تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۹۱۲۱۹

حسین عظیمى به مثابه اندیشه‌ورز پیشگام توسعه


دکتر فرشاد مومنى
نقل قول هاى متواترى از معصومین(ع) شده است که مضمون مشترک آنها عبارت از این است که هنگامى که دانشمندى از دنیا مى رود میزان خسارت وارد شده به جامعه به اندازه اى است که گویى هیچ چیز جبران کننده آن نیست. اگر بخواهیم با الهام از این حدیث شریف و در چارچوب تحلیل هایى که زنده یاد دکتر حسین عظیمى از مسائل توسعه ایران داشت، تفسیرى از دلایل منطقى امکان ناپذیرى جبران چنین ضایعه خسارتى ارائه دهیم، مى توان به این نکته توجه کرد که دولت، سرمایه گذارى هاى بسیار عظیمى بر روى هر نسل از جمعیت کشور انجام مى دهد که یکى از مهمترین شئون این سرمایه گذارى ها به امور آموزشى مربوط مى شود. به هر میزان که به تدریج این نسل به سطوح بالاترى از آموزش دست پیدا مى کند مرتباً از تعداد کسانى که به سطوح بالاتر راه پیدا مى کنند کاسته مى شود، تا آنجا که وقتى به عالى ترین سطح آموزش ها مى رسیم، تنها تعداد اندکى از آن نسل به چنین منزلت و موقعیتى دست پیدا مى کنند.
از میان این تعداد اندک نیز تعدادى کمتر از انگشتان یک دست هستند که قابلیت و امکان تاثیرگذارى گسترده و عظیم بر روى جامعه را پیدا مى کنند. بنابراین هنگامى که یکى از این افراد که در هر رشته اى تعدادشان حتى به تعداد انگشتان یک دست هم نمى رسد از دنیا مى رود، گویى کل سرمایه گذارى هایى که نظام سیاسى و اجتماعى بر روى یک نسل انجام داده اند از بین مى رود و اینچنین است که معصومین (ع) در بیان خسارتى که از این ناحیه به جامعه وارد مى شود، مى توانند با جرات چنان ادعاى مهم و بزرگى را مطرح سازند.
در میان نسل اقتصاددانان موثر بر سرنوشت اندیشه توسعه ملى در ایران، شاید کمتر کسى را بتوان یافت که صلاحیت هاى کارشناسى خود را تا اندازه حسین عظیمى رسانده باشد و اگر احیاناً به ندرت چنین کسانى یافت شوند، قطعاً هیچ کدام از آنها به اندازه دکتر عظیمى نتوانست با طیف هاى گوناگون فعال در امر اندیشه ورزى و سیاستگزارى تعامل داشته باشد. در عین حال تاثیرگذارى او بر نسل هاى پس از خود از طریق مشارکت فعال او در تدریس درس هاى اقتصاد توسعه، اقتصاد ایران و برنامه ریزى توسعه در دانشکده هاى اقتصاد، علوم اجتماعى و مدیریت، تجربه اى منحصر به فرد و کم نظیر بود. طى این دوره نسبتاً کوتاه اما پربار در فرآیندهاى آموزش و پرورش و سیاستگزارى، حسین عظیمى دیدگاه هایى را مطرح کرد که برخى از آنها حتى در مقیاس جهانى نیز در زمره کارهاى پیشگام محسوب مى شوند. اما به دلایل گوناگون جامعه علمى و جامعه سیاستگزارى جهانى از این ایده ها در زمان ارائه مطلع نگشت.
به همین خاطر، جز چند دوره اى که اساتید اقتصاد دانشگاه آکسفورد به واسطه آشنایى قبلى با او از وى دعوت به عمل آوردند تا در دوره هاى کوتاه مدت عهده دار مسئولیت هاى آموزش و پژوهش در آن دانشگاه شود، نکته یا مورد مهم دیگرى اتفاق نیفتاد. گرچه همان دعوت ها نیز در همان سطح و از سوى چنان دانشگاهى امتیازى است که براى اکثریت قریب به اتفاق اندیشه ورزان فعال در زمینه توسعه دست نیافتنى است. اما فقط از باب آنکه از یک سو حداقل اداى وظیفه نسبت به یک دانشمند میهن دوست صورت پذیرفته باشد و در عین حال مقیاسى براى آینده کشورمان فراهم شود، تنها به سه زمینه از ایده هاى پیشگام حسین عظیمى در زمینه توسعه اشاره مى کنم به امید آنکه نسل هاى فعلى و آتى دانشجویان علم اقتصاد قدردان زحمات اندیشه ورزانى همچون حسین عظیمى باشند و با پیگیرى همراه با نقد عالمانه آثار او هم صدقه جاریه اى براى روح بلند این مرد بزرگ تدارک ببینند و هم با تکیه بر آراى او ذخیره دانش اقتصاد توسعه در ایران را ارتقا بخشند.
اولین نوآورى بزرگ او به بحث هایى مربوط مى شود که وى در سال هاى میانى دهه 1360در زمینه رابطه آموزش و توسعه مطرح نمود. در کنار انبوه آموختنى هایى که وى در این زمینه عرضه کرد، تاکید ویژه او بر نقش تعیین کننده آموزش هاى ابتدایى و آموزش هاى حرفه اى مثال زدنى است که البته با کمال تاسف از سوى دست اندرکاران امر برنامه ریزى توسعه ملى نه تنها نادیده گرفته شد، بلکه از جهاتى دقیقاً عکس توصیه هاى وى در دستور کار قرار گرفت.
حسین عظیمى این مباحث را در سال هاى اولیه دهه 1980میلادى مطرح کرد. اما از سوى نظریه پرداز و متفکرى همچون فیلسوف و اقتصاددان بزرگ هندى «آمارتیا سن» این بحث در سال هاى میانى دهه 1990مطرح شد. «سن» در ارزیابى دلایل تفاوت هاى معنى دار میان گستره، عمق و سرعت حرکت توسعه در کشورهاى چین و هندوستان و ریشه هاى بالندگى و پایدارى بیشتر توسعه در چین، یکى از مهم ترین عوامل را تاکید ویژه مدیریت توسعه چین بر گسترش و اولویت هر چه بیشتر آموزش هاى ابتدایى و حرفه اى ذکر کرده و توضیح داده است که در چنین چارچوبى میان عرضه و تقاضاى دانش در چین تناسب و پیوندهاى ارگانیک بیشترى برقرار شد و تناسب معنى دارى میان الگوى تقاضاى بخش هاى مولد و عرضه نیروى انسانى صاحب سواد و مهارت برقرار گردید. در حالى که بخش قابل توجهى از سرمایه گذارى هایى که هندى ها در این زمینه انجام داده بودند به واسطه تمرکز و اولویت ویژه اى که بر روى آموزش هاى عالى و تکمیلى داشتند بیش از آنکه در خدمت اعتلاى توسعه هند قرار گیرد سرعت و فاصله شتاب میان هند و کشورهاى پیشرفته صنعتى را از طریق سازوکار «فرار مغزها» تشدید کرد.
مورد دوم به نگاه حسین عظیمى به عدالت اجتماعى مربوط مى شود. همگان مى دانند که در عرصه نظرى و فعالیت هاى پژوهشى، کار در زمینه فقر و شناخت ریشه ها و عوامل آن و سازوکارهاى غلبه بر آن و حرکت به سمت عدالت اجتماعى بیشترین سهم را از مجموعه کوشش هاى حسین عظیمى به خود اختصاص داده است به گونه اى که حتى کاتوزیان در کتاب ارزشمند اقتصاد سیاسى ایران به صراحت اظهار مى دارد که کل بحث هایى که در این زمینه در کتابش آورده یکسره به حسین عظیمى تعلق دارد.
یکى از مهمترین مولفه هایى که وى از زاویه نگرش خاص خود به عدالت اجتماعى و فقر همواره متذکر مى شد این بود که در یک اقتصاد سیاسى رانتى همچون اقتصاد ایران که وجه غالب تمایلات سیاستگزاران و دست اندرکاران مبارزه با فقر عبارت از توزیع رانت و بى توجهى به عزت نفس فقرایى است که اینگونه مورد لطف و عنایت قرار مى گیرند و این رویکرد نه در عمل به تعالى و بهبود پایدار زندگى فقرا منتهى مى شود و نه در تسریع حرکت توسعه ملى اثر چندانى دارد.
در مقیاس کلان نیز او به روشنى نشان داد که رویکرد صدقه اى و معطوف به توزیع رانت براى رفع فقر نه تنها فاقد هرگونه بالندگى و پایدارى است، بلکه به واسطه دامن زدن به تمایلات مصرفى و بى اعتنایى به ظرفیت هاى تولیدى جامعه مى تواند منشاء گسترش و تعمیق وابستگى در سطح ملى نیز بشود.
اکثریت قاطع کارهایى که در سال هاى دهه 1990و نیز هزاره جدید خواه از سوى نظریه پردازان بزرگى همچون «ایرما آدلمن» و خواه از سوى نهادهاى تخصصى بین المللى همچون سازمان بین المللى کار و بانک جهانى صورت پذیرفته همگى حکایت از نوعى وفاق جمعى در این زمینه دارد و نشان دهنده این واقعیت است که حسین عظیمى با بصیرت هاى ویژه خود زودتر از بسیارى دیگر راه نجات فقراى ایران را دریافته بود و آن چیزى جز اهتمام به گسترش اشتغال مولد و بازتوزیع دارایى هاى مولد به قاعده پیش بینى شده در قانون اساسى نیست.
اما درست مانند ایده هاى او در مورد آموزش، نوعى بى اعتنایى و کم توجهى در فرآیند برنامه ریزى توسعه کشور در این زمینه مشاهده مى شود، تا آنجا که به ویژه امروز با تکیه بر درآمدهاى بادآورده نفتى و از طریق دامن زدن به مطالبات مصرف گرایانه و بدون اعتناى کافى به تمهید شرایط لازم براى ارتقاى توان تولید ملى دقیقاً در جهت عکس آنچه که کوشش هاى نظرى و دستاوردهاى تجربى در ایران و جهان اقتضا مى کند، عمل مى شود.
نوآورى سوم عظیمى و پیشگامى او در عرصه اندیشه توسعه، به نحوه نگرش او در زمینه نقش دولت در فرآیند توسعه ملى مربوط مى شود. وى در چارچوب یک کار پژوهشى بزرگ و مشترک که با تنى چند از برجسته ترین صاحب نظران اقتصاد ایران در سال هاى میانى دهه 1360براى سازمان برنامه و بودجه سابق انجام داد و به اختصار به طرح «تام» اشتهار یافت، به روشنى نشان داد که مناسب ترین نقطه عزیمت براى غلبه بر مشکلات توسعه نیافتگى در ایران، اصلاح نظام بودجه ریزى است و این مهم دست یافتنى نخواهد بود مگر آنکه ابتدا عالمانه اقدام به تفکیک نقش هاى دولت و تخصیص منابع به قاعده ملاحظات اقتصاد توسعه بر محور این نقش هاى تفکیک یافته بشود.
براى دوستانى که بحث هاى مربوط به نقش دولت در توسعه ملى را دنبال مى کنند شاید تذکر این نکته مفید افتد که یافته عظیمى در سال هاى میانى دهه ،1980در سال هاى پایانى دهه 1990و در گزارش توسعه جهانى سال 1997 انعکاس یافت و تغییراتى که به همین قاعده و براساس همین منطق در نظام هاى بودجه ریزى در سطح جهان صورت پذیرفت و کشور ما نیز ادعا مى کند و شاید لازم به تاکید باشد که فقط ادعا مى کند و نه چیزى بیشتر که نظام بودجه ریزى خود را براساس آن موازین سامان داده در همین چارچوب قابل تحلیل است.
مرور این واقعیت ها که از یک سو افتخارآمیز است و حکایت از آن دارد که اندیشه ورزان ایران در زمینه توسعه از ظرفیت هاى کافى حتى در مقایسه با نظریه پردازان بزرگ جهانى برخوردارند و از سوى دیگر، بى مهرى هایى که به شکل هاى گوناگون، اثربخشى این کوشش هاى ارزنده را به حداقل مى رساند، حکایت از آن دارد که به شرط مهیا شدن شرایط از سوى دولتمردان و جامعه علمى کشور، امکان برون رفت از مشکلات موجود بسیار فراتر از آنچه که به ذهن مى آید وجود دارد. اما تعداد کسانى که به رغم شرایطى که بیشترین موفقیت را در انگیزه کشى از اندیشه ورزان مى بینند، حاضر باشند همچون حسین عظیمى هزینه بپردازند و بر اصول و یافته هاى علمى خود پافشارى کنند و آنها را به ثمن بخس تسلیم مصلحت اندیشى ها یا هوس ها و تمایلات صاحبان قدرت نکنند، باید مرتباً در کشورمان افزوده شوند و این مهم در صورتى دست یافتنى خواهد بود که جامعه همچنان پاسدار اندیشه و منش امثال حسین عظیمى باشد و به تدریج شاهد شرایطى باشیم که در آن علم و منطق در امور تخصصى نقش فصل الخطاب را پیدا کند. باشد تا آرزوهاى حسین عظیمى نیز در زمینه توسعه ملى با سرعت و شتاب بیشترى تحقق یابد. به امید آن روز.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات