تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۰  ، 
کد خبر : ۹۱۱۲۹

رمز گمشده مدعیان اصلاحات!

احمد تشکر مقدمه: جریان‌های سیاسی در طول تاریخ فراز و نشیب‌های بسیاری داشته‌اند و انحصار بردار هم نیستند. آن چه مهم به نظر می‌رسد شیوه‌های مراقبت یا بازآفرینی آن‌ها توسط پدید آوردندگان یا حامیانشان می‌باشد که گاه با معیارهای منطقی و معنی‌دار و با رویکرد تبدیل نقاط ضعف به قوت آن‌ها صورت می‌پذیرد و یا به عکس، که می‌توان گفت جریان اصلاح طلبی با ترجمان دولت و مجلس گذشته در شمار این جریانات محسوب می‌گردد.

با عبور از این مقدمه آن چه امروزه مدعیان پروژه اصلاحات -اگر در قید حیات باشد- به دنبال آن هستند تا به پیکره محتضرش حیاتی دوباره بخشند، کلید رمزی است که در اردوگاه آنان ناپدید شده و کسی برای یافتنش چاره نمی‌اندیشد. آن کلید رمز صداقت و زدودن زنگار از قلوبی است که می‌توان با ذکر خدا و توکل بر او آن را به پایگاه الهی آرام و مطمئن برای نیل به اهداف مقدس مبدل سازد.
اکنون که دوستان اصلاح طلب می‌کوشند تا آب از جوی رفته را باز گردانند و با اصلاح ساختار و روش‌های ناکار آمد گذشته خود خط‌مشی جدید و روشنی را برای جامعه باز تعریف کنند، اولین شرط باور آن از سوی مردم، لزوم حقیقت اندیشی و اعتراف به آن چه در گذشته موجبات لکه‌دار شدن کارنامه اصلاحات شده، خواهد بود. پر واضح است که پیمودن راه‌های گذشته همان حاصلی را دارد که طی سال‌های گذشته بارها در تعامل با ملت دریافت کرده‌اند!
امروزه افکار عمومی باور نمی‌کند که عده‌ای دوباره قد علم کنند و از حقوق مردم بزنند- البته مقصود انتقاد سازنده نیست، که این به نفع مسؤولان است- در حالی که دیروز خود یا هم کیشان آن‌ها سرمایه‌های ملی و معنوی ملت را در آشفته بازار توسعه سیاسی به حراج گذاشته بودند. کسانی که با دلالی عده‌ای سودجو و فرصت‌طلب قراردادهای خارجی آن‌چنانی منعقد می‌‌کردند و یا از مسیر ویژه‌خواری و راه یافتن به لایه‌های باندهای متصل به قدرت کیسه خویش را از سرمایه ملی کشور انباشتند؛کسانی که میلیاردها تومان از حقوق حقه مردم دفتر و دستک و مؤسسه ایجاد کردند تا هدف‌های شخصی و حزبی منتسب به خود را پیگیری کنند؛ آن‌هایی که سالیان متمادی و بدون حساب و کتاب از انواع امکانات دولتی و امتیازات ویژه برخوردار بودند و تنها در طول یک سال (1380 ) پانصد میلیارد تومان هزینه سفرهای خارجی دولتی کردند ولی مدافعی از حقوق مردم و بیت‌المال در جرگه اصلاح‌طلبی یافت نمی‌شد! البته به همت دولت نهم و شخص رئیس جمهور تاکنون بسیاری از اموال منقول و غیر منقول و ریالی به تاراج رفته به بیت‌المال بازگردانده شد، و این خوان آلوده در حال جمع شدن است و روسیاهی به زغال مانده است.
برخی از سران جبهه یاد شده بعد از خرداد 76 ، پیروزی آقای خاتمی را انقلاب آرام و بعضی دیگر خشم انقلاب توصیف کردند! اینک آیا عناصر مورد نظر می‌توانند متعرض مرزهای قانونی مدیریتی شوند در حالی که پس از تحولات خرداد 76 بلافاصله طوفان غرور پیروزی وزیدن گرفت و در کوتاه‌ترین فاصله زمانی، بیش از چهار هزار مدیر دستگاه‌های اجرایی را در سایه تز «با تعویض رئیس جمهور تا آبدارچی ادره باید عوض شود» به حاشیه نظام راند و این در حالی بود که بعضی نیروهای جایگزین حتی در مصادری حساس چون استانداری و فرمانداری فاقد کم‌ترین تجربه اجرایی و تخصصی بودند! طرح قلع و قمع این نیروها به حدی گسترش یافت که بعضی دشمنانان[دشمنان] دعا کردند: خاتمی رژیم ایران را پاکسازی کرد!
ضمن این که به اذعان حتی بعضی از مخالفان داخلی و خارجی دولت و مجلس اصولگرا معدل تحصیلات، تجربه و کارایی این دو قوه از معدل دولت و مجلس اصلاحات در زمینه‌های فوق بالاتر است.
در اندک زمانی پس از دوم خرداد 76 زنجیره‌ای از احزاب و روزنامه‌های دولت ساخته پدیدار شد تا نقش حمایتی خود را از روند اصلاحات مورد وثوق غرب و در رأس آن آمریکا و انگلیس ایفا کنند؛ در حالی که اکنون دولت نهم چنین حربه‌هایی را در اختیار ندارد و اساساً به چنین رسانه‌ها و تشکیلات ابزاری معتقد نیست. در طیف اصلاح طلبان عناصر مؤثری بودندکه یک روز به مکانیسم‌هایی چون تهیه نوار و نظر سنجی متوسل می‌شدند تا چهره نظام و دلسوزان آن را نزد افکار عمومی مخدوش جلوه دهند و روز دیگر نهضت سخنرانی به راه انداختند تا ضمن سرپوش گذاشتن بر معجون نه چندان مطبوع دست پخت اصلاح طلبان و گاه با مظلوم‌نمایی و بهره‌گیری از سیاست خنده و گریه، مریدانی را به گرد خویش درآورند. به کنفرانس برلین رفتند تا به تعبیر مقام معظم رهبری انقلاب را محاکمه کنند. در حوزه فرهنگ و مذهب از وبلاگ نویسی و طرح استعفا و تحصن و فروش اسناد محرمانه به بیگانگان که بگذریم تغییر نام اماکن و بعضی مراکز علمی و معابر شهری که به نام شهدای گرانقدر این مرز وبوم و حتی ائمه معصومین (ع) و امام راحل مزین بود از جمله شاهکارهای این دوران شمرده می‌شود. ولی نفس هیچ یک از آقایان در نیامد بلکه گاهی از آنان حمایت می‌کردند!
حملات جماعتی در کسوت روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه و نظریه‌پرداز به دین و آموزه‌های آن به حدی شدید و مشمئز کننده بود که نه تنها صاحبان انقلاب و سرمایه گذاران در این راه بلکه دل هر ایرانی و آزاده‌ای را می‌آزرد. مگر نگفتند «اما الان مشکل مذهب داریم؟»1
مگر یک وزیر اصلاح طلب در مصدر یک وزارتخانه‌ای که اصولاً وظیفه نشر معارف دین را به عهده دارد نگفت: «نظریه غیرت دینی، ویران کننده فرهنگ و تمدن‌هاست»؟2 مگر درصدد انتشار نظریه قرائت‌های مختلف از دین برنیامدند تا جامعه به ویژه جوانان را نسبت به باورهای مذهبی دچار تردید کنند و بعد هم درصدد فراندوم قانون اساسی و حذف دین و نهادهای انقلاب دینی از بدنه نظام برآمدند؟ و بعضی حاضر بودند برای ماندن چند صباحی در قدرت، کشور را تقدیم آمریکا نمایند. کسانی را که در جشنواره تئاتر ایران زمین اهواز از کشور ارمنستان رقاصه زن وارد کردند و آن افتضاحات پیش آمد؟
اصلاح طلبانی که امروز نگران حاکمیت تحجر و تنگ نظری و فعال شدن بعضی گروه‌ها همچون انجمن حجتیه هستند و برای تخریب شخصیتی که دیدگاه‌های او نسبت به این تشکیلات کاملاً منفی و مواضع او در این باره آشکار است وی را به این انجمن منتسب می‌کنند! آن روز کجا بودند و چرا دم برنیاوردند؟در حوزه دین آن روز اصلاح طلبی معروف در همدان سخنان هشتاد سال پیش مارکس را تکرار می‌کرد و دین را افیون دولت و مردم نامید و مسئله تقلید و مرجعیت و آداب نکاح را به سخره گرفته بود و آنانی که درصدد تحریف آیات قرآن و قلب ماهیت حادثه کربلا و جنگ‌های صدر اسلام برآمدند با تمام قوا مورد حمایت اصلاح طلبان بودند و منتقدین آنان به اتهام عدم درک پیام دوم خرداد و دشمنی با برنامه‌های دولت و به اتهام تشکیل ستاد ضد اصلاحات که هرگز کشف نشد با چماق دوم خرداد مورد تعدی و هجمه قرار می‌گرفتند. در حوزه اخلاق سیاسی دموکراسی خواهان پیشتاز در عرصه اصلاحات از قافله سرمستان عالم سیاست باز نماندند و با ریشخند به آنچه که از باب نصیحت وخیرخواهی آنان را مخاطب قرار می‌داد رأی و نظر مردم را به سخره می‌گرفتند؛ تا جایی که فردی از این طایفه ملقب به مغز متفکر اصلاحات آن هم در مقام مشاوره رئیس جمهور به مناسبتی گفت: « مثل وسایل کهنه که سر کوچه می‌گذارند بعضی از نمایندگان [مجلس پیجم] را سر کوچه می‌گذاریم»3 و چندی بعد در یک مقایسه نامربوط و یک بداخلاقی عریان دیگر اظهار داشت: «هرجک و جونوری در پاتیل انتخابات پیدا می‌شود»4 آیا اهانت به منتخبان مردم و کاندیداهای مورد تأیید نمایندگان مردم نمادی از مردم سالاری و دموکراسی خواهی و رعایت حقوق بشر تلقی می‌شود؟ آیا هنوز انتظار دارند که ملت حرف آن‌ها و طرفدارانشان را باور داشته باشند؟!
در آن زمان معلوم بود که چه کسانی از رفتار و گفتار این قوم و قبیله سود می‌بردند و به بقا و دوام چنین جریانی دل خوش بودند. رد پای هواداران این طیف در کاخ سفید و الیزه آن قدر زیاد است که حتی درج فهرستی کلی آن‌ها از ظرفیت این نوشتار خارج است . اکنون نیز مدعیان اصلاحات به جای عبرت‌آموزی از گذشته همچنان بر همان طبل می‌کوبند هر چند گهگاه به حقایق بیشمار و اشتباهات گذشته خویش لب به اعتراف می‌گشایند که البته این نشانه شجاعت و آزادگی است اما چنانچه این مواضع به مثابه تاکتیک سیاسی و تنها جلب حمایت دیگران تعقیب نشود باید عملاً با تغییر مسیر در ورطه‌ای که در آن غوطه‌ورند با ملت عزیز و سرافراز و منتخبان آنان همراه شوند. اما عملکرد بعضی شخصیت‌های مورد بحث نویسنده نشان می‌دهد که هنوز به رمز یاد شده دست نیافته‌اند و یا به دنبال بدل آن می‌گردند که آن نیز به کژراهه رفتن است. تحریف و تضعیف و قلب ماهیت در مسائلی چون دانش هسته‌ای، مقاومت حزب‌الله لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی در ماه گذشته و مواضع سید حسن نصرالله، ارزیابی از عملکرد دولت نهم و مجلس اصولگرا، مناقشات میان آمریکا و ایران که قالب آن‌ها تشابه فراوانی با قالب تبلیغات دشمن علیه ایران دارد نمونه‌هایی از خروار است. جالب اینکه باز هم اصلاحاتی سخن گفته می‌شود که هنوز واضعان آن و از جمله شخصیتی چون محمدرضا خاتمی اخیراً تعریف مفهوم و معنای آن را پس از 8 سال پیشنهاد کرده است!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات