* به نظر شما وضعیت انستیتوها و مؤسسات تحقیقاتی و مراکز کردستانشناسی در ایران و جهان چگونه است؟
** وضعیت انستیتوها و مؤسسات تحقیقاتی و کردستانشناسی در ایران و جهان هم متفاوت است. در ایران به دلیل کمتوجهی دولت به مقوله کرد و کردستان و عدم اختصاص بودجه و امکانات برای راهاندازی موؤسسات تحقیقاتی و کردستان شناسی و همچنین نوعی بدبینی مردم و فعالان فرهنگی و سیاسی به فعالیتهایی در قالب تشکلهای دولتی تا کنون در این زمینه اتفاق خاصی نیفتاده است. آسیبشناسی این وضعیت هم ضرورتی انکارناپذیر است. فعالان سیاسی و فرهنگی کرد لازم است این نکته را دریابند در جهان مدرن امروز با تولد NGO ها و ورود آنها به میادین فرهنگی و سیاسی، خط بطلانی برروی فعالیتهای تحقیقاتی و فرهنگی که بایستی از سوی دولتها صورت گیرد کشیده است و این NGO های مستقل هستند که در کشورهای مختلف و با اجازه رسمی بخش عمدهای از این فعالیتها را اداره میکنند. ما کردها بخصوص در ایران بایستی به این مساله توجه جدی نشان دهیم و نباید منتظر شد تا مثلاص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا وزارت علوم و آموزش عالی مراکز تحقیقاتی و کردستانشناسی برای ما راهاندازی کنند.
بایستی محققان و اندیشمندان کرد خود در پی آن باشند، به عنوان مثال در بخشهای مختلفی مثلاص در دانشگاه کردستان، مرکز کردستانشناسی راهاندازی شده است و فعالیتهای نسبتاص خوبی هم دارد و یا در جاهای دیگر کم و بیش از این نوع فعالیتها به چشم میخورد که بدلیل عدم ارتباط منطقی بین فعالان سیاسی و فرهنگی و مسئولان دولتی تاکنون این مسیر همان مسیر توهم و بدبینی و عدم درک متقابل و نفی دیگری را طی میکند و متاسفانه همچنان این روند ادامه دارد که بهنظر من ما بیشترین هزینه را میپردازیم چون در شرایط تاریخی و سیاسی که مردم کرد در این دوران قرار دارد لازم است تجدیدنظری جدی برروی این مسائل داشته باشیم شاید فرصتهای طلایی سر راه ما سبز میشوند اما آنان که توسعه و تحولات و ترقی و تعالی را در کردستان نادیده میگیرند و همچنان با ادبیات کلاسیک سالهای دور با مردم کرد صحبت میکنند مانع دستیابی ما به این فرصتها میشوند. شما ببینید ما در تهران بعد از 5 سال تلاش و کوشش توانستیم اولین مجوز تاسیس یک NGO غیردولتی بهنام انستیتو فرهنگی کردستان را در سال 1379 که فضای ایران فضایی نسبتاص باز بود بگیریم.
در این مدت از سوی مسئولان و دستگاههای غیرفرهنگی تحت فشار بوده و هستیم و در این 5 سال امان از یک درصد حمایت و کمک دولتی به این NGO که هیچ، مانع فعالیتهای ما هم میشوند که نمیخواهم به آنها بپردازم و از سوی بعضی از دوستان کرد هم مورد شماتت قرار گرفتیم که به طعنه می گویند »رفتهاند و از دولت مجوز گرفتهاند و ...« با این شیوه رفتار که در طرفین دولت و مردم وجود دارد و فعالیت فرهنگی و تحقیقاتی در ایران فعلاص روزگار خوبی ندارد. در خارج از کشور در کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان، سوئد، انگلیس، بلژیک و چند کشور دیگر انستیتوهای کرد و مراکز فرهنگی مختلفی فعالیت میکنند آنها هم در بین احزاب کردی تقسیم شدهاند و در زیر سایهاحزاب کردستان فعالیت خود را ادامه میدهند. ما چهار سال پیش در یک میزگرد تلویزیونی با ماهوارهمیدیا مدیران انستیتو کرد در تهران، آلمان، بلژیک، فرانسه و آمریکا پیشنهاد یک مرکز مشترک دادیم که راهاندازی شود که متاسفانه تاکنون این اتفاق نیفتاده است. البته ما روابطی فرهنگی با همدیگر داریم و بیشتر در کردستان عراق نشستهایی غیر رسمی برگزار میکنیم.
* وضعیت نشر کتاب و مطبوعات به زبان کردی چگونه است؟
** وضعیت چاپ ونشر در مناطق کردنشین ایران نسبتاص خوب است تعریف این روند به توانمندیهای فرهنگی و مطبوعاتی خود کردها بر میگردد که تا چه اندازه در این میدان توانمند هستند مشکلی که مردم کرد در ایران دارند و بالاجبار بایستی تسلیم آن شوند دو زبانه بودن این مردم است یعنی ما مجبوریم با این دو زبان کتاب بنویسیم مطبوعات ما اکثراص دو زبانه هستند این رویه شاید نوعی توانایی این مردم باشد که همزمان با دو زبان میتوانند تولید فکر و اندیشه نمایند و شاید به نوعی هم دو زبانی قدرت و توانایی مردم را مهار کرده که نتوانستهاند در یکی از زبانها بیشتر موفق شوند. به هر حال در مساله چاپ ونشر کتاب ما مجموعاص در سال حدود 100 تا 150 عنوان به زبانهای کردی و فارسی کتاب منتشر میکنیم که تا رسیدن به استانداردهای جهانی و حتی ایرانی فاصله فراوان است و اصلاص در شان ومنزلت فرهنگی مردم کرد نیست که بایستی این مساله آسیبشناسی شود چرا باید چاپ و نشر کتاب تا این حد در سطوح پائین باشد.
در زمینه مطبوعات اکنون در چهار استان کردنشین کشور ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی حدود 60 هفتهنامه، ماهنامه، فصلنامه و ... منتشر میشود این تعداد شاید بخش عمدهای از تواناییهای مطبوعاتی کردها باشد اما نمیتواند جایگاهی مطبوعاتی برای کردها در ایران تعریف کند. ملتی با جمعیتی بین 8 تا 10 میلیون نفر در ایران میبایست در زمینه مطبوعات بیش از آنچه امروز تولید میکند آمار ارائه میکرد ملتی که هنوز فاقد روزنامهدر این کشور است که صدایش را به گوش دیگر هموطنانش برساند شایستگیهایش زیر سوؤال رفته است و بایستی این زخمها درمان شوند و جایگاه این مردم در فضای مطبوعات کشور دگرگون شود.
* به نظر شما موانع و مشکلات توسعهؤ زبان کردی در ایران کدام است؟
** مانع اصلی زبان کردی در ایران به سیاستهای دولت بر میگردد که به دلیل عدم اجرای ماده 15 قانون اساسی این مشکل اساسی همچنان 27 سال است جامعهما با آن دست وپنجه نرم میکند. مردم کرد این امکانات را ندارند یا این اجازه را ندارند که خود در مدارس زبان کردی را تدریس کنند این امکانات وسیع دولتی را میطلبد و جز دولت از عهدهملت خارج است امیدواریم مسئولان کشور روزی از این تنگ نظری عبور کنند وبه قانون اساسی مراجعه ونسبت به تحقق تدریس زبانهای محلی از جمله کردی در کنار زبان رسمی کشور که فارسی است جامهعمل بپوشانند، چرا که ایران کشور موزائیک زبانها و لهجههای مختلف است و نادیده انگاشتن آنها هزینههای فراوانی برای کشور در پی خواهد داشت و بایستی روزی به این تبعیضات پایان دهیم چرا مردم ایران و اقوام ساکن در این کشور نتوانند زبان مادری خود را در کنار زبان فارسی در یک سیستم آموزش امروزی یاد بگیرند و دهها چرای بیجواب دیگر ...
* برای توسعه و گسترش و نیز آموزش زبان کردی چه اقدامات و راهحلهایی مفید میتواند باشد؟
** چون زبان کردی به نوعی برای دیگر هموطنان ایرانی زبانی ناشناخته است و متاسفانه تاریخ و مکتوبات چند قرن گذشته که حاصل تلاش و رنجهای فراوان دانشمندان و شاعران و نویسندگان کرد است از دید فارسزبان، ترکزبان،عربزبانان ایرانی بازمانده و آنها نمیدانند که ما صاحب چه گنجینههایی در زمینههای شعر، ادبیات داستان و... هستیم. مثلاص ایرانیها نمیدانند که ملای جزیزی در کردستان ترکیه،نالی، شیخ رضا طالبان، مولوی کرد و... در قرنهای گذشته چه شاهکارهایی به زبان فارسی خلق کردهاند که کمتر از شعرای پارسی زبان نیست. بخش عمدهای از عدم معرفی زبان کردی و آؤار این زبان به ساکنان ایران به ما کردها بر میگردد که نخواستهایم یا نتوانستهایم این رسالت تاریخی را به انجام رسانیم و اکنون در دنیای انفجار اطلاعات ما با همهتحولات در جهان آشنا هستیم اما در کنار دست ما در ایران صد نفر ملای جزیزی، نالی یا مولوی کرد را به خوبی نمیشناسند تا به عظمت زبان کردی هم پی ببرند. طرح این مثال شاید بیربط با این مشکل تاریخی زبان کردی نباشد.
در بهار سال 1383 استاد شکور مصطفی دبیر فرهنگستان زبان کردی در کردستان عراق سفری به ایران داشتند و پیرامون گسترش روابط فرهنگستان زبان کردی و فرهنگستان زبان فارسی دیداری با آقای حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان فارسی داشتند و من صحبتهای آنان را برایشان ترجمه میکردم. من قبل از دیدار به ماموستا شکور مصطفی گفتم که این آقای حداد عادل به دلیل عدم شناخت از زبان کردی معتقد است که زبان کردی زبان نیست بلکه لهجه است... پیشنهاد کردم که یک جلد قرآن کردی ماموستا ههژار را به ایشان هدیه کنیم و به او بگوییم که زبانی که قدرت ترجمه قرآن کریم را داشته باشد به راستی زبان است نه لهجه. این اتفاق هم افتاد. در بخش نخست گفتوگو دکتر حداد عادل لهجه را برای زبان کردی تکرار میکرد. وقتی دلایل علمی و گزارش مبسوط ماموستا شکور مصطفی را شنید قبول کرد و اعلام آمادگی نمود برای گسترش روابط فرهنگستان زبان فارسی و کردی همکاریهایی صورت گیرد. این مثال را زدم که بگویم زبان کردی در ایران با اینکه زبان حدود یکهفتم جمعیت کشور است یعنی در ایران از هر هفت نفر یک نفر به زبان کردی صحبت میکنند، هنوز ناشناخته مانده است و این وظیفه روشنفکران و فعالان فرهنگی و دانشگاهی است که میتواند از موانع توسعه و گسترش زبان کردی عبور کنند و جایگاهی در شان زبان کردی برایش تبیین نمایند.
* انیستیتو کرد تهران در این زمینه (توسعه زبان کردی، مطالعات و حمایت از تحقیقات کردشناسی و...) چه اقداماتی انجام داده و یا در دست انجام دارد؟
** انیستیتو کرد در تهران به عنوان یک NGO در حد توان و امکانات خود گامهایی برداشته است اما تا رسیدن به تحقق برنامهها فاصله فراوان است. در سال 1381 اولین کنفرانس علمی زبان کردی را در تهران با حضور شخصیتهای علمی و فرهنگی داخل و خارج برگزار کردیم. هیاتی با رای شرکتکنندگان، تحت عنوان شورای علمی زبان کردی در ایران از تمام لهجههای مناطق کردنشین برگزیده شدند. 2 ویژهنامه پیرامون زبان کردی چاپ شد و چندین جلسه هم در تهران برگزار نمودیم و گامهای خوبی برداشته شد. اعضای شورای علمی زبان کردی به دعوت فرهنگستان زبان کردی سفری به کردستان عراق داشتند و در نشستی دو روزه مسائل مختلف زبان کردی مورد بررسی قرار گرفت و بیانیهای بین شورای علمی زبان کردی ایران و فرهنگستان زبان کردی کردستان امضا شد اما به دلایل سیاسی و مانعتراشیها این تلاشها فعلاص مسکوت مانده است. انیستیتو از کمک به مطبوعات دانشجویی و دیگر نشریاتی که ناشر زبان کردی هستند دریغ نداشته است.
همچنین تا کنون بیش از هزاران جلد کتاب و مجله به زبان کردی از طریق کردستان عراق در ایران توزیع کردهایم که برای شناخت بیشتر مردم از زبان کردی مؤثر واقع شدهاند. از آنجا که کلیه فعالیتهای ما در زمینه مسائل کردستان است آنچه در توان داشتهایم در خدمت NGO های مناطق کردنشین و مراکز فعال و دانشجویانی که پایاننامههایی پیرامون زبان کردی داشتهاند گذاشتهایم و امیدواریم در آینده با عبور از بحرانهای مختلف بتوانیم بیشتر در این زمینه خدمت نماییم.