آقای خاتمی که در دوران قبل از ریاست جمهوریاش- در سال 1370 – فاتحین قاره آمریکا را مشتی ماجراجو و چاقوکش که فرهنگ بی پایه و اساس را با تکنولوژی و زور در هم آمیختهاند خوانده بود. (1) 6 سال پس از آن- 1376 – و پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان نماینده حلقه کیان و مدعیان اصلاحات! در مصاحبه با سی ان ان همان فاتحان و مهاجران بی فرهنگ اروپایی که مشهور به پیورتین میباشند، دیندارانی آزادی خواه دانست که برای حفظ دین و آزادی خویش به قاره آمریکا پا نهادند و پیاده شدن آن مهاجران بر صخره پلیوت (اولین صخرهای که نخستین مهاجران بر آن پیاده شدند) را به عنوان آزادی مذهبی یاد میکند. (2) و اولین جنایتکار آمریکا، آبراهام لینکلن را مشهورترین شهید آمریکا که جان خود را در راه شرف و آزادی داد توصیف نمود. (3) او پس از گذشت 9 ماه از مصاحبه با سی ان ان، طی سفری به آمریکا در جمع خبرنگاران اظهار میدارد: «آمریکا و آمریکاییها برایم فوق العاده جالبند، واقعاً به طور بسیار جدی مایلم یک ماه را در این شهر بگذرانم تا معماری آن را بررسی کرده و با آمریکاییها صحبت کنم.» (4) گر چه این فرصت یک ماهه در دوران 8 ساله ریاست جمهوریاش میسر نشد ولی وی توانست در شرایطی که دشمنی آمریکا علیه ایران به اوج خود رسیده ، بوش در یک اقدام قرون وسطایی با اعمال زور و خشونت در جهت محروم کردن ایران اسلامی از دانش هستهای میکوشد و از سفر دانشگاهیان و مسؤولان نظام اسلامی به آمریکا جلوگیری میکند و رسماً از مناظره با رئیس جمهور ایران طفره رفته و در عین حال ما را به تروریسم متهم میسازد، با مجوز رسمی شخص بوش (5) وارد فرودگاه جان اف کندی شده، با خودروهای تشریفاتی از باند فرودگاه به محل اقامت هتلش در نیویورک منتقل شود. (6) سرویس امنیت دیپلماتیک وزارت امور خارجه آمریکا مسؤولیت حفاظت از وی را در این سفر به عهده میگیرد. (7) هر چند وی در این سفر نتوانست به آرزوی اقامت یک ماهه در آمریکا جامه عمل بپوشاند ولی توانست طی پانزده روز اقامت در آن جا در شهرهای مختلف آمریکا گشت و گذاری داشته ، با کشیشها، شخصیتهای علمی سیاسی و رسانههای آن کشور گفت و گوهایی داشته باشد. هر چند قبلاً روزنامههای مدعی اصلاح طلبی از دیدار وی با کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا سخن به میان میآوردند ولی بنابر آخرین خبرها کارتر از پذیرش وی خودداری کرده است. (8)
در حاشیه سفر آقای خاتمی به آمریکا نکاتی چند قابل تأمل است:
1-هزینه سنگین این سفر پانزده روزه با جمع کثیری از همراهان از چه منبعی تأمین میشود: دولت ایران، دولت آمریکا، بودجه شخصی ویا مرکز گفت و گوی تمدنها؟
با توجه به اظهارات سخنگوی دولت «سفر ایشان غیر دولتی و خصوصی است. سفرهای خاتمی رسمی، دولتی، حکومتی نیست بلکه غیر دولتی است.» (9) و با توجه به این که مرکز گفت وگوی تمدنها نیز دولتی نبوده و بودجه دولتی ندارد باید مشخص شود که این هزینه بسیار سنگین از کجا تأمین میشود!
2- در حالی که دولت بوش برای کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت که قصد شرکت در اجلاس رسمی سازمان جهانی بهداشت را داشت و نیز غلامعلی حداد عادل که سال گذشته به نشست جهانی رؤسای مجالس کشورهای جهان دعوت شده بود ویزا نداد و در ماه گذشته دهها نفر از اعضای انجمن دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف را از فرودگاه به کشور خودشان برگرداند، جورج دبلیو بوش شخصاً دستور صدور ویزای سفر به آمریکا را برای سید محمد خاتمی صادر و هدف از آن را چنین ذکر کرده است «میخواهم بدانم افراد درون حکومت ایران چگونه فکر میکنند.» (10) آقای ایلین کیپسون از مسؤولان سابق اطلاعات آمریکا و رئیس کنونی مرکز تحقیقات هنری سیستمون، دیدار خاتمی از کشورش را فراهم آوردن فرصتی برای اصلاح طلبان ایرانی دانسته تا پلهای ارتباطی میان ایران و غرب بنا کنند. (11)
یکی از تحلیل گران سیاست خارجی روزنامه واشنگتن پست درباره این سفر مینویسد: «اعطای ویزای آمریکا به خاتمی بدان معنا است که دولت آمریکا میخواهد نشان دهد با وجودی که تلاش میکند محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران را به خاطر نقض قطعنامه سازمان ملل و میل به نابودی اسرائیل منزوی کند، درها را به روی اصلاح طلبانی چون خاتمی که خواستار مطبوعاتی آزاد، آزادی سیاسی و گفت وگو با جهان هستند نخواهد بست.» (12)
3- دستاورد اصلاحطلبان از سفر خاتمی
پس از روی کار آمدن دولت اصولگرای احمدینژاد که شعار کار و تلاش و مجاهدت را پیشه خود ساخته و از ورود در مباحث جنجالبرانگیز سیاسی مشمئزکننده امتناع میورزد، نوعی آرامش مطلوب بر جامعه و زندگی مردم حاکم شده و دیگر از آن جنجالها و بحرانهای ساختگی 8 سال دولت اصلاحات خبری نیست. از سوی دیگر تجربه نشان داده است که مدعیان اصلاحطلبی در فضای آرام جامعه نمیتوانند عرض اندام بنمایند و بیشتر رشد آنها در فضای آلوده بحرانهای ساختگی سالهای گذشته بوده است. از این رو اگر فضا بر همین منوال ادامه یابد- به رغم داشتن دهها روزنامه و هفتهنامه و افزوده شدن تعداد دیگری در دولت جدید – مرگ سیاسی آنها قطعی است و در انتخابات خبرگان و شورا که در پیش رو داریم بخت با آنها نخواهد بود آنها پنداشتند که با سفر طولانی مدت خاتمی و انعکاس خبرهای آن در مطبوعات میتوانند هم خبر موفقیتهای ایران را در عرصههای نظامی و علمی تحتالشعاع قرار دهند و هم خبر اعلام آمادگی دکتر احمدینژاد برای مناظره با بوش که به عنوان مهمترین خبر در رسانههای جهان مطرح بود. از سوی دیگر اظهارات تنشزایی آقای خاتمی درباره گروگانگیری جاسوسان آمریکایی در سال 58، تطهیر و تقدیس کارتر (رئیسجمهور اسبق آمریکا)، تصریح به عدم لزوم نابودی اسرائیل و... چه بسا موجب خشم مردم و برخی نیروهای اصول گرا خواهد گردید و اظهارات آنها میتواند دستمایهای برای مظلوم نمایی مدعیان اصلاح طلبی در دفاع از شخص آقای خاتمی گردد؛ پروژهای که طی دو هفته گذشته در مطبوعات آنها به اجرا گذاشته شد و با بیانیه مجمع روحانیون مبارز به اوج خود رسید.
ولی به نظر میرسد این گونه تحرکات هر چه افزایش یابد یک تحرک داخلی است که بی شباهت به خرید و فروش دوره گردها برای گرم کردن بازارشان نیست.
4- دستاوردهای آمریکا از سفر خاتمی
1-4 زیر سؤال بردن انقلاب اسلامی و سیاستهای امام(ره) و تطهیر سیاستهای کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا
آقای خاتمی در مصاحبه با فایننشال تایمز گذشته کارتر که یک پارچه ظلم و تجاوز و آدمکشی و حمایت از خاندان سلطنت پهلوی و عوامل مزدور آن است را مبارزه با فقر و خشونت دانسته و عملاً با تطهیر کارتر فرمایشات امام راحل (ره) درباره کارتر را زیر سؤال برده است!
2-4 بی بی سی در بخش خبری خود مدعی شد که خاتمی گفته است نیروهای آمریکایی باید تا زمانی که دولت عراق بتواند کنترل خود را بر کشور برقرار کند در این کشور بمانند چرا که به اعتقاد وی نمیتوان عراق را به شورشیها واگذار کرد. این رادیو به نقل از روزنامه یواسای تودی از آقای خاتمی گفته است تهران و واشنگتن دشن [دشمن] یکدیگر نیستند و این که تهران و واشنگتن در عراق منافع مشترک دارند. خاتمی معتقد است نیروهای آمریکایی باید تا زمانی که دولت ضعیف عراق برای کنترل بهتر صاحب قدرت نشد، در عراق بماند. چرا که دولت تازه تشکیل یافته عراق را نمیتوان با تروریستها و شورشیان رها کرد. تاکنون این اخبار از سوی آقای خاتمی تکذیب نشده است!
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.