یک کارشناس مسائل آمریکا و صاحب نظر در مسائل بینالملل گفت: اینکه آمریکا تنگه هرمز را ببندد و یا بر آن تسلط یابد در حد حدس و گمان است و مطمئناً اگر در خلیج فارس درگیری رخ دهد پیروز آن میدان، آمریکا و حتی کشورهای حامی آن در خلیج فارس نخواهند بود.
دکتر علیرضا داوری کارشناس و صاحب نظر در مسائل بینالملل در گفت و گو با مهر با بیان اینکه امروز تمام تلاش آمریکا و اسرائیل این است ضمن آنکه ایران را تهدیدی برای صلح و ثبات جهانی بخوانند جمهوری اسلامی را دشمن اعراب خطاب کرده و برای بزرگنمایی خطر ایران برای منطقه خلیج فارس تلاش کنند، گفت: در واقع آمریکا و اسرائیل با شعلهور کردن آتش فتنه بین اهل تسنن و شیعیان در تلاش برای تحقق خواستههای خود از برخورد با ایران طی هر شرایطی هستند.
وی افزود: ورود 20 هزار نیروی آمریکایی به منطقه، حضور دو ناو هواپیمابر (که یکی ظرف ماه آینده وارد خلیج فارس میشود)، استقرار موشکهای پاتریوت، رفت و آمدهای سران کاخ سفید به منطقه خاورمیانه، بازداشت 5 دیپلمات ایرانی در اربیل عراق، به راه انداختن جنگ روانی با هجمه گسترده علیه ایران و تلاش برای اتحاد بین خود و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نشان از استراتژی و سیاست گسترده کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی ایران است.
این کارشناس مسائل آمریکا با بیان اینکه زیادهگویی نئومحافظه کاران آمریکایی درباره نقش ایران در عراق و گره زدن ناآرامیهای این کشور به تأثیرگذاری تهران سبب شده تا تحولات منطقه وارد فاز جدیدی شود، اظهار داشت: این عوامل باعث دورتر شدن از واقعیتهای جاری عراق و منطقه محسوب میشود.
وی ادامه داد: اصرار واشنگتن در بزرگنمایی نقش تهران در بیثباتیهای عراق عاملی است که آمریکاییها یا تأثیرگذاری مستقیم کشورهای عرب منطقه از جمله اردن، مصر و عربستان را در عراق نادیده بگیرند یا مجبور به مماشات با آنها شوند.
داوری تصریح کرد: این در حالی است که نقش ایران در استقرار ثبات در عراق یک نقش کلیدی است و این مسئله به خاطر وجود اشتراکات فرهنگی مذهبی و... بین ملت ایران و عراق است که آمریکا ناچار است با آن کنار آید.
وی افزود: از سوی دیگر امروز آسیبهای جدی سیاست آمریکا در عراق خود را نشان داده و مقامات کاخ سفید در تلاشند تا با ربط دادن ایران به مسئله عراق در مسیر غیر واقعی حرکت کرده و خود را به دلیل گرفتاری در ناآرامیهای عراق و گاه افغانستان و نیز شدت گرفتن تعارضهایش با تهران از این حالت خارج نمایند.
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اینکه از تساهل غیرمنطقی و تسلیم طلبانه در برابر واقعیت نقش مخرب برخی دولتهای عربی در اوضاع عراق که اکنون به وضعی غیرقابل کنترل رسیده است گفت: در این حال باجدهی غیرضروری به آنها و متحدانشان در داخل عراق که عموماً در صف تروریستها یا حامیان آنها در عراق عمل میکنند، قابل کتمان نیست، مصداق این مدعا نیز گرایشهای اعلام شده برای بازگشت بعثیها به ساختار قدرت در عراق است که سفر کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده به منطقه در واقع نوعی واکنش در برابر ایران به بهای انفعال بعید در قبال دولتهای عربی است که طی دست کم 10 سال گذشته مورد انتقاد مستقیم واشنگتن قرار داشتهاند.
وی ادامه داد: رایس در سفر اخیرش به منطقه به نفع عربهای منتقد دولت نئومحافظهکار ایالات متحده چند امتیاز مهم را تقدیم کرد که عبارتند از برجسته کردن دوباره نقش برخی دولتهای عربی از جمله مصر و عربستان در تحولات جاری خاورمیانه، دور شدن از استانداردهای موردنظر واشنگتن درباره دولتهای میانهرو و تندرو از حیث نزدیکی و دوری این دولتها به استانداردهای دموکراتیک و دولت مدرن، تشویق گرایشهای مخالف با دولت کنونی عراق به نفع تمایلات دولتهای عربی و دور شدن از متحدان سنتی خود ازجمله شیعیان و اکراد عراقی به سود جریانهایی که به عقیده دولتهای عربی طی چند سال اخیر در صحنه قدرت عراق منزوی بودهاند.
داوری با بیان اینکه رفتار کنونی واشنگتن عقبنشینی از مواضعی است که ایالات متحده برای کسب آن تا ژانویه سال 2007 دست کم مجبور به تحمل سه هزار کشته جنگی شده است، گفت: چنین رفتاری به سرخوردگی عوامل مخالف رژیم بعث در عراق از جمله شیعیان و کردها منجر شده و نیز برخی گرایشهای نوگرا در منطقه را که تصور میکردند واشنگتن به تدریج از دولتهای متحد خود در خاورمیانه فاصله میگیرد و به سود گسترش دموکراسی در این منطقه عمل میکند، دلسرد و سرخوردهتر از هر زمان خواهد کرد.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: این روزها در خصوص جنگ طلبی آمریکا دیدگاههای مختلفی وجود دارد که سیاستمداران کاخ سفید را به سرک کشیدن و دخالت در دیگر کشورهای دنیا و حتی قربانی کردن اتباع آمریکا وسوسه کرده است. اما اینکه آمریکا تنگه هرمز را ببندد و یا بر آن تسلط یابد در حد حدس و گمان است مطمئناً اگر در خلیج فارس درگیری رخ دهد پیروز آن میدان آمریکا و حتی کشورهای حامی آن در خلیجفارس نخواهند بود.
وی افزود: تهدید امنیتی علیه ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، جریان ارسال چهل و چند درصدی نفت و انرژی دنیا را با تهدید مواجه میکند و این برای تمام دنیا و منطقه نمیتواند مفید باشد خلیج فارس و تنگه هرمز استراتژیکترین منطقه انرژی در دنیا به حساب میآید وجود ناامنی در این منطقه میتواند اقتصاد جهانی و روند جریان انرژی را دچار مشکل سازد.
داوری با بیان اینکه مطمئناً آمریکاییها بر این مسئله اعتقاد دارند که تأمین امنیت این آبراه استراتژیک همواره و در طول چند دهه گذشته در اختیار ایران بوده است و اکنون نیز ایران بر تأمین امنیت آن تأکید فراوانی وجود دارد گفت: بستن و یا تسلط بر هرمز از سوی کاخ سفید فعلاً منتفی است مگر اینکه دو کشور دچار جنگی فراگیر شوند که آن هم در شرایط فعلی منتفی است.
وی ادامه داد: در حال حاضر پاشنه آشیل آمریکا در منطقه باتلاق عراق است که حتی مشکلات گسترده این امر به مجلس سنا و کنگره آمریکا نیز کشیده شده است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران میتواند سیگنالهایی که هر چند ضعیف از سوی آمریکا برای حل بحران عراق دریافت میکند را وارد فاز امتیاز کرده و در خصوص بسیاری از مشکلات موجود بین دو کشور از آن بهرهبرداری نماید.
آمریکا در موقعیت تحمل بحران جدید نیست
همچنین یک کارشناس روابط بینالملل نیز اظهار داشت: خلیج فارس که تنگه راهبردی هرمز را در برگرفته، استراتژیکترین نقطه خاورمیانه و از مهمترین گذرگاههای دنیاست. محمد کیارشی افزود: این منطقه ژئوپلتیک در طول تاریخ برای بیگانگان اهمیت داشته و از آنجا که برخورداری از نفت بر اهمیت ژئواستراتژیک آن افزوده، کشورهای سلطهگر به طور دائم در اندیشه حاکمیت بر آن بودهاند.
این دیپلمات سابق کشورمان، به سیاستهای آمریکا و انگلیس برای تسلط بر خلیج فارس به عنوان شاهراه انرژی دنیا اشاره و اضافه کرد: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایالات متحده تلاش گستردهای کرد تا به جای دولت بریتانیا بر این منطقه حاکمیت یابد. وی گفت: آمریکا توانسته بود از طریق پیوند با رژیم گذشته، بدون پرداخت هرگونه هزینه ایران را در جهت تأمین منافع خود به خدمت گرفته و در حقیقت از این طریق بر منطقه خلیج فارس و به ویژه تنگه استراتژیک هرمز سیطره یابد.
کیارشی در پاسخ به اینکه آیا احتمال دارد آمریکا برای در اختیار گرفتن حاکمیت خلیج فارس و تنگه هرمز، دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند، گفت: تنگه هرمز هیچگاه مورد تهدید جمهوری اسلامی نبوده که آمریکا بخواهد به بهانه حفظ امنیت آن لشکرکشی کند.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: آمریکا پس از سقوط کمونیسم، ایجاد خاورمیانه جدید را در دستور کار دولت بوش پدر قرار داد و بوش پسر، این استراتژی را از طریق حمله به عراق در جهت تحقق خاورمیانه بزرگ به عنوان فاز دوم نظم نوین جهانی پیگیری کرده است.
وی تصریح کرد: سران کاخ سفید بدون در نظر گرفتن منافع دیگران برای تأمین منافع خود در سراسر دنیا تلاش میکنند و بر اساس حقوق بینالملل ایران میتواند به عنوان کشوری که با امنیت خلیج فارس ارتباط مستقیم دارد، اجازه ندهد آمریکا به اهداف خاورمیانهای دست یابد.
نماینده اسبق ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی اظهارداشت: ایران بر حقوق خود پافشاری میکند و اگر آمریکاییها نیز در تضییع حقوق ملتها اصرار کنند، نتیجه آن اصطکاک و درگیری است ولی دموکراتها و کمیته بیکر – همیلتون که به خوبی میدانند آمریکا در موقعیت تحمل بحران جدید نیست. بحث لزوم در نظر گرفتن منافع جمهوری اسلامی و مذاکره را مطرح کردهاند.