علی تتماج: دولتمردان غرب که گرایش دوبارهای را به کشورهای عربی آغاز کردهاند با نگاهی دوگانه به فعالیتهای هستهای در منطقه، به حمایت از خواست این کشورها برای دستیابی به دانش هستهای پرداخته اند، در حالی که در لوای آن اهداف توسعه طلبانهای را اجرا میکنند.
به رغم آنکه دولتهای غربی و آمریکا در برابر فعالیتهای هستهای ایران موضعی خصمانه]اتخاذ کردهاند در اقدامی سیاسی به حمایت از طرح کشورهای عربی برای دستیابی به فنآوری هستهای پرداختهاند. در این راستا در کنار درخواست ممالک عربی (بویژه حوزه خلیج فارس) مبنی بر لزوم داشتن دانش هستهای، آمریکا و اروپا رسما از این طرحها حمایت کرده و بر اجرای آن نیز تاکید کردهاند. با عنایت به اینکه از یک سو غرب به رغم از دست دادن جایگاه خود در خاورمیانه و انزجارهای عمومی از آنها، همچنان بر حفظ منافع در این مناطق تاکید دارد از سوی دیگر آنها پیش از این هر گونه وجود فنآوری هستهای در منطقه را مردود میدانستند و بدینبهانه دربرابر ایران قرار گرفتهاند، این اقدام غربیها بیش از آنکه جنبه واقعگرایانه داشته باشد ناشی از طرحهای بلند مدت آنها برای خاورمیانه است که با اهداف متعددی صورت میگیرد.
1) از چالشهای آمریکا در خاورمیانه افزایش اعتراضات به سیاستهای آمریکا و تلاش برای دوری دولتمردان عرب از این کشور است. آمار نشان میدهد که 95 درصد ملتهای عرب، آمریکا و رژیم صهیونیستی را بزرگترین دشمنان خود میدانند. در همین حال سیاستهای ضد آمریکایی در این ممالک سبب گرایشهای مردمی به گروههای اسلامگرا (بویژه شیعه) گردیده که تهدیدی جدی برای منافع آمریکا قلمداد میشود. (پیروزی اسلامگرایان در لبنان، بحرین، مصر) با توجه به گرایش دوباره آمریکا و غرب به خاورمیانه (برای پایان بحرانهایشان در منطقه) نیاز اولیه آنها جلب رضایت دوباره ملتهای عرب میباشد که رایزنیهای متعدد با سران این کشورها، حمایت در عرصه جهانی و در نهایت تاکید بردستیابی این کشورها به دانش هستهای بخش های اصلی این سیاست را تشکیل میدهند.
2) نکته قابل تامل در حمایت غرب از فعالیتهای هستهای کشورهای عربی، همزمانی آن با طرح صلح خاورمیانه میباشد که هم اکنون آغاز گردیده است. غرب که از سوی محافل سیاسی و بینالمللی برای پایان بحران در خاورمیانه تحت فشار قرار دارد بر آن است تا با بهرهگیری از ظرفیتهای کشورهای منطقه برای این مهم گام بردارد. (اجلاسهای برگزار شده در نیویورک، دیدارهای مکرر مقامات غربی از خاورمیانه، نشست اردن، دیدار کشورهای حوزه مدیترانه با اتحادیه اروپا و در نهایت نشست کویت و... در این چارچوب بوده است.) آنها با دادن امتیازات به کشورهای عربی برآنند تا آنها را به روند صلح در خاورمیانه (برقراری روابط با رژیم صهیونیستی) وارد سازند که اعلام حمایت از فعالیتهای هستهای این کشورها بخشی از این طرح است. (دیدارهایی میان برخی سران عرب با رژیم صهیونیستی و غربیها برگزار گردیده که نتیجه امتیازات اعلام شده از سوی غرب میباشد.)
3) غرب در حالی به حمایت از فعالیتهای هستهای اعراب میپردازد که در نقطه مقابل در برابر فعالیتهای هستهای ایران صفبندی نموده و آن را مانع امنیت جهانی میداند. آنها بر این ادعایند که این فعالیتها موجب ایجاد رقابت هستهای در خاورمیانه میگردد که بحران را در آن تشدید میکند. آنان که تاکنون نتوانستهاند منطقه را علیه فعالیتهای هستهای ایران قرار دهند، برآنند تا براعلام حمایت از فعالیتهای هستهای کشورهای عربی اولا عامل گرایش اعراب به فنآوری هستهای را نه نیاز این کشورها به دانش روز بلکه نتیجه رقابت هستهای معرفی نمایند ثانیا در افکار عمومی جهان چنان وانمود سازند که آنها مخالف دانش هستهای نمیباشند و از آن حمایت میکنند و عدم همکاری آنها با ایران به دلیل ماهیت غیر صلحآمیز آن است (غربیها در حالی این سیاست را پیگیری میکنند که به تعهدات خود برای اهدای دانش هستهای به اعراب پایبند نبوده و در ازای آن امتیازات فراوان را طلب میکنند).
4) جلوگیری از گرایش کشورهای منطقه به برقراری روابط با سایر بازیگران بویژه چین و روسیه به بهانه همکاری هستهای از سیاستهای غرب میباشد (اکنون کشورهایی نظیر مصر خواستار همکاری با مسکو و پکن برای تحقق اهداف هستهای است). آنها برآنند تا با اعلام حمایت از طرحهای ممالک عربی ضمن کسب امتیازاتی از گرایش آنها به کشورهای دیگر جلوگیری نمایند.
5) نکتهای که در قبال حمایت غرب از فعالیت هستهای کشوریهای عربی میتوان مورد ارزیابی قرار داد، همزمانی آن با تشدید فشارهای بینالمللی برای مهار فعالیتهای هستهای غیر صلحآمیز رژیم صهیونیستی است. آمریکا با این بهانه که منطقه در حال هستهای شدن است، برخورداری صهیونیستها از بمب هستهای را توجیه و حتی به تقویت آن میپردازد. در حالی که هرگز به ماهیت صلحآمیز فعالیت سایر کشورها و غیر صلحآمیز بودن عملکرد رژیم صهیونیستی اشاره ای نمیکند.
در نهایت می توان گفت که هر چند آمریکا و غرب تلاش دارند تا از گرایشهای کشورهای عربی به دانش هستهای به عنوان ابزاری برای تحقق اهدافشان بهرهبرداری نمایند (حتی حضور بلند مدت در منطقه برای حفظ امنیت جهانی) اما سیر تحولات حکایت از این واقعیت دارد که خاورمیانه به رغم داشتن ذخایر عظیم انرژی به این اصل رسیده که نیاز به دانش هستهای امری الزامی است و باید برای دستیابی آن تلاش داشت. این گرایش با تاکید بر همگرایی منطقهای بدون وابستگی به بازیگران خارجی میتواند ضمن توسعه منطقه، خنثی کننده توطئههای غرب باشد که خواست ملتهای منطقه است.