پژمان کریمی
رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده، افزایش تعداد نظامیان آمریکایى و جنگافزارهاى این کشور در منطقه خلیجفارس را «قدرتنمایی» توصیف کرده است.
وى گفته است این اقدام پاسخ به کسانى است که باور دارند، موضوع عراق سدى براى گسترش تکاپوى نظامى ایالات متحده است!
اما آیا «قدرتنمایی» هدف واشنگتن فراهم خواهد شد؟!
طى یک هفته اخیر، سناریوى یک جنگ روانى بر علیه ایران به اجرا درآمد. نخست شایعه درگیرى ناوهاى آمریکایى و ایرانى در خلیجفارس بازتاب یافت، سپس برخى رسانههاى کویتى از تکاپوى ستونهاى نظامى آمریکا در کنار مرزهاى آبى و خاکى ایران خبر دادند.
تجاوز به سر کنسولگرى ایران در اربیل و دستگیرى دیپلماتهاى ایرانى بر خلاف مفاد کنوانسیون ژنو مصوب 1936، در راستاى تقویت جنگ روانى آمریکایىها قابل ارزیابى است.
ناتوانى در ایجاد امنیت در عراق، به اقتدار و آبروى ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت، به سختى آسیبزده است. واشنگتن گمان مىکند با یک «نمایش قدرت گسترده» مىتواند تا اندازهاى ناتوانى خود در عراق را در نگاههاى جهانى و بویژه منطقهاى بزداید. از دیگر سو نمایش قدرت و این پیام جنگ روانى بر تهران یعنى «آمادگى براى رویارویى با ایران»، نرمى ایرانیان را در برابر قطعنامه 1737 شوراى امنیت موجب مىشود. قطعنامهاى که به ایران مىگوید از کار غنىسازى اورانیوم با هدف فراهم کردن سوخت هستهای، باز ایستد.
اما آنچه بر ایالات متحده در عراق مىگذرد، تا جایى آشکار است که جنگ روانى این کشور را ناکام مىگذارد.
وزارت دفاع آمریکا در گزارشى به جرج بوش روشن کرد شمار کشتههاى سربازان آمریکایى تا سال 2008 به ده هزار نفر افزایش مىیابد. این افزایش کشتهها، به دنبال گسترده شدن ناامنى در عراق است. گسیل کردن 21 هزار و 500 نفر سرباز تازه نفس به جمع بیش از یکصدهزار سرباز آمریکایى گرفتار در عراق، به خوبى نشان مىدهد که تا چه اندازهاى ارتش آمریکا در عراق ناکارآمد است.
درگیرى جمهوریخواهان و دموکراتهاى مخالف گسترش نظامىگرى در عراق نیز، خود به عنوان یک چالش جدى میان سیاستمداران آمریکایى درآمده است.رسیدن هزینه جنگ عراق به بیش از 300 میلیارد دلار، یعنى 200 میلیارد دلار بیشتر از میزان برآورد اولیه هزینه جنگ، بر دوش دولت و مالیاتدهندگان آمریکایى سنگینى مىکند.در چنین هنگامى قدرتنمایى و پیام جنگخواهانه به تهران، کارى نابخردانه و یک شوخى ارزیابى مىشود، اگرچه همواره باید نگران یک گرگ ناآرام و مار زخمخورده باشیم. استقبال کشورهاى انقلابى حوزه آمریکاى لاتین از اندیشههاى انقلابى ایران، که با سفر رئیسجمهور به ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادور رنگ دیگرى گرفت، نشان مىدهد که دامنه نفوذ ایران، به ملتهاى مسلمان آن هم در حوزه جغرافیایى خاورمیانه محدود نمىشود.
ایران با استیلا بر شاهراه عبور 40 درصد انرژى جهان، مىتواند به راحتى بر چگونگى تولید و پخش و نرخ انرژى سایه اندازد.تجربه یک جنگ نابرابر هشتساله با عراق بعثی، بقاى یک توان انقلابى در مجموعه 10 میلیون نفر با نام نیروى مقاومت بسیج، در اختیار داشتن سلاحهاى استراتژیک و در تیررس منافع ایالات متحده، شدت احساسات ضد آمریکایى در سطح جهانی، توان به همریزى ثبات منطقهاى در مسیر خواستهاى واشنگتن، اهرمهایى است که تهران را توانمند مىسازد در هنگام خطر واکنش مناسبى از خود بروز دهد.