تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۶  ، 
کد خبر : ۹۱۰۷۷
بررسی پرونده 13 آبان

برنده ایران بود یا آمریکا؟


دو هفته پس از آن که محمد رضا شاه برای معالجه وارد نیویورک شد و سه روز پس از مذاکره مهندس بازرگان، ابراهیم یزدی و مصطفی چمران با زیبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر در الجزایر که آینده روشنی در زمینه مناسبات آینده ایران و آمریکا ترسیم شده بود، تهران آبستن یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات تاریخ سیاسی خود شد. چهارصد دانشجو و مردمی که ساعت 10 صبح روز 13 آبان به خاطر اعتراض به سیاست‌های آمریکا به سمت دانشگاه تهران در حرکت بودند، ناگهان تغییر مسیر داده و وارد سفارت آمریکا شدند و طی آن، 72 کارمند سفارت را گروگان گرفته و سفارت را به تسخیر خود درآوردند.
این دومین بار پس از پیروزی ملت ایران در انقلاب 57 بود که چنین واقعه‌ای برای سفارت آمریکا پیش می‌آمد. چرا که پیش از آن هم در بهمن 57، نزدیک به 150 نفر از نیروهای چپ و افراد موسوم به چریک فدایی با این اعتقاد که اسناد ساواک به سفارت آمریکا منتقل شده و با تحریک یکی از روزنامه‌های باکو، به آنجا حمله کرده بودند که با میانجیگری بزرگانی مانند شهید بهشتی، غائله پایان یافت. حادثه گروگانگیری تأثیری شگرف بر سیاست جهان، به‌ویژه کشور آمریکا گذاشت، به‌طوری که در انتخابات بعدی و پس از گذشت یک سال از حادثه در انتخابات ریاست جمهوری 1980، کارتر با سرخوردگی تمام نتوانست رأی مردم را به خود اختصاص دهد و رونالد ریگان، به سمت ریاست جمهوری رسید، خبر از زلزله‌ای می‌داد که توسط حادثه‌ای به ظاهر کوچک و در یکی از کشورهایی که تاچندی پیش غلام دست به سینه‌ای بیش برای اهداف آمریکا در منطقه نبود، به وقوع پیوست.
در همان زمان روزنامه اشپیگل در تحلیلی که با توجه به حادثه مزبور نوشته بود، گفت: زمانی ایالات متحده می‌توانست تصمیم بگیرد که چه کسی در ایران بر مسند قدرت بنشیند، اما امروز و در سال 1980، آیت‌اللهی در تهران می‌تواند سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را تعیین کند و به راستی نیز چنین شد. گری سیک در کتاب خاطراتش از دیدار قطب زاده، وزیر امور خارجه وقت ایران و «همیلتون جردن»، رییس کارکنان کاخ سفید، در 28 بهمن ماه در پاریس خبر داده و می‌گوید: پس از دیدار سه ساعته که به‌طور پنهانی برگزار شده بود، قطب زاده در جواب جردن که راه‌حلی برای پایان بحران خواسته بود، پیشنهاد می‌دهد: راه‌حل ساده است، شاه را بکشید. این سخن، نشانگر اوج ضعف و فرسودگی برخی طراحان دولت موقت است که وقتی نتوانسته بودند دانشجویان را نسبت به عقاید خود متقاعد کنند، در صدد پاک کردن صورت مساله و ارایه راه‌حل دفعی برای موضوع برآمدند.
بنی صدر نیز در نخستین مصاحبه پس از ریاست جمهوری‌اش با اعتراض به استقلال دانشجویان می‌گوید: ما در ایران دو نوع حکومت داریم، یکی حکومت دانشجویان پیرو خط امام، و دیگری شورای انقلاب و چنین وضعی قابل قبول نیست. کارتر در چهارم فروردین 59 در نامه‌ای محرمانه خطاب به امام نوشت: ما آماده پذیرش حقایق جدید که مولود انقلاب ایران است، می‌باشیم. این امر همچنان هدف و آرزوی ماست. زیرا من تصور می‌کنم که ما هدف واحدی را که صلح جهانی و برقراری عدالت برای همه ملل است تعقیب می‌کنیم. که در همان زمان، امام هم دستور انتشار این نامه محرمانه را دادند که افتضاحی سیاسی برای کارتر بود.
بازتاب
گفتنی است یک روز پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مهدی بازرگان، نخست وزیر دولت موقت ایران با ارسال نامه‌ای برای بنیانگذار جمهوری اسلامی در اعتراض به این گروگانگیری استعفای خود و اعضای کابینه‌اش را اعلام کرد. در پی متن این استعفا را می‌خوانید:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
حضور محترم حضرت آیت‌الله العظمی امام روح‌الله الموسوی الخمینی دامت برکاته، با کمال احترام معروض می‌دارد پیرو توضیحات مکرر گذشته و نظر به این که دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف‌نظرها، انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و اینجانب مدتی است غیر ممکن ساخته و در شرایط تاریخی حساس حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نمی‌باشد، بدین‌ وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌داند کلیه امور را در فرمان رهبری بگیرند یا داوطلبانی را که با آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد مأمور تشکیل دولت فرمایند.
با عرض سلام و دعای توفیق
مهدی بازرگان14/8/85

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات