تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۲  ، 
کد خبر : ۹۱۰۹۶

فرهنگ سیاست و عوام‌پروری


محمد زمانی
فرهنگ سیاست عوام‌گرایی است!
فرهنگ عبارت است از سنت های دینی ـ مذهبی، قومی ـ ملی، بومی و نژادی و باورها و اندیشه های صحیح و ناصواب که در طول سالهای متمادی ملکه ذهن شده و خود را در آداب و معاشرتهای فردی ـ اجتماعی نشان می‌دهد.
سیاست، تدبیر اداره جامعه است که می خواهد با همین فرهنگ، مسلط بر محیط شود؛ و از آنجا که سیاست همیشه توسط سیاستمداران و نخبگان تدوین و مکتوب می شود و دوگانگی سنت و مدرنیزم همواره با هم تقابل داشته و در جاهایی دافع یکدیگر می شوند، از همین رو به هنگام تحریر برای تدبیر امور، عوام گرایی را چه در شکل مدرنش و چه در شکل سنتی اش مشاهده می کنیم. سیاست در ذاتش عوامگرایی و عوام پروری هم دارد و می‌پروراند چون به آن نیاز دارد.
فرهنگ سیاست، غیر از مکتب و اندیشه های سیاسی مانند لیبرالیزم و کمونیسم، یا امپریالیسم و صهیونیزم است؛ اینها تئوری اندیشه سیاست برای تدوین و تحریر سیاستند که می خواهد با این اندیشه های افکار عمومی را بخرد و قدرت سیاست را بدست آورد و در بازی سیاست همیشه برنده و پیروز شود.
از آنجا که ذائقه‌شناسی در بدست آوردن افکار عمومی دربازی سیاست شرط مهم وصول به این نتیجه است، لذا عوام گرایی و نیز عوام پروری در سیاست یک فرهنگ می شود؛ فرهنگی که همه سیاستمداران از آن برای نیل به اهداف سیاسی، از آ‹ بهره برده و می برند و چنین استفاده ای، محدوده اش همه نظام های سیاسی در تمامی کشورها است. منتها هر جامعه ای که فهم سیاسی اش بهتر باشد، از عوارض سوء عوام گرایی ایمن‌تر است.
همین فرهنگ برای سیاستمداران در وضعیت های مختلف و فراز و نشیب هایی که در جامعه هست یا خلق می شود، در جهت تجمیع قدرت و حفظ آ‹ وسیله برنده و برنده ای می شود و آنان با سوار شدن بر موج عوام گرایی، گاهی حاکمیت سیاسی را هم کسب می کنند و از همین درگاه، زاد و ولدهایی هم می کنند و از همین درگاه، زاد و ولدهایی هم می کنند! از جمله پدیده ظهور و حضور لمپنیسم سیاسی ـ لمپن های عرصه سیاست ـ (یعنی چاقوکش ها، نوچه ها و بزن بهادرها) در میدان سیاست است. از همین زاویه یعنی عوامگرایی و عوام پروری در سیاست، لمپنیزم سیاسی هم متولد شد و رشد کرد. امثال شعبان بی مخ و گروهش؛ یا چماق بدستانی که تظاهرات ضد رژیم شاه رابرهم می زدند از مصادیق وطنی است.
همین طور ظهور هیتلر در آلمان نازیسم، تنها با همین حربه، یعنی فرهنگ عوام گرایی بود که توانست آتش یک جنگ عظیم را هم شعله ور کند و فاشیسم از همین زاویه متولد شد.
از طرفی حذف یا نادیده گرفتن حاشیه‌نشین‌ها (حاشیه‌نشین‌های اقتصادی و سیاسی)، سخره گرفتن باورهای مذهبی و ملی، تنگ کردن دایره سیاست در جمعی محدود و نادیده گرفتن توده‌های عوام در کارزار سیاست و از درگاه "کافه‌نشینی" نسخه سیاسی برای اداره شهر پیچیدن، روی دیگر سکه عوام‌گرایی است که سوغات فرهنگ غیر بومی هم محسوب می‌شود.
از همین رو در تقابل‌ها و تزاحم‌های سیاسی همین امر (توسل به عوام‌گرایی) به یک اسلحه هدف‌گیر برای طیف مخالف مبدل می‌شود و می‌تواند و توانسته است برنده بازی سیاست شود.
مصداق آن در داخل، حضور سیاسی جمعی نامتجانس با شعار "اصلاح‌طلبی" که به مدت 8 سال قدرت سیاست را به دست آورد، می‌باشد. اما از آنجا که اولا خودشان اصلاح نشده "میدان اصلاح‌طلبی" را برعهده گرفتند و ثانیا "حاشیه‌نشین‌ها" را ندید گرفته و به صورت "کافه‌نشینی" نسخه سیاست و اداره کشور را تحریر کردند و به توده‌های عوامی که غالبا "نان و امنیت" می‌خواهند، توجه نکرده و یکباره شعار جامعه مدنی آن هم از نوع دمکراسی در فرانسه را سر دادند اما طیف مقابل ـ که جامعه هیچ شناخت اساسی از آن نداشت ـ توانست با همین اسلحه پیروز میدان انتخابات شود.
فرهنگ سیاست، یعنی عوام گرایی و عوام پروری در دستور العمل ها و سخنرانی ها و برنامه ها و قوانین نیز حضور دارد، یعنی قدرت سیاست در بازی سیاسی، بدون آن نمی تواند محکم باشد!
از آنجا که ما هنوز به دنبال دمکراسی هستیم و مبارزه برای دمکراسی همچنان ادامه دارد، تناسب و همگرایی در مدرنیزم ـ که به سرعت در حال نفوذ و رشد است ـ لازمه تحول و تکامل دمکراسی است و تحقق این مهم، فقط به فهم و هوش سیاسی عوام بستگی دارد.
تا ضریب "فهمیدن" در نزد توده های عوام بالا نرود، عوام گرایی هم هست و وقتی آن باشد عوام پروری نیز هست. بالا بردن ضریب "فهمیدن" در نزد عوام نیز توسط اندیشمندان صادق و سیاستمداران سالم محتمل و ممکن است.
در غیر این صورت همیشه "قدرت سیاست" در "بازی سیاسی" مایل است که از این فرهنگ (عوام گرایی و عوام پروری) به مثابه یک اسلحه استفاده کند و عامدار آگاهانه نیز به همین فرهنگ در اشکال و نظریه های گوناگون دامن زده و به رشد و تقویت آن کمک می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات