تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۹۱۲۱۲
نگاهى به استفاده از فصل هفتم منشور سازمان ملل علیه ایران

هفت دلیل براى مراجعه به لاهه


رضا نصری 
توسل به فصل هفتم منشور سازمان ملل جهت اعمال تحریم یا جنگ علیه هر کشورى، مستلزم این است که شوراى امنیت سازمان ملل، کشور مورد نظر را تهدیدى علیه صلح جهانى، ناقض وضعیت صلح یا متجاوز تشخیص دهد.
تشخیص این امر البته بدون هیچ گونه تعریف دقیقى از «صلح» و «صلح جهانى» یا معیار مشخص حقوقى صورت مى گیرد و عموماً طى مذاکرات سیاسى، زد و بندهاى حاشیه اى، امتیاز دادن هاى پشت پرده و گاه اعمال فشار از سوى کشور یا کشورهاى متخاصم بر دیگران و با توجه به منافع امنیتى، اقتصادى و استراتژیک انفرادى آنها «توافق» مى شود. فقدان ملاک حقوقى براى تعیین انطباق یا مغایرت یک دولت با مبادى منشور و صلح جهانى از ضعف هاى بارز سیستم بین المللى است که به کشورهاى قدرتمند مجال مى دهد تا بى اساس و تنها با اتکا به نفوذ خود و انحراف افکار عمومى توسط رسانه هاى مغرض و فراگیر، مقاصدشان را علیه کشور مورد نظر پیش ببرند.
در این راستا، اتهام نقض ان پى تى که آمریکا و تروئیکاى اروپایى بدون هیچ پایه حقوقى متوجه ایران کرده اند، و همچنین پیش زمینه هایى که هم اکنون جهت معرفى ایران به عنوان کشورى ناقض صلح جهانى تدارک مى بینند تا راه خود را براى توسل به فصل هفتم منشور هموار سازند، از جمله مثال هاى بارز چنین وضعیتى است. اما سئوال اینجاست که ایران در مقابل این وضعیت غیرعادلانه که ریشه در ضعف ساختارى نظام بین المللى دارد چه تدابیرى از شروع بحران هسته اى تا کنون اتخاذ کرده است؟
با وجود قریب به سه سال رایزنى ایران با آژانس و کشورهاى مختلف، و با وجود آزمایش راه هاى گوناگون و متنوع براى برون رفت از بحران، و با تعویض دو تیم مذاکره کننده با رویکردهایى کاملاً متفاوت به قضیه، چرا تا به حال ایران جهت «قانون مدار» ساختن روند رسیدگى به پرونده اش، و دریافت تفسیرى مستقل از مفاد ان پى تى توسط نهادى مستقل تر و غیر سیاسى تر از آژانس و شوراى امنیت، و همچنین به چالش کشیدن سیستم قانون گریز کنونى اقدامى نکرده است؟
به خوبى واقف هستم که شکایت ایران از آژانس به دیوان عالى بین المللى اقدامى نیست که تعادل قدرت و سیستم بین المللى را در جهان یک باره متحول کند. انتظارى هم نیست که حکم دادگاه تاثیرى قاطع و فورى بر رفتار ایالات متحده و اروپا داشته باشد. اما صرف مراجعه به دیوان عالى (حتى در فقدان یا در انتظار دریافت حکم) دست کم این محاسن را براى ایران و دستگاه دیپلماسى کشور به همراه خواهد داشت:
1- ایران را نزد افکار عمومى جهان، برخلاف ادعاى سران دولت هاى غربى و رسانه هاى فراگیرشان، کشورى تابع و وفادار به حقوق بین الملل (دست کم در مورد پرونده هسته اى) و مشتاق به راه حل هاى مسالمت آمیز معرفى خواهد کرد. کشورى که پایبند به حقوق بین الملل و حل اختلاف از طریق نهادهاى قانونى است طبعاً نمى تواند ناقض صلح یا تهدیدى براى آن هم باشد.
2- ایران را نزد افکار عمومى جهان کشور حق به جانب و معتمد به نفسى نشان خواهد داد که از داورى مستقل نزد معتبرترین ارگان قضایى دنیا هراسى ندارد و از آن استقبال نیز مى کند.
3- احتمال صدور یک حکم معتبر به نفع ایران، آمریکا و متحدانش را از اقدامات خودسرانه و مستقل از چارچوب شوراى امنیت (در صورت تداوم مقاوت از جانب چین) به احتمال زیاد برحذر خواهد داشت. چنانچه آمریکا به اقدام خشنى علیه ایران دست زند، صدور متعاقب یک حکم از دیوان لاهه به نفع ایران قطعاً برایش هزینه سیاسى فراوانى خواهد داشت. بعید نیست محاسبه چنین هزینه اى تاثیر بازدارنده اى داشته باشد.
4- وارد کردن دیوان عالى به عنوان یک عنصر و بازیگر جدید در معادله کنونى، بى شک روند رسیدگى به پرونده را «حقوقى»تر خواهد ساخت و به تعدیل فضاى فعلى کمک خواهد کرد.
5- دریافت حکم به نفع ایران (هر چقدر هم که زمان گیر باشد) بعد تازه اى به پرونده خواهد بخشید و موضع ایران را در مذاکرات احتمالى در آینده دور یا نزدیک به شدت تقویت خواهد کرد.
6- در صورت تشدید بحران، جدى شدن خطر تحریم یا حمله نظامى و ضرورت عقب نشینى، ایران مى تواند غنى سازى را تا زمان صدور حکم دادگاه به صورت آبرومندانه اى تعلیق کند. به عبارتى، تاریخ صدور حکم مى تواند گریزگاهى براى خروج آبرومندانه ایران از بحران باشد.
7- چنانچه ایران از مقابله کنونى با غرب شکست خورده بیرون بیاید، دریافت حکم دیوان مى تواند بهانه اى براى گشودن مجدد پرونده غنى سازى در آینده باشد. (حتى اگر بازگشایى پرونده تنها در آینده اى بسیار دور میسر شود) به عبارتى حتى در صورت عدم موفقیت ایران در حفظ این فناورى در مقطع کنونى، استناد به حکم مثبت دیوان عالى لاهه مى تواند دستاویزى براى دوران یا حتى نسل آینده باشد تا مجدداً نسبت به احقاق حق کشور اقدام کند.
از سوى دیگر، سنجش مطابقت یا مغایرت ایران با تعهدات بین المللى اش توسط دیوان عالى لاهه اقدامى است که نه در تعارض با روند فعلى پرونده است، نه هزینه چندانى دارد و نه ضرر خاصى متوجه کشور مى سازد. مراجعه ایران به دیوان بین المللى لاهه مى تواند کاملاً موازى یا در امتداد با استراتژى کلى کنونى ایران پیش برود. واقعاً چرا تا کنون از این ظرفیت استفاده نشده است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات