محمد درخشان، دانشجوى دکتراى روابط بین الملل از دانشگاه شرقشناسى تاشکند
گروه سیاسی: تجزیه و از هم پاشى ساختار امنیتى خاص نظام دو قطبى جهان پیش از ،1991باعث پدید آمدن مجدد تهدیدها گشت. فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، تخریب سیستم امنیتى نظامى- سیاسى قدیمى را که کشورهاى جنوبى را از تهدیدهاى داخلى و خارجى مصون مى داشت، به دنبال آورد.
علاوه بر وضعیت شکننده و بى ثبات آسیاى مرکزى پس از دوران شوروى، وضعیت منطقه تحت تاثیر برخى تهدیدهاى سنتى (قدیمى) و غیرسنتى مثل جنگ هاى افغانستان و تاجیکستان، تروریسم، افراط گرایى و قاچاق مواد بود. مراحل ابتدایى توسعه این کشورها سخت ترین مراحل در تاریخ جدید ایشان بود.
بدون در نظر گرفتن توده مردم به خصوص از نظر فرهنگ، دین و تاریخ، کشورها از نظر شرایط جغرافیایى، سیاستشان با هم متفاوت است. گرچه با گرفتن یک پیش زمینه از مشکلات جدى سیاسى و اقتصادى، شرایط راه یافتن به بازارهاى اقتصادى و تحکیم استقلال و عوامل بحران هاى داخلى همچنان وجود خواهند داشت. محققان غربى به ویژه آنتونى هایمن، دانشمند انگلیسى در آثارش به نام هاى «آسیاى مرکزى»، «قدرت و سیاست در جمهورى هاى جدید آسیاى مرکزى» و «تغییرات سیاسى در آسیاى مرکزى پس از شوروى» نکات قابل بحثى را که مى تواند منجر به افزایش موقعیت هاى بحرانى در منطقه شود، بیان نمودهاند.
همانگونه که تحقیقات این پژوهشگر انگلیسى نشان داده است، عوامل بالقوه و پنهانى کشمکش ها در آسیاى مرکزى در این موارد عمده نهفته اند: عوامل ارضى، آبى و قومى، ایدئولوژیکى و مذهبى.
بدون شک ایران به اهمیت کشورهاى آسیاى مرکزى در سیاست هاى منطقه اى و جهانى پى برده است. ارزش ژئواستراتژیک کشورهاى آسیاى مرکزى در ذخایر عظیم انرژى و دیگر منابع طبیعى این مناطق است که بازارهاى جهانى به آن نیازمندند و نقش این منطقه که همچون یک پل طبیعى بین اروپا و آسیا قرار گرفته است.
در موازنه جدید قدرت ها در منطقه اوراسیا، کشورهاى آسیاى مرکزى روزبه روز اهمیت بیشترى پیدا مى کنند و بر علایق و تمایلات کشورهایى چون روسیه، چین، امریکا و ایران اثر گذاشته و مسایل امنیتى منطقه را تحت تاثیر خود قرار مى دهند، این منطقه به عرصه تلاقى تمایلات استراتژیکى قدرت هاى مختلف تبدیل شده است.
آسیاى مرکزى دروازه اى به سه منطقه است که خود از اهمیت استراتژیک بیشترى برخوردارند. در جنوب خاورمیانه و کشورهاى آسیاى جنوبى و چین و دیگر کشورهاى خاور دور در شرق قرار دارند روسیه، قفقاز و کشورهاى اروپایى در غرب و شمال آسیاى مرکزى قرار دارند. توالى رویدادهاى آسیاى مرکزى از سال ،1991آشکارترین و بارزترین لزوم همکارى با این گروه از کشورها را در زمینه مسایل امنیتى منطقه نشان داده است و اساساً تعادل جغرافیایى سیاسى قدرت هاى دور آسیا را تغییر داده است.
هر کشورى به ویژه کشورهاى جوان آسیاى مرکزى، خواهان دستیابى به ثبات و امنیت است. همان گونه که مى دانید امنیت ملى هر کشور نیازمند اتخاذ یک سرى تصمیمات و قوانین براى جلوگیرى از تهدیدهاى پنهانى از جمله تهدیدهاى سیاسى، نظامى، اقتصادى، اطلاعاتى، زیست محیطى و غیره است. با این وجود ما قصد داریم به بررسى جنبه سیاسى امنیت آسیاى مرکزى از جنبه روابط ایران، ازبکستان بپردازیم. به نظر ما این موضوع در این زمان بهترین کار ممکن است.
وزیر سابق امور خارجه جمهورى اسلامى ایران على اکبر ولایتى، ضمن صحبت درباره آسیاى مرکزى به عنوان ابزارى براى ارتقاى اهداف، گفت: «ایران همسایه هاى جدیدى در شمال دارد که مایل است با آن ها همکارى هاى دوجانبه و چند جانبه منطقه اى خود را گسترش دهد. برخوردارى ایران و این کشورها از ویژگى هاى کلى و عمومى تاریخى، موقعیت هاى بى نظیر و شکوهمندى را براى تعامل و همکارى بین آن ها به وجود مىآورد.»
با این وجود راه پیچیده (و به نظر ما بهترین و کامل ترین راه) ایران به سمت آسیاى مرکزى، بعداً در سخنان على اکبر ولایتى در کنفرانس بین المللى مشارکت جهانى در دهم ژانویه 1996در بمبئى عنوان گشت. بنابر گفته هاى وى «مساله فوق العاده کشورهاى تازه استقلال یافته آسیاى مرکزى در سال 1992بر سیاست خارجى ایران تاثیر گذاشته، به طورى که بیشتر توجه ایران به سمت برقرارى روابط و همکارى با کشورهاى این گروه جلب شده است.»
ولایتى تاکید کرد: «ایران مایل است بخش بزرگى از احتیاجات ابتدایى و فورى کشورهاى آسیاى مرکزى را از جمله تقویت و ترغیب گسترش اقتصادى این کشورها، تسهیل بازرگانى آن ها و اعطاى دسترسى هاى لازم به وسایل ارتباطى و جاده ها برآورده سازد.»
اما دستیابى به تمام موارد فوق بدون حل مسایل امنیتى که از سال 1991مورد توجه هر دو کشور بوده اند، سخت و دشوار است. کاملاً منطقى به نظر مى رسد که گشتن به دنبال راهى براى فرونشاندن درگیرى هاى افغانستان یکى از موضوعات اصلى روابط ایران و ازبکستان باشد. تلاقى عوامل بالقوه جنگ و نزاع در افغانستان و تاجیکستان خطرناک ترین شرایط را براى گسترش آرام یک منطقه بى ثبات در آسیاى مرکزى ایجاد کرد. این مساله جدى ترین نگرانى براى امنیت ملى همه کشورها منطقه است.
از نظر ایران، ازبکستان به عنوان نزدیک ترین همسایه به افغانستان، در بین اولین کشورهایى بوده است که تلاش کرده اند تا توجه جهان را به جنگ افغانستان جلب نمایند. دیدگاه هاى مفهومى ازبکستان نسبت به این مساله منطقه اى در سخنان رییس جمهور، اسلام کریموف، در چهل و هشتمین و پنجاهمین مجمع عمومى سازمان ملل در سال هاى 1993و 1995در نیویورک بیان شدهاند.
در همین زمان طرف هاى ایرانى و ازبک درباره مساله افغانستان، در سطوح مختلف از جمله برگزارى جلساتى با حضور سران کشورها به بحث و گفت وگو پرداختند. ایران در سمینار تاشکند (جلسه اى که در رابطه با امنیت و همکارى در آسیاى مرکزى، در سال 1995در تاشکند برگزار شد)، فعالانه حضور یافت.
بعداً در سال 1996رییس جمهور ازبکستان، براى حل شرایط بحرانى اى که در سخنرانى اش خطاب به گروه هاى دیپلماتیک و خبرنگاران رسمى بیان کرده بود، جایگاه توسعه یافته کشورش را پیشنهاد داد. این جایگاه در برگیرنده مطالب مهم زیر بود.
- توافق تدریجى
- مشارکت همه گروه هاى مشتاق گفتوگو
- اقدامات متقابل بر پایه روابط غیرتجارى دوجانبه و توافق هاى معقول
- حمایت و مشارکت فعال سازمان ملل متحد، OSCE (سازمان امنیت و همکار، اروپا)، OIC (سازمان کنفرانس کشورهاى اسلامى) و سازمان هاى دیگر در این روند.
- حفظ تمامیت ارضى یک کشور.
- غیرقابل قبول بودن فشارهاى خارجى یا دخالت آن ها به هر شکلى.
- ممنوعیت خشونت در ارتش هایى که به افغانستان گسیل مىشوند.
این موضع مورد حمایت جهان واقع شد. بدین ترتیب پارلمان اروپا در هجدهم ژانویه 1996تصمیم پیشنهادى در مورد افغانستان را با حمایت از طرح ابتکارى ازبکستان درباره اجراى ممنوعیت اعزام ارتش به افغانستان پذیرفت. این تصمیم بر همبستگى مردم افغان تاکید مى کرد و کشورها و گروه هاى مقابل افغانستان را به آتش بس و پیوستن به تفاهمنامه جهت بازسازى کشور فرا مىخواند.
این موضع ازبکستان مورد توجه ایران نیز قرار گرفت. از اواسط دهه 1990تا سال 2001در زمینه افغانستان با هم به تبادل نظر مى پرداختند. پس از اشغال کابل توسط طالبان در سال 1996و نزدیک شدن نیروهاى طالبان به مرزهاى ازبکستان و اعمال یک تهدید واقعى بر ازبکستان، هر دو کشور بر سر این مساله به اتفاق نظر رسیدند.
ایران نگران تلاش هاى بى پایان جنگ طلبانه طالبان براى برترى یافتن در افغانستان که به ضرر منافع اقتصادى ایران تمام مى شد، نیز بود. وزیر امور خارجه، آقاى کمال خرازى و جانشین او آقاى ظریف در سال هاى 1999و 2000 به تاشکند سفر کردند. در طول این دیدارها در مورد وضعیت افغانستان و اطراف آن بحث و گفتوگو شد.
ایران از برگزارى نشست گروه 2+6 درباره موضوع افغانستان، زیر نظر سازمان ملل متحد کاملاً حمایت کرد. به علاوه ایران در کنفرانس تاشکند که درباره یافتن راه هایى براى حل مساله افغانستان بود، در تاریخ 20-19 جولاى1999فعالانه شرکت کرد و از آن حمایت نمود.
ایران جزو آن دسته از کشورهایى بود که «بیانیه تاشکند را درباره افغانستان» امضا کردند (آخرین سند کنفرانس یاد شده که بعداً به عنوان یکى از اسناد سازمان ملل انتشار یافت) در همین دوره دو کشور رایزنى هاى زیادى با هم داشتند و این در حالى بود که ایران ریاست سازمان کنفرانس هاى اسلامى را از 1998-،2000 بر عهده داشت.
موضع دو کشور در زمینه مساله افغانستان نزدیک به هم بود. با توجه به این موضوع سیدمحمد خاتمى، رییس جمهور ایران اعلام کرد: «با همکارى مشترک سازمان ملل متحد و کشورهاى منطقه، یک حکومت انتخاب شده توسط همه گروه هاى قومى افغانستان باید بر این کشور حاکم شود تا زمینه لازم را براى حاکمیت واقعى مردم بر سرنوشت خود از طریق یک راى گیرى سراسرى فراهم آورد.» پیش از یازدهم سپتامبر 2001 دقیقاً همین موضع از جانب ازبکستان عنوان شد.
هر دو کشور بر سر یک مساله دیگر امنیتى- بحران هاى تاجیکستان که ثبات منطقه را به خطر انداخته بود- با هم به تفاهم و اتفاق نظر رسیدند. ازبکستان در طول چندین سال از تصمیمات سیاسى براى آرام کردن بحران هاى تاجیکستان استقبال کرده و تلاش هاى فراوانى در جهت عمیق کردن گفت وگوها با تاجیکستان، بازگرداندن پناهندگان و ارایه کمک هاى انسان دوستانه به تاجیکستان کرده است.
در سال 1997-1996 ازبکستان به عنوان ناظر در طول مذاکرات داخلى تاجیکستان که در تهران برگزار شد، شرکت کرد. اهداف مشترک ایران و ازبکستان براى آوردن صلح به تاجیکستان سبب تسهیل امضاى پیمان صلح در سال 1997گشت و روند آشتى مجدد را در تاجیکستان به راه انداخت.
به لطف تلاش هاى مشترک ایران و ازبکستان و دیگر کشورهاى همسایه به ویژه روسیه، جنگ هاى داخلى تاجیکستان متوقف شد. حکومت ائتلافى که از اپوزیسیون متحد پیشین تشکیل شده بود، به وجود آمد. یکى از رهبران اپوزیسیون سابق و Kazi-Kalon سابق تاجیکستان به نام تورجان زاده به عنوان قائم مقام نخست وزیر تاجیکستان انتخاب شد. صلحى که مدت ها مورد انتظار بود، در تاجیکستان برقرار شد. به علاوه ازبکستان براى بازگرداندن پناهندگان در سال هاى 1999-1997 با تاجیکستان همکارى کرد.
ایران نیز به نوبه خود کمک هاى عمده اى به تاجیکستان کرد و در برقرارى امنیت در منطقه مشارکت نمود. منابع غربى بیان نموده اند که «جمهورى اسلامى ایران تلاش هاى ویژه اى به نفع مصالح منطقه اى انجام داده است. برخى از این تلاش ها عبارتند از ساخت جاده هاى ماشین رو و ریلى، فراهم نمودن خطوط کشتیرانى و حمل کالا با کشتى در دریاى خزر، افتتاح خطوط هوایى و همین طور بهبود و تجهیز بنادر و فرصت هاى حمل کالا با کشتى در جهت رفع نیازهاى جدید منطقه.»
ایران در طول سال هاى طولانى بیشترین تاکید را بر برقرارى صلح در منطقه قرار داده و به خصوص در برنامه صلح سازمان ملل در تاجیکستان حضور فعالى داشته است.
به طور حتم مى توانیم تلاش هاى دو کشور را براى برقرارى ثبات در تاجیکستان آن قدر موفق قلمداد کنیم که باعث تقویت و تشدید امنیت در آسیاى مرکزى گشته است.
تروریسم و قاچاق مواد مخدر از دیگر موارد امنیتى هستند که با بحران هاى افغانستان و تاجیکستان ترکیب مى شوند. هر دوى این موارد در سطوح دو جانبه مورد بحث و گفت وگو واقع شده اند و همیشه به برنامه گفت وگوهاى بین دو کشور افزوده مى شوند. همگان به خوبى مى دانند که ایران و ازبکستان قوى ترین و مصالحه ناپذیرترین مبارزان این موارد زیانآور هستند.
در این خصوص حتى امریکا نیز متوجه تلاش هاى جدى هر دو کشور در امر مبارز با قاچاق مواد مخدر شده و در همین راستا اعلام کرده که شواهدى از اقدام جدى ایران براى مبارزه با مواد مخدر دیده شده است.
مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم همواره از موضوعات مورد بحث در طول گفت گوهاى دوجانبه و چند جانبه هستند.
در طول دوره گذشته، به خصوص از سپتامبر 2001هر دو کشور هوشیارى بیشترى نسبت به موضوعات مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر از خود نشان داده اند. هر دو کشور ارتباطات خود را درباره موضوعات ذکر شده ادامه مىدهند.
وضعیت وخیمى که به خاطر بحران هاى افغانستان، القاعده و فعالیت هاى سازمان هاى تروریستى دیگر هر دو کشور را موظف مى سازد تا راه هاى موثرى براى مبارزه با این شیاطین جهانى بیابند. اگر تروریسم مورد بحث و بررسى در سطح دو جانبه قرار گیرد، موضوع قاچاق مواد مخدر نیز به بحث هاى سازمان هاى منطقه اى و بین المللى افزوده مى شود. مساله قاچاق مواد مخدر قانوناً همیشه در دستور کار سازمان همکارى هاى اقتصادى قرار دارد و ایران و ازبکستان در تمام جلسات، فعالانه در رابطه با این موضوع داغ فعالیت مىکنند.
آگاهى و اطلاع از تهدیدها باعث شده تا دو کشور یک یادداشت همکارى بین سرویس امنیت ملى ازبکستان و وزارت امنیت ایران در طول دیدار رسمى اسلام کریموف از ایران در 17-18 ژوئن 2003 به امضا برسانند. این موافقتنامه زمینه ها را براى رایزنى هاى هر دو کشور درباره مسایل امنیتى فراهم مى سازد و براى داشتن درک متقابل بین دو کشور کمک مى کند. بدون شک این سند یک مبناى قانونى براى همکارى بین کشورها به منظور مقابله با تهدیدهاى جهانى به وجود مىآورد.
یکى دیگر از مسایل بسیار مهم امنیتى که مورد بحث دو طرف قرار گرفته است، فکر ایجاد یک منطقه آزاد هسته اى در آسیاى مرکزى بود. از ابتداى شکل گیرى این طرح، ایران از پیشنهاد ازبکستان و دیگر کشورهاى آسیاى مرکزى حمایت کرد. نماینده ایران در تعدادى از جلسات تنظیم شده توسط ازبکستان و همسایه هاى آسیاى مرکزىاش، شرکت نمود.
نمایندگان ایران در کنفرانس موضوعات غیرتکثیر آسیاى مرکزى در تاریخ 8-11 سپتامبر 1997 آلمانى و در کنفرانس تاشکند درباره ایجاد منطقه آزاد هسته اى در آسیاى مرکزى در تاریخ 15-16 سپتامبر 1997 شرکت کردند.
در نهم دسامبر 1997در پنجاه و دومین نشست عمومى سازمان ملل متحد، در نتیجه این تلاش ها طرح «ایجاد یک منطقه هسته اى عارى از سلاح اتمى در آسیاى مرکزى» به تصویب رسید و از همه کشورها براى حمایت از این پیشنهاد به منظور برقرارى یک مرکز آزاد هسته اى در منطقه دعوت شد.
در اواخر دهه 1990رییس جمهور ازبکستان ابراز داشت: «آسیاى مرکزى باید به یک منطقه عارى از سلاح هاى هسته اى و دیگر سلاح هاى کشتار جمعى تبدیل شود و کشورهاى منطقه در رابطه با عدم انتشار این نوع سلاح ها متعهد شوند و از امنیت مسایل در جایى که این مواد انباشته شده اند، مطمئن شوند. بعدها در بیست و هفتم سپتامبر 2002یک معاهده با موضوعات کلى در جلسه متخصصان سمرقند به امضا رسید.
در تاریخ هشتم سپتامبر ،2006پایان دوره کوتاه برقرارى یک منطقه عارى از سلاح هاى هسته اى در آسیاى مرکزى در Semipalatinsk قزاقستان اعلام شد. ایران از برقرارى این منطقه در آسیاى مرکزى باز هم به شدت حمایت کرد.
در نتیجه مى توانیم بگوییم ویژگى تغییرات اعمال شده در منطقه و پویایى استراتژیک موازنه قدرت در آسیاى مرکزى، بیش از همه به روابط بین کشورهاى این منطقه وسیع بستگى دارد.
برنامههاى بین المللى روابط بین کشورهاى تازه استقلال یافته به میزان مشارکت کشورهاى آسیاى مرکزى در سیستم امنیت بین المللى بستگى دارد. ابزارها و راه هاى حل مساله و حذف تناقض ها و اختلافات در روابط دو جانبه شان، با توجه به تغییرات وضعیت، متفاوت خواهد بود. کاملاً واضح است که سیستم موثر و جدید امنیت منطقه اى به زمانى طولانى نیاز دارد. تشکیل این سیستم امنیتى مطالبه شده یک جریان طولانى و پیچیده است. به همین علت توسعه مکانیسم و ابزارهاى یک سیستم جدید امنیت منطقه اى به نظر بسیار پیچیده مىآید.
باید بگوییم که ایران به خوبى مشکلات کشورهاى آسیاى مرکزى را به ویژه در زمینه ترابرى جاده اى و انتقال نفت و گاز از طریق کشورهاى منطقه به خارج درک کرده است. همه مواردى که نقل شد، با مسایل امنیتى کشورهاى آسیاى مرکزى در ارتباطند.
به همین خاطر است که ایران مى کوشد تا روابط خوبى را در زمینه امنیت، تجارت، حمل و نقل و سایر موضوعات با همه کشورهاى آسیاى مرکزى به ویژه ازبکستان پیش رو بگیرد. در همین راستا منابع خارجى نوشتند: «تجارت به طرز قابل توجهى توسعه یافته است و آن ها به خاطر روابط تجاریشان با ایران به این توسعه دست یافتهاند.»
موضع ایران در رابطه با مسایل امنیتى آسیاى مرکزى در حل و فصل موقعیت هاى جدال برانگیز یا بحرانى بدون حضور «نیروهاى ثالث» قرار دارد. این بدان معناست که کشورهاى منطقه خودشان مى توانند از پس مشکلات خود برآیند. در پرتو چنین موضعى، ایران معتقد است که امنیت در آسیاى مرکزى از طریق عوامل زیر تعیین مىشود.
ازبکستان به دلایل تاریخى، جغرافیایى، سیاسى و اقتصادى یک شریک طبیعى براى ایران است.
- تمایلات توسعه مستقلانه ایران و ازبکستان و به دست آوردن امنیت در منطقه، نیازمند همکارى بین این دو کشور است. این همکارى مى تواند یک عامل برقرار کننده ثبات در آسیاى مرکزى باشد.
- همکارى هاى ایران و ازبکستان و دیگر کشورهاى آسیاى مرکزى در مسایل امنیتى مى تواند عامل پیشرفت، استحکام توسعه مستقل کشورهاى آسیاى مرکزى شود و باعث شکل گیرى یک موازنه قدرت با استراتژى مثبت در منطقه و فاصله نزدیک به هم شود.
- روسیه یک شریک بسیار مهم براى ایران و کشورهاى آسیاى مرکزى است. مصالح و منافع روسیه، هنگامى که درباره موضوعات امنیتى منطقه بحث مى شود، باید در نظر گرفته شوند.
همچنین باید خاطرنشان کرد که اینگونه همکارى هاى ایران با کشورهاى آسیاى مرکزى، مى تواند در چارچوب سازمان همکارى هاى شانگهاى، حقیقى باشند.
با توجه به تحلیل هاى بالا، مى توان اینگونه نتیجهگیرى نمود:
1- حالت فوقالعاده کشورهاى آسیاى مرکزى در دهه ،1990راه آن ها را به سمت همکارى در زمینه موضوعات امنیتى با کشورهاى همسایه، على الخصوص ایران گشود. احیاى مجدد موازنه قدرت ها در منطقه که در نتیجه خاتمه دوران جنگ سرد و تخریب نظام دو قطبى از بین رفته بود، نباید با ایجاد بلوک هاى جدید نظامى- سیاسى یا برقرارى نمونه هاى قدیمى آن انجام شود، بلکه باید از طریق روند نتایج کنوانسیون هاى بین المللى و موافقتنامه هایى که امنیت و ثبات را از طریق توسعه و به کارگیرى مکانیسم هاى موثر دیپلماسى پیش گیرى کننده، برقرار مى کنند، اقدام شود.
2- در موازنه نیروها در مرکز بخش اوراسیا، کشورهاى آسیاى مرکزى اهمیت بیشتر و بیشترى یافتند و بر منافع ایران، روسیه، چین و منافع دیگر کشورهاى دور دست تاثیرگذاشتند. منطقه آسیاى مرکزى به محلى براى تقابل منافع استراتژیک قدرت هاى بزرگ تبدیل شد.
3- ارزش ژئو استراتژیک کشورهاى آسیاى مرکزى على الخصوص ازبکستان، در ذخایر عظیم انرژى این مناطق که مورد نیاز بازارهاى جهان است، نهفته شده است. ایران و تسهیلاتش مى توانند پلى بین اروپا و آسیا باشند و امنیت ملى کشور را تقویت نمایند.
4- جریانات مخربى که در بعضى کشورهاى آسیاى مرکزى و در جوار این کشورها روى مى دهند، تهدیدهاى گوناگونى براى امنیت ملى کشورهاى منطقه به دنبال مى آورد. این تهدیدها تنها از طریق همکارى هاى نزدیک بین کشورهاى منطقه قابل پیشگیرى هستند. اجراى این ایده باعث استحکام ثبات منطقه اى و جهانى خواهد شد.