سرویس ترجمه: قرار است روسیه میزبانی گروه 8 را برعهده بگیرد. اگرچه تا آن موقع فرصت کافی برای روسها باقی است، اما آمریکاییها از هم اکنون نگران مواضع مستقلانه مسکو در قبال برنامه هستهای ایران و سایر مسایل بین المللی میباشند.
این دلشوره و نگرانیهای آنان ناشی از دوران خوش و طلایی همزیستی مسالمتآمیز با بوریس یلتسین می باشد که دوران آب شدن یخهای پس از پایان جنگ سرد را برای آنها فراهم نمود. حال آنکه رییسجمهور روسیه این مسأله را با صراحت اظهار نمود که خود را مخاطب این فرمان میداند که مجد و عظمت و قدرت روسیه را به قبل از فروپاشی دهه 1990 برگرداند حتی اگر یک چنین رویهای علیه واشنگتن باشد. او خواستار توسعه سرمایهگذاری در صنایع نظامی ارتش روسیه شد و در عین حال از پایان رقابت تسلیحاتی دوران جنگ سرد سخن به میان آورد.
مواضع و سخنان پوتین در واقع تکذیب واضح و شفاف مواضع دیک چنی بود که مسکو را به دلیل حمایت نکردن از دموکراسی و نیز استفاده از انرژی به عنوان سلاح استراتژیم به شدت مورد انتقاد قرار داده بود. در مقابل دولت بوش خود را آماده میکند تا در اجلاس سران گروه هشت پاسخ مناسبی به وی بدهد. دولتمردان آمریکا معتقدند که یلتسین برخلاف آنکه در میان مردم خود منفور بود اما در میان غرب چهرهای محبوب به شمار میرفت، در حالی که پوتین در میان مردم خود از محبوبیت برخوردار است، اما غربیها بویژه آمریکاییها چندان دلخوشی از او ندارند.
پوتین به عنوان رییسجمهور کشوری که دومین قدرت تولید کننده نفت و رقیب سرسخت بین المللی در کسب هیدروکربنها می باشد، در حالی قرار است میزبانی گروه دی8 را برعهده بگیرد که با هویتهای غریبانهای در مقابل غرب به عرض اندام پرداخته و در عین حال در چالش با ایالات متحده درباره موضوعهایی از جمله چگونگی برخورد با ایران هستهای و دولت جدید حماس میباشد. روسها هرگز از استراتژی تهدید ایران توسط اروپا و آمریکا حمایت نمیکنند زیرا با یک حرکت چند منظوره به سرمایهگذاریهای خود در ایران نیز میاندیشند، بخصوص همراهی روسیه به ایران به عنوان تولیدکننده قدرتمند نفت نیز بر اهمیت نفوذ روسیه در آسیا میافزاید.
لذا روسیه دوران پوتین، نه تنها تهدیدی علیه تحریمهای ارویپا بر ایران است، بلکه تهران را در بسیاری از مسایل نظامی و دفاعی در مقابل تهدیدات خارجی نیز مورد حمایت قرار داده است.
مسکو علاوه بر ایران با رقیب دیرینه دوران جنگ سرد خود یعنی چین تا آن جا نزدیک شده که نه تنها بهرهبرداریهای واشنگتن را از اختلافهای گذشته آنها خنثی نمود بلکه روابطی استراتژیک را در صحنه بینالمللی و منطقهای حتی در قالب سازمان همکاریهای شانگهای به منصه ظهور رساند.
تفاوت میان یلتسین و پوتین به سادگی و براساس شبهات و یا آن چه که به نظر میرسند نیست، بلکه افزایش 400 درصدی قیمت نفت از زمان پایان حیات سیاسی یلتسین، باعث ایجاد شرایط متفاوت برای باز شدن سیاست خارجی روسیه گردید، زیرا یلتسین بیش از پیش بر کمکهای صندوق بینالمللی پول متکی گردید. اما پوتین با درآمدی معادل 113 میلیارد دلار از صادرات نفت و نیز 30 میلیارد دلار از صادرات گاز، جهش بزرگی را در عرصه اقتصادی و سیاسی و نمایش چهره بینالمللی روسیه ایجاد کرد.
حال ممکن است این دلیلی باشد بر اینکه تقاضای جهانی نفت خبر بدی برای فعالان دموکراسیخواهی غرب بوده و تصور شود آنها در شرایط اتحاد جماهیر شوروی سابق نگهداشته است، اما شرایط مسکو و شخص پوتین در حال حاضر به گونهای است که بوش همچنان به دنبال جلب نظر وی در دست کشیدن از حمایت ایران میباشد.
وضعیت رفاهی و اقتصادی بیش از 50 درصد مردم در شرایط مطلوب قرار دارد و در طی سالهای ورود پوتین به صحنه سیاسی و افزایش قیمت نفت و گاز صادراتی از رفاه قابل توجهی برخوردار شدند. درآمد حاصله برای یک خانواده 4 نفره به بیش از سه هزار دلار در ماه رسید و تعداد تلفن همراه از 12 تلفن همراه برای هر 100 نفر روسی در سال 2002 به عدد 88 رسیده است. همچنین فروش ماشینهای خارجی به 60 درصد در سال گذشته افزایش یافته است.
نرخ فقر از 41 درصد به 20 درصد در طی سالهای 1999 تا 2002 بر اساس آمار بانک جهانی کاهش یافت. مطالعات اخیر حتی این را کمتر از 20 درصد اعلام کردهاند. این وضعیت به استحکام موقعیت پوتین نیز منجر شده است. به طوری که محبوبیت وی به مرز 80 درصد رسیده است.
پوتین در سالهای اخیر، حلقه محاصره را درباره سازمانهای غیردولتی N.G.Oها تنگتر کرده است تا از این طریق کنترل بیشتری بر منابع طبیعی و دیگر صنایع استراتژیک اعمال نماید.
این در حالی است که دولت بوش با توجه به احساس ناخوشایند و نگرانیهایی از جانب روسیه و دخالتهای آن در کشورهای همجوار و همسایهاش، اقدام به برخورد و خط و نشان کشیدن برای پوتین نمود. به طوری که دیک چنی معاون بوش طی سخنانی غیرمتعارف پوتین را متهم به محدود ساختن حقوق شهروندان نمود و هشدار دارد که مسکو نباید در امور داخلی همسایگانش دخالت کند.
آندره میلیخین، مدیر بزرگترین سازمان نظرسنجی به نام رومییر مونیتورینگ میگوید: نظرسنجیها نشان میدهد که اکثر مردم به دلیل مصرف بیشتر احساس بهتری از شرایط کنونی ندارند. همگان نگران تورم، افزایش 12 درصدی قیمتهای مسکن و اجارهخانهها میباشند.
اما با وجود تمامی این مسایل، پوتین در پی احیای امپراتوری روسیه قبل از دهه 1990 میباشد.
میلیخین با اشاره به نقشهای میگوید: چگونه حوادثی مانند بحران گروگانگیری مدرسه سبلان در 2004 هیچ گونه تأثیری بر محبوبیت رو به افزایش او نگذاشت در حالی که بسیاری از روسها از شرایط تجاری و رونق اقتصادی کسب و کارشان و فرصتهای افتصادی که به ثبات و امنیت شغلی آنها منجر شده است راضی و خشنود به نظر می رسند. مثلا سرگئی کوزنتسف 32 ساله، یک شهروند روسی که برای زندگی بهتر عجله دارد، به فروش سوسیس در یک دکه کوچک واقع در بازار روز در گولاک مشغول بود، کاری بسایر سخت و طاقت فرسا، به دلیل تغییر شرایط و بحران 1998 زمانی که دولت به طور موقت پرداخت غرامتهای قروض بدهکاران را لغو کرد و نیز ارزش روبل را تا 30 درصد کاهش داد، اما افتصاد روسیه بسیار سریعتر از آن چه که می توان تصورش را کرد به رشد جهشی رسید.
کوزنتسف با کمک همسرش و نیز دوستش با خرید یک ماشین کمباین، و با کنار گذاشتن شغل سوسیس فروشی، به کسب و کار خود رونقی سریع بخشید تا جایی که محصولاتی چون تخمآفتابگردان و سایر محصولات روغنی و ذرت و سویا را به بازار عرضه کرده و درآمد سرشاری از این راه به دست آورده است. او ضمن خرید دانههای روغنی از کشاورزان در روستوو، 250 مایل دورتر از محل زندگی خود، آنها را با کمباین خود دور میکند و پس از تف دادن، آنها را در شهرها و شهرکهای اطراف میفروشد.
امروزه، شرکت معتبر تخمه فروشی کوزنتسف با درآمد سالانهای بالغ بر یک میلیون دلار از شهرت بسیاری برخوردار است.
او درباره پوتین میگوید که او بهترین است و جانشینی برای او نیست، زیرا او برای ما ثبات و امنیت آورد ه در کار بازار تجارت ثبات بسیار مهم است.
جوانان خوشبین ترین افرادی هستند که نسبت به آینده بسیار امیدوارند زیرا نسلی جدید از شرایط جدید و بیاطلاع از شرایط ایدئولوژیکی مستبدانه گذشته میباشند. و النتینازاگربلینا 25 ساله، از همین نسل است. او در حالی که از میدان لنین میگذرد، بسیار شاداب و با اعتماد به نفس بلند قد به نظر میرسد. او مدیر یک شعبه بانک به نام K.M.B واقع در گولاک میباشد که کارش وام دادن به صنعتگران کوچک و کارآفرینان میباشد. زمانی که او شعبه بانک را باز کرد، 21 سال داشت و دارای مدرک لیسانس از کالج هنرهای شهر خود بود، بدون آنکه تجربه کارهای مالی داشته باشد. طی دو سال اولی که او این بانک را باز کرد حدوداً 70 درصد سرمایه اش به کار افتاد. اما اکنون شعبه بانک گولاک K.M.B از مرز 000/600 دلار تا 2 میلیون دلار وام میدهد و تعداد وام گیرندگان آن به دو برابر افزایش یافتهاند. او میگوید که همه مردم میخواهند کاری و شغلی برای خود برپا کنند.
لئونید بازاروف که به شغل رستوران دارای در نزدیکی یک سینما مشغول است، میگوید: ابتدا وام گرفتن برای ما سنگین بود اما اکنون بانکها با تسهیلات وبهره بسیار کم مشوق ما شدهاند و از دهه 1990 تاکنون مغازه من ده برابر اندازه قبلیاش شده است.
تثبیت سرمایه و درآمد توسط دولت به عنوان پشتوانه وامهای پرداختی به مردم و نیز با ارزش اضافی بودجه تا 7 درصد درآمد ناخالص ملی، رشد سریع، رونق و پویایی به اقتصاد مردم در تمام عرصهها بخشیده است.
اما اقتصاددانان نگران هستند که کرملین هنوز نتوانسته است با سالهای انباشتگی سرمایه در جهت مدرنیزه کردن صنایع خود و حذف بروکراسی و یا بهبود وضعیت کیفی سرمایهگذاری خود را همراه و هماهنگ سازد. بویژه که روسیه برای سالهای بسیار دور آینده نیز همچنان بر درآمد نفت متکی خواهد بود.
ایوان سبزیگواری، یک کارشناس اقتصادی در بانک سازندگی بازسازی و توسعه در لندن، ضمن اظهارات فوق، می گوید: روسیه با سالهای صنعتی و توسعه فاصله بسیاری دارد.
پوتین نیز قول داده که در سال جاری، خدمات اجتماعی و رسیدگی به امور دارو و درمان مردم را در صدر برنامههای خود قرار بدهد.
اکنون روسیه دوران پوتین تلاش دارد تا ضمن آن که فاصله دوران یلتسین را با دوران جدید هر چه سریعتر پشت سر بگذارد و عقبافتادگیهای پس از فروپاشی را جبران نماید و در عین حال به دنبال احیای قدرت گذشته دوران جنگ سرد با ارزشهای جهان کنونی میباشد.