفت ایران است و بنابراین هر گونه اختلال در روابط اقتصادی با ایران، قیمت نفت را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد و تاثیر مستقیم بر اقتصادهای چین و هند و همین طور اقتصاد کشورهای غربی خواهد گذاشت. بنابراین چین و هند مطمئناً از ایران در برابر هر تلاش غرب برای به انزوا کشاندن اقتصاد این کشور حمایت می‌کنند.
در جبههء دیپلماتیک نیز با سقوط رژیم صدام‌حسین و جایگزین شدن دولت تحت سیطرهء شیعه‌ها، ایران تقویت شد. ایران به شدت بر مبارزان شیعهء عراقی تأثیرگذار است.
در زمینهء نظامی نیز ایران جهشی به جلو داشته است و در دورهء اصلاحات نیروی نظامی خود را تقویت و سروسامان داده است و در دولت جدید نیز این روند را ادامه می‌دهد.
آسیب‌پذیری‌های ایران
از طرف دیگر، ایران اهمیت و قدرت تازه یافتهء خود را در تقابل با غرب به خطر انداخته است. در حالی که ایران از افزایش بین‌المللی قیمت نفت و دیگر عوامل ذکرشده سود می‌برد، هم‌اکنون ایران نه یک ابرقدرت اقتصادی و نه یک ابرقدرت نظامی است.
مخدوش شدن روابط ایران با جامعهء بین‌المللی، پیشرفت تکنولوژی این کشور را محدود می‌کند. صنعت نفت ایران وضعیت مناسبی ندارد. بدون کمک غرب، اهداف مطرح شدهء ایران مبنی‌بر دوبرابر کردن تولید نفت به هشت میلیون بشکه در روز تا سال 2020 متحقق نخواهد شد. توانایی ایران در تولید نفت و بنابراین توانایی‌اش در حفظ اقتصاد مشروط به حفظ زیربناهای لازم در وضعیت مطلوب است.
ایران هنوز تأسیسات نفتی، نیروگاه‌های برق، پل‌ها و کارخانه‌های تولید و دیگر عوامل زیربنایی را که در دورهء جنگ با عراق تخریب و خسارت دیده‌اند کاملاً بازسازی نکرده است. علاوه بر این، به منظور تحقق کامل درآمدهای بالقوه از ذخایر نفت، ایران نیاز به تحقق برنامهء تنوع‌بخشی محصولات از طریق سرمایه‌گذاری در پتروشیمی و مشتقات پرسود نفت خام دارد و این مستلزم سرمایه‌گذاری خارجی است.
در حقیقت ایران واردکنندهء محصولات نفتی از جمله بنزین است. بر اساس آخرین تحقیق‌ها از سوی ایران، واردات بنزین برای کشور در سال 1384 حدود 5/4 میلیارد دلار هزینه در برداشته است، در سال قبل آمار سه میلیارد دلار بود. انتظار می‌رود این واردات ادامه پیدا کرده و مصرف محصولات نفتی حداقل سالانه پنج درصد افزایش پیدا کند.
ظرفیت تصفیهء بنزین ایران، 40میلیون لیتر در روز است. در حالی که مصرف بنزین آن 5/64 میلیون لیتر در روز است. بنابراین، در صورت مخدوش شدن روابط ایران با غرب و عدم واردات محصولات نفتی اقتصاد ایران ممکن است با توقف مواجه شود.
البته، ایران، تصور می‌کند از چنین فشارهایی با توجه به روابط دوستانه با چین که از نظر صنعتی قدرتمند و از نظر اقتصادی شکوفاست، گذر خواهد کرد؛ در حقیقت، دولت ایران، حساب زیادی روی چین باز کرده است و رسانه‌های ایران نیز گزارش‌های جالبی از معجزهء چین مطرح می‌کنند.
در عمل نیز، شرکت پتروشیمی چین و ایران در حال نهایی کردن برنامهء توسعهء حوزهء نفتی یادآوران هستند که ارزش این معامله 100 میلیارد دلار است. البته یک رویکرد پس‌زنندهء نسبت سرمایه‌گذاری خارجی در ایران وجود دارد که تنها براثر شرایط سیاسی و عقیدتی طرف ایرانی نسبت به سرمایه‌گذاری خارجی شکل گرفته است. با توجه به ذخایر وسیع ایران، کمپانی‌های نفتی خارجی مشتاقند با توجه به شرایط تجاری سخت در میادین ایران درگیر شوند. (در ایران امروز کمپانی‌های اکتشافی به صورت خودکار از حق استخراج منابع کشف شده برخوردار نمی‌شوند. کمپانی‌های اکتشافی موفق برای توسعهء میادین کشف شده‌شان باید در مناقصهء دولتی شرکت کنند و هیچ تضمینی برای موفقیت آن‌ها در مناقصه وجود ندارد.»
با این حال، ادعاهای جاری ایران، علایق تجاری بین‌المللی در ایران را به مخاطره افکنده است. محمد میرمحمدی از اعضای محافظه‌کار مجلس علیه آن‌چه بهره‌برداری خارجی از منابع ایران قلمداد کرده، سخن گفته است. این موضوع، تمام جنبه‌های سرمایه‌گذاری خارجی را در بر می‌گیرد. نمایندگان مجلس ایران همچنین علیه معامله موبایل با شرکت ترک سل به ارزش سه میلیارد دلار و همچنین کنسرسیوم ترک که راه‌اندازی فرودگاه بین‌المللی جدید تهران را برعهده داشت، موضع‌گیری کرده‌اند. کمپانی‌خودروسازی فرانسوی رنو نیز که زمان و پول قابل توجهی را روی برنامه ساخت اتومبیل «مگان» در ایران که قرار است از طریق سرمایه‌گذاری مشترک عملی شود هزینه کرده است، با برخی مشکلات مواجه شده است. همین امر برای ایران مسیر بدل شدن به یک اقتصاد قدرتمند منطقه‌ای را سخت می‌کند. انزواطلبی، سرمایه‌گذاران بالقوه را (حتی از جهان اسلام) دور می‌کند. با قوانین تجاری که هر روز سخت و سخت‌تر می‌شود صبر و تحمل سرمایه‌گذاران به زودی تمام می‌شود.
علاوه بر این، ایران نمی‌تواند تنها به چین تکیه کند. شکوفایی،اقتصادی چین به تقاضای جهانی فزاینده برای اقلام تولیدی این کشور وابسته است، چیزی که ایران و دیگر کشورهای ضد آمریکایی نظیر سوریه، کره‌ءشمالی و ونزوئلا قادر به تامین آن نیستند. چین منافع تجاری قابل توجهی در صنعت نفت و پتروشیمی ایران دارد. اما به بهای رشد اقتصادی خود از ایران حمایت نخواهد کرد. سیاست انزواطلبانه ایران با منافع چین سازگار نیست به ویژه اگر به بحران انرژی ختم شود و بهای نفت را بالا ببرد.
همچنین باید به خاطر داشت که بحران نفت دههء 70 جهان را وادار کرد، مصرف نفت خود را بهینه کند و به تبع آن قیمت نفت پایین آمد و به بحران‌هایی در اقتصاد کلان کشورهای خلیج‌و ایران دامن زد. چین و هند روی برنامه‌هایی سرمایه‌گذاری کرده‌اند که مصرف انرژی آنان را بهینه کند. انرژی‌های جایگزین برای نفت، نظیر انرژی خورشیدی، سرمایه‌های قابل توجهی را بسیار بیش از گذشته، به خود جذب کرده است.
علاوه بر این چین، روسیه و پاکستان هیچ دلیل استراتژیکی برای ماندن در کنار ایران در آیندهء نزدیک ندارند، ‌هیچ شانسی برای یک اتحاد تجاری ـ نظامی میان این کشورها که آمریکا و اروپا را با چالش مواجه کند وجود ندارد.
رفاه ایرانیان
بیشتر ایرانیان در فعالیت‌هایشان احساس شکوفایی و رونق نمی‌کنند. 50 درصد جمعیت 70 میلیونی ایران زیر 25 سال دارند. ایران به منظور حفظ نرخ بیکاری در سطح کنونی یعنی حدود 11 درصد باید سالانه یک میلیون شغل جدید ایجاد کند. اما باید توجه داشت که نرخ بیکاری بسیار بیشتر است. این در حالی است که مهاجرت نیز سیرصعودی را طی می‌کند.
درآمد سرانهء ایران در سال 1977 یعنی قبل از انقلاب معادل درآمد سرانهء اسپانیا بود. در آن زمان ایران شش میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کرد. امروز درآمد سرانه یک سوم آن چیزی است که در گذشته بود و تولید نفت دو سوم سطح تولید 1979 و طبقهء متوسط با تورم فزاینده، فرصت‌های شغلی ناکافی و دستمزدهایی که ارزش آن مدام کاهش می‌یابد، منکوب شده است.
براساس تخمین‌های رسمی، متوسط استانداردهای زندگی از زمان انقلاب تاکنون 20 درصد کاهش پیدا کرده است.
علاوه بر این، شکاف رشد یابنده‌ای میان اقلیت ثروتمند و اکثریت فقیر شکل گرفته است. در این مورد باید توزیع درآمد نامتعادل را به حساب آورد. گروه‌های فقیر و یا با درآمد متوسط حتی شاهد افول و سقوط بیشتری از آن‌چه میانگین‌ها نشان می‌دهد، هستند؛ در حالی که ثروتمندترین نخبگان حتی از آن‌چه نشان داده می‌شود، ثروتمندتر هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات