شاهرخ سلطان احمدی*
سخنان اخیر جعجع، رئیس هیأت اجرایی نیروهای لبنانی در گفتگو با روزنامه لبنانی السفیر که پس از مذاکرات نبیه بری، رئیس مجلس لبنان در حاشیه گفتگوهای آشتی ملی در خصوص سرنوشت خبرنگار و سه دیپلمات ایرانی که بیست و چهار سال پیش ربوده شدند و اقرار وی مبنی بر کشته شدن چهار شهروند جمهوری اسلامی به دست نیروهای فالانژ، گذشته از صحت و سقم آن به عنوان یکی از مقامهای بلندپایه این نیروها، بازتاب گستردهای در رسانههای خارجی و داخلی داشت، اگر چه مسبوق به سابقه بود و پیش از این نیز توسط بعضی نیروهای فالانژ مانند روبیر حاتم و راجی عبده تکرار شده بود، اما اعلام آن به طور آشکار برای اولین بار توسط فرمانده پیشین این نیروها را نمیتوان نادیده گرفت با توجه به این نکته که معمولاً افراد سعی میکنند حتی الامکان در مظان اتهام قرار نگیرند اعتراف سمیر جعجع چه مفهومی دارد و با چه انگیزهای دست به چنین اقدامی زده است؟
در سال 1369 ایلی حبیقه فرمانده بخش امنتی نیروهای فالانژ در زنان اسارت دیپلماتهای ایرانی طی یک بیانیه رسمی اعلام کرد این چهار تن به دستور جعجع به شهادت رسیدهاند و جعجع نیز مدعی است مسئولیت کشته شدن آنها متوجه حبیقه است. به هر حال با ترور و عدم اخذ اطلاعات حبیقه به طور رسمی پرونده بیشتر در محاق فرو رفت. آنچه که مسلم است جعجع در سال 1982 از رهبران اصلی و تصمیم گیرنده و با نفوذ شبه نظامیان فالانژ بوده و با حبیقه در قالب یک گروه واحد عمل میکردند و عملیاتهای تروریستی بسیاری در سابقه خود دارند.
اینک سخنان جعجع به عنوان رئیس هیأت اجرایی نیروهای لبنانی در صحنه سیاسی لبنان از منظری دیگر باید مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد که بدون ارتباط با رویدادهای گذشته، حال و آینده نیست.
فالانژها پیوندهای تاریخی مستحکمی با رژیم صهیونیستی دارند و جعجع یک مهره قدیمی آنهاست. قضیه بوده شدن این چهار تن از ابتدا یک توطئه مشترک بین فالانژها و اسراییلیها بوده است لذا در واکنش به هر حرکتی در این پرونده بیست و چهار ساله باید هوشمندانه عمل کرد تا برخی از جریانات دخیل در پرونده نتوانند ما را از مسیر کشف حقیقت منحرف سازند، برای کشف حقیقت سرنوشت دیپلماتهای ایرانی باید اجزای متعدد پازل در کنار یکدیگر قرار گیرند و موضوع براساس مستندات در یک طرح جامع حقیقت یابی شود.
هویت افراد شاخص نیروهای فالانژ که در این آدم ربایی و مراحل بعدی آن نقش داشته اند مشخص است و باید دقت کنیم جای آدمها عوض نشود و به سراغ آدمهای اصلی برویم.
با شرح آنچه که گذشت این سؤال به ذهن متبادر میگردد که جعجع به چه انگیزهای حقیقت را وارونه جلوه میدهد و از آن چه سودی میبرد؟
ادعای جعجع درست در زمانی مطرح میشود، که قرار است در چارچوب مرحله دوم تبادل اسراء بین حزبالله و رژیم صهیونیستی سرنوشت دیپلماتهای ایرانی نیز روشن شود.
موضوعی که تهران با توجه به روابط خود با حزبالله باید روی آن تأکید نماید و سید حسن نصرالله نیز قول داده از آن چشمپوشی نخواهد کرد.
جعجع با سوابق وابستگی به صهیونیستها در راستای اهداف آنان گام برمیدارد و اعلام خبر کشته شدن چهار دیپلمات توسط فردی در حد جعجع آنها را از باز کردن یک کلاف پیچیده که خودشان آن را گره زدهاند می رهاند و از دیپلماتهای ایرانی در بند خود به عنوان برگ برنده نهایی استفاده میکنند، صهیونیستها قصد دارند با اعلام شهادت این عزیزان روشن شدن سرنوشت آنان را از چارچوب مذاکرات حذف کنند و از روند کنونی خارج شوند تا بتوانند قدرت چانه زنی خود را در مذاکرات تبادل اسرا بالا ببرند و از سوی دیگر سرنوشت رانآراد را به یک سویه دنبال کنند.
در جریان تبادل گروگانهای غربی در لبنان در سال 69 ابتدا قرار بود در روند آزادسازی که با کمک و مساعدت جمهوری اسلامی و وساطت سازمان ملل صورت گرفت سرنوشت دیپلماتهای ایرانی روشن شود اما براساس اطلاعاتی که اسراییل به خاویر پرز دکوئیار ارایه کرد بدون اخذ ضمانت کافی در خصوص روشن شدن سرنوشت اتباع ایرانی، تمامی گروگانهای غربی در لبنان آزاد شدند.
سخنان اخیر جعجع دستمایه یک بازی تبلیغاتی صهیونیستهاست که میتوان آن را به عنوان یک عملیات روانی ارزیابی کرد که قصد دارند با جریانسازی تبلیغاتی افکار عمومی دنیا را فریب دهند و زمینه مناسب را برای تحمیل نظرات خود فراهم آورند، لذا ما برای خنثیسازی عملیات فریب صهیونیستها باید هوشمندانه عمل کنیم. رسانههای گروهی غرب در بیست و چهار سال گذشته کمترین عکسالعملی حتی به ظاهر و خنثی نسبت به روشن شدن سرنوشت دیپلماتهای ایرانی نداشتهاند اما سخنان جعجع در رسانههای گروهی غرب انعکاس داشت و حتی خبرگزاری آسوشیتدپرس آن را به نقل از روزنامه لبنانی السفیر مخابره کرد که با دقت و انطباق با حوادث گذشته، جریانسازی تبلیغاتی صهیونیستها کاملاً مشهود است.
آنها همواره از این روش برای حفظ منافع و پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند اما اینکه چرا این خبر تحت پوشش گسترده رسانههای گروهی ما قرار گرفت جای تأمل دارد.