حسین آذرنژاد
جرج بوش رئیس جمهور آمریکا چندى پیش در دیدار با وزراى پیشین و کنونى دفاع آمریکا اعلام نمود: سیاست خارجى آمریکا مبتنى بر گفتگو با کشورهایى مانند عربستان، مصر، اردن و ترکیه است تا پیامى روشن به کشورهایى مانند سوریه و ایران فرستاده شود.
قرار دادن کشورهاى مصر، عربستان سعودی، اردن و ترکیه در کنار یکدیگر از سوى جرج بوش داراى این مفهوم است که آمریکا به دنبال ایجاد محور اعراب و ترکیه (ائتلاف سنی) در مقابل کشورهاى ایران و سوریه است. هرچند این برنامه آمریکا از مدتها قبل شروع شده که ایجاد جو بدبینى بین کشورهاى عربى و ایران از نتایج آن است، اما موضوع پیوستن ترکیه به این ائتلاف، تحولى است که اگرچه از چند ماه قبل در دستور کار بوده اما هنوز محقق نشده است. این اظهارات بوش به خوبى نشان مى دهد که تلاش آمریکا در رایزنى با ترکها جهت پیوستن به این ائتلاف شتاب بیشترى به خود خواهد گرفت و البته گام اول در این راه نیز ترسانیدن ترکها از برنامه هستهاى صلحآمیز ایران بوده است. حال با فرض اینکه آمریکا مذاکرات با ترکیه در جهت ترغیب این کشور براى پیوستن به ائتلاف ضدایرانى اعراب را آغاز کرده باشد سوالى که در اینجا مطرح مىشود این است که آیا ائتلاف ترکیه با اعراب امکانپذیر مىباشد؟
واقعیت این است که اگرچه ترکیه ظرف سالهاى اخیر با انگیزه جذب سرمایههاى کشورهاى عربى روابط نزدیکترى با اعراب برقرار نموده، اما به لحاظ سیاسى تشکیل ائتلاف مرکب از ترکیه و اعراب ناشدنى است که دلایل آنرا مىتوان در عوامل زیر جستجو نمود:
1- بدبینى سنتى اعراب به ترکیه. اعراب در طول تاریخ نسبت به ترکیه بدبین بوده و این مسئله بویژه از زمان حکومت عثمانى تشدید شده است. در دوره کنونى نیز یکى از دلایلى که کشورهاى عربى از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، حمایت نمىکنند آن است که معتقدند ترکیه تلاش دارد خود را نماینده جهان اسلام در نزد اروپایىها معرفى کند تا با این اهرم که اتحادیه اروپا باید سمبلى از اتحاد بین ادیان و فرهنگها باشد، ترکیه را به عضویت اتحادیه اروپا درآورند.
2- رقابت اعراب و ترکیه در خاورمیانه. کشورهاى عربى بویژه مصر همواره به ترکیه به چشم رقیبى قدرتمند در منطقه نگاه نموده و بنابراین روابط ترکیه و مصر به همکارىهاى گسترده در عرصههاى مختلف منجر نشده است. چنانکه در خصوص سفر اخیر وزیر امورخارجه مصر به آنکارا نیز محافل خبرى ترکیه اعلام نمودهاند انگیزه اصلى سفر احمد ابوالغیط اعتراض به احداث خط لوله نفت بین دریاى سیاه و دریاى مدیترانه و انتقال انرژى روسیه و آسیاى میانه از این طریق به دریاى سرخ است که به نوعى دور زدن کانال سوئز محسوب مىشود.
3- در خصوص عراق نیز اولویتهاى ترکیه و اعراب یکسان نمىباشد. اگرچه هر دو طرف داراى رابطه سنتى و دیرینه با اهل تسنن هستند، اما ترکها به طور اصولى معتقدند که اعراب سنى در عراق بدون اینکه قدرت کامل در اختیار آنها باشد (مانند دوره صدام) نمىتوانند منافع ترکیه را تامین کنند، چون ترکیه به دنبال نیرویى در عراق براى کنترل اکراد و جلوگیرى از خودمختارى آنهاست و سنىها در حال حاضر از چنین امکانى براى تحقق این خواسته ترکها برخوردار نیستند. برآیند این سیاست ترکیه باعث شده در حالى که کشورهاى عربى سال گذشته به شدت از ایجاد هلال شیعى در منطقه ابراز نگرانى مىکردند، عبدالله گل وزیر امور خارجه ترکیه در جریان سفر خود به بیتالمقدس (فلسطین اشغالی) طى مصاحبهاى اعلام نماید ترکیه از ایجاد هلال شیعى نگرانى ندارد چون ترکها اساسا به همکارى درازمدت با شیعیان در عراق فکر مىکنند.
اگر به این مسائل تفاوت اولویتهاى امنیتى اعراب و ترکیه و همچنین تضاد سیستمهاى سیاسى و ایدئولوژیک آنها را اضافه نماییم، خواهیم دید جمع اضداد در یک جبهه آن هم بر علیه کشورهایى مانند ایران و سوریه که منافع مشترک زیادى هم با ترکیه و هم با اعراب دارند، کارى سخت قلمداد مىشود که آمریکا تنها با استفاده از اهرمهاى فرامنطقهاى ممکن است بتواند آن را محقق سازد. دوستان ترک ما نیز باید توجه داشته باشند که تلاش براى همکارى منطقهاى در چارچوب منافع مشترک بهجاى بازى مصنوعى در زمینى که دیگران آن را تدارک دیدهاند، ضمن انطباق آن با سیاستهاى کلى این کشور، اهداف درازمدت همه کشورهاى منطقه را محقق خواهد نمود.