مطابق آخرین گزارشها و اخبار مربوط به نشست کشورهاى 1+5 در خصوص پرونده هستهاى ایران، نوعى سردرگمى مزمن گریبانگیر طرفهاى گفتگو مخصوصا کاخ سفید و سه کشور اروپایى شده است. پیچیدهتر شدن معماى ایران در فضاى گفتمانى کشورهاى (1+5) نشاندهنده انعکاس عقاید متفاوت روسیه، چین، آمریکا، فرانسه و آلمان در خصوص قدرت اول خاورمیانه یعنى ایران است.
رمز اصلى عدم وصول به یک نتیجه معین در میان کشورهاى 1+5 در خصوص پرونده هستهاى ایران، یکى پایدارى جمهورى اسلامى ایران و دیگرى فضاى بهوجود آمده پس از شکست اخیر نومحافظهکاران است، با توجه به اینکه مسیر سقوط بوش و همراهان وى در انتخابات 2008 هموارتر شده است، دیگر کشورهاى عضو 1+5 قصد ندارند همانند گذشته و حتى به صورت نسبى پیرو سیاستهاى کاخ سفید باشند. این در حالى است که با شکلگیرى مثلث پاریس- مسکو- برلین در اروپا دغدغه “گذار از آمریکا” در میان کشورهاى قدرتمند اروپایى پررنگتر شده است.
جمع میان فضاى جهان امروز و قدرت رو به رشد ایران حاصلى به جز سردرگمى کاخ سفید و متحدانش ندارد.
کاخ کرملین و پکن نیز در مقطع کنونى که ضعف واشنگتن در سیاست خارجى خود عیان شده است، حاضر به امضاى قطعنامهاى که موردنظر فرزندان عمو سام باشد، نخواهند بود. در اصل باید اذعان کرد که موارد اختلاف میان کشورهاى 1+5 چند بند از قطعنامه کم وزن صادر شده از سوى اروپا نیست بلکه تقابل میان دیدگاهها و نگاههاى کلان میان این کشورهاست که جو حاکم را رقم زده است.
در چنین فضایى جرج واکر بوش و تونى بلر به عنوان دو مظهر اصلى شکست یونیورسالیسم در هزاره سوم سعى دارند از قالبهاى تعریفشده در مناسبات نظام بینالملل عبور کرده و مطابق فرمول “فضاسازى کاذب” عمل کنند. اظهارات اخیر “تونى بلر” و ادعاى او در خصوص دخالت ایران در امور داخلى کشورهاى لبنان، عراق و فلسطین در حالى صورت مىگیرد که نخستوزیر انگلستان یکى از عاملان اصلى کشتار هزاران انسان بىگناه در این کشورها محسوب مىشود. فارغ از این مسئله “بلر” که احتمالا تا آخر سال 2007 میلادى از معادلات سیاسى لندن حذف خواهد شد آخرین نفسهاى خود در سیاست خارجى اروپا را مىکشد و بنابراین اظهارت و سخنان وى داراى وزن قابل محاسبهاى در فضاى کنونى جهان نیستند.
بیانیه اخیر شوراى وزراى خارجه اتحادیه اروپا در خصوص لزوم تعلیق کلیه فعالیتهاى هستهاى ایران نیز در جاى خود قابل تامل است. در این بیانیه بر ادامه مذاکرات دیپلماتیک با تهران تا رسیدن به راهحلى قطعى تاکید شده است. این در حالى است که “مرکل” و “ژاک شیراک” و “تونى بلر” تا قبل از شکست جمهوریخواهان در انتخابات اخیر، معمولا مواضع تندى در سطح “گفتار” بر علیه کشورمان اتخاذ مىکردند. اما اکنون شاهد هستیم که حتى در سطوح گفتارى نیز نوعى تعادل محسوس در اتحادیه اروپا به وجود آمده است.
در نهایت اینکه حل معماى ایران در نشستهاى نمادین کشورهاى (1+5) و در بیانیههاى تزیین شده کشورهاى اروپایى صورت نمىپذیرد. تنها به رسمیت شناختن حق مسلم دولت و ملت ایران است که کاخ سفید و متحدان اروپایى آن را از بنبست بهوجود آمده توسط خودشان رهایى مىبخشد.