سیدحسین شهرستانی
پرونده هستهای ایران، اکنون به نقطهای حساس و سرنوشتساز رسیده است. چرا که اولاً سرانجام پای این پرونده به شورای امنیت باز شده و طرف غربی امکان مانور بیشتری پیدا کرده است و ثانیاً ایران رسماً خود را به عنوان یکی از کشورهای دارای چرخه کامل سوخت هستهای به جهان معرفی کرده و از این حیث جایگاه محکمتر و مطمئنتری دارد.
این دو اتفاق هریک به پیچیدهتر شدن و پرشتاب شدن تحولات پرونده هستهای ایران کمک میکنند و هر دو به یک اعتبار، میزان تنش و اختلاف را میان ایران و غرب، افزایش میدهند.
در این بین، نکتهای که نباید از آن غفلت ورزید، ضرورت ادامه فعالیت دیپلماسی کشورمان با وجود شرایط مذکور است. برخی احساس میکنند که چون ما به چرخه سوخت دست یافتهایم، پس چیزی برای مذاکره وجود ندارد و یا اینکه کشیده شدن پای ایران به شورای امنیت به هر شکل، پایان دیپلماسی است.
به نظر میرسد این سخن در مواقعی کاربرد سیاسی خواهد داشت و میتواند در یک چارچوب تعریف شده استفاده گردد؛ اما در اصل باید در آن تجدیدنظر شود. راهحل مسأله هستهای ایران، «دیپلماسی فعال» در عین پایداری و مقاومت است؛ روشی دیپلماتیک که تلاش میکند تا هزینههای استفاده ایران از فناوری هستهای به حداقل برسد. البته این دیپلماسی نه از طرف مردم و نه از طرف نظام، اجازه مصالحه و عقبنشینی ندارد و نباید به هر قیمت از ورود به مراحل بعدی، جلوگیری کند.
راهحل پرونده هستهای ایران نه در انفعال دیپلماتهای تکنوکرات نهفته است و نه در شور و شر سیاستمردان کم حوصله. راهحل، خروج از انفعال و پرهیز از ماجراجویی است که در واقع با هم سنتز «دیپلماسی فعال» را میسازند.
از طرفی نباید در مقابل تهدیدهای دشمن عزت و غرور و منافع ملی خود را فدا سازیم و از طرف دیگر اجازه نداریم کشور را بیهوده به ورطه خطر بیندازیم. لذا باید در بررسی هزینه ـ فایده دقیقی که بر مبنای «آرمانگرایی» و «مصلحتسنجی» توامان باشد، برنامه زمانبندی شده مشخصی چید تا تحرک دیپلماسی کشور را جهت بخشد.
در عین حال باید توجه داشت که استفاده از تجربیات تیم هستهای گذشته تیم جدید، هم در رمزگشایی الگوی رفتاری طرف غرب و آژانس کمک خواهد کرد و هم از تکرار خطاهای آزموده شده جلوگیری میکند.
به نظر میرسد اکنون پس از ارائه گزارش آقای البرادعی به شورای امنیت، باید از طریق دیپلماسی، وزن سیاسی خود را در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام، و نیز میزان کنترل خود بر جریان انتقال انرژی از خاورمیانه و از همه مهمتر میزان همسویی و همنوایی ملتها و برخی دولتهای منطقه با آرمان انقلاب ایران را به دنیا نشان بدهیم. ما باید به غرب بفهمانیم که هزینه فشار علیه ایران، بالاتر از آن است که به صورت عدد و رقم بتوان آن را تخمین زد و محاسبه کرد.
انقلاب اسلامی، امروز از همیشه قویتر است و در عین حال منطقه وسیعی از کشورهای اسلامی را به لحاظ ایدئولوژیک و در مواردی به لحاظ سیاسی هدایت و جهت دهی میکند. جبهه مقاومت در برابر متعرضان به جمهوری اسلامی، بسیار گستردهتر از مرزهای ایران است و به تعبیر رهبر مقتدر انقلاب: «در صورت تعرض به ایران، همه منافع مهاجمان در هر نقطه جهان لطمه خواهد دید.»
در هر صورت، باید توجه داشت که واقعیت پویایی و تأثیرگذاری آرمان انقلاب اسلامی چه در داخل و چه در خارج مرزهای ایران، بزرگترین و مهمترین عامل بازدارنده و دستمایه ایران در دفاع از منافع خود در برابر غرب است.